جای خالی مولفه‌های شعر




عنوان مجموعه اشعار : اهل بیت علیهم السلام
شاعر : سیدصادق موسوی


عنوان شعر اول : صاحب عصر
بيا آقا رها کردم چه راحت امر واجب را
يقين دارم که گم کردم دراين بحبوحه صاحب را

من ازقرآن که فهميدم بشيراً را نذيراً را
گنه کردم ، قبول اما ! رديفش کن عواقب را

جناب حضرت يوسف ! سر بازار چشمانت
بيا يادم بده با يک نگه درس مکاسب را

نشانه رفته ايمان را جهان کفر و بي ديني
به جان هم بياندازد تمامي مذاهب را

ببين نيجريه ، بحرين ، يمن ، سوريه ، لبنان را
خودت ديگر بيا آقا بزن حکم مُحارب را

دخالت در امور اين نظام شيعه ممکن نيست
هميشه ميکند کوته کسي دست اجانب را

چه کس ارزنده تر از او همان ذريه ي زهرا
خدايا تا ظهور حق ، سلامت دار نائب را

پ.ن :

و ساري تازه ساري شد ، خدا را شکر ميگويم
نوشته ابن شهرْ آشوب با عشقش مناقب را

عنوان شعر دوم : بت شکن آخرالزمان
آسوده دل نديده ام اصلا حسود را
اين نسل بدقواره ي قوم يهود را

احساس ميکنم که مي آيد تبر به دوش
مردي که بشکند بت آل سعود را

شیعه دلش خنک شود آقا اگر شما
گیرید انتقام وجوه کبود را


تنها به عشق آمدنت شعر گفته ام
لطفا بيا و خاتمه ده اين نبود را

آقا بیا به کوری چشمان فتنه گر
سیدعلی نظاره کند این ورود را

عنوان شعر سوم : معجر فاطمه ها
باز تصوير تو مد نظرم افتاده
خوش به حالم که به هيئت گذرم افتاده

اينقدر "شور" حسين بن علي "شيرين" است
هوس "پيرغلامي" به سرم افتاده

دست من گير که درگير دم شور توام
فطرس سينه زنم ، بال و پرم افتاده

وسط دسته "علم" را که بلندش کردم
مادرم گفت : به ياد پدرم افتاده

خواب ديدم که لب علقمه هم عطشان است
آسمان گفت که ويلی قمرم افتاده

تعزيه خواندم و نقش علي اکبر را
رد يک نيزه به روي کمرم افتاده


پدرم کرده وصيت پسرم ؛ شعر بگو
قافيه قافيه از چشم ترم افتاده...

شعر تاروضه شدو حضرت عباس که رفت
ناگهان چشم حرامي به حرم افتاده...

روضه رفت و به سر حضرت خورشيد رسيد
مادري گفت که بي سر پسرم افتاده

غيرت الله کجايي که صدا زد زينب:
معجرفاطمه ها دوروبرم افتاده

دم عصري منم وتابلوي فرشچيان
باز تصوير تو مد نظرم افتاده
نقد این شعر از : فریبا یوسفی
پنج سال و بیشتر سابقۀ سرودن شعر، انتظار بیشتری برای مخاطب رقم می‌زند. شاعر این سه شعر، به استناد این نمونه‌ها، در مطالعۀ نمونه‌های سالم و موفق شعر ـاعم از شعر کهن و شعر امروزـ جدیت کمی صرف کرده است. سابقۀ سرودن به تنهایی مایۀ پیشرفت نخواهد شد. در کنار سرودن، عرضه کردن اثر نزد کارشناسان و به نقد گذاشتن آن و نیز مطالعۀ آثار ارزشمند و تایید شده، همچنین مطالعۀ اصول و مبانی شعر، از جمله فعالیت‌های لازم برای تکامل بخشیدن به ذائقۀ شعری است. استعداد و ذوق سرودن به تنهایی و هریک از این راه‌ها که ذکر شد، به تنهایی، کمک کاملی به شاعر نخواهد کرد. علاوه بر این‌ها، کسب تجربه‌ها و کشف فضاهای گوناگون زندگی نیز به ارزندگی و تازگی شعر خواهد انجامید.
این سه شعر هر یک در نحوۀ بیان، زبان شعر، گاهی موسیقی و نیز به کارگیری ذوق و سلیقۀ شاعر در نوع صورت‌بندی سخن، دچار مشکلاتی هستند که از استحکام و سلامت شعر کاسته است.
لطفا برای «کشف‌های مخاطب» سهم بیشتری قایل باشید. این اولین نکتۀ قابل توجه در شعر است. وقتی قرار است سخنی، یا اندیشه‌ای در قالب شعر عرضه شود، بی‌تردید لازم است با گزارش‌گری یا سخن‌گویی معمولی فرق داشته باشد. هرچه شاعر سخن را غیرمستقیم‌تر و در لایه‌های پنهانی در لفافه‌هایی از جنس تشبیه، کنایه، استعاره و ... بگوید، بر قدر و قدرت اثرگذاری شعر خود و بر میزان شاعرانگی سخنش افزوده است. اگر در شروع سخن بگوید: «بیا آقا!» این پیام که تقریبا محتوای اصلی و پیام کلی شعر اوست، همان اول بدون هیچ آراستگی یا پوششی، مثل یک خبر ساده یا سخن خنثی، روشن و صریح به مخاطب عرضه شده و جاذبۀ لازم برای همراه کردن مخاطب با شعر را از آغاز شعر، خنثی کرده است.
نکتۀ دیگر که با مطالعه در دستور زبان و شناخت نحو صحیح جملات حاصل خواهد شد، رعایت سلامت نحوی و نکات دستوری در زبان شعر است. نمونه‌هایی از سستی‌های زبان را در این مصرع‌ها مشاهده می‌کنیم:
بیا آقا رها کردم چه راحت امر واجب را
در این مصرع با دو جمله رو به رو ایم که ارتباط معنایی میان آن‌ها برقرار نشده است بنابراین ساخت این مصرع از جهت معنارسانی دچار نقص است.
در بیت دوم نیز، همین وضعیت وجود دارد نه مصرع اول معنای کامل و روشنی را می‌رساند و نه در مصرع بعدی با جملۀ کامل و سالمی مواجهیم: «ردیفش کن عواقب را» به دلیل قرار گرفتن در بافت زبان محاوره، بیت را دچار ضعف و سستی کرده است.
در بیت پنجم هم همین ضعف را می‌بینیم:
خودت دیگر بیا آقا بزن حکم محارب را
(مصرع قبلی این بیت هم دچار اختلال در وزن است)
در بیت ششم نیز نارسایی معنا و بی‌ارتباطی دو مصرع وجود دارد. ضمن این که در مصرع اول حضور ضمیر اشاره «این» کاملا اضافه است.
در پایان شعر یک بیت بدون ارتباط با بیت‌های دیگر، به شکل پی نوشت آمده است که برای مخاطب عام نیازمند توضیح است. (ممکن است همه ندانند که مقصود شاعر اشاره به کتابی خاص است که نویسندۀ آن متولد شهر ساری است)
شعر سوم در بیت چهارم باز به همان مشکل زبانی دچار است که ذکر شد:
وسط دسته "علم" را که بلندش کردم
«بلندش کردم» بافت محاوره دارد و در بافت زبان معیار آوردن ضمیر متصل «ش» در این نحو جمله، اضافه است.
همچنین این جمله نیز نحو درستی ندارد و لازم است اصلاح شود: «باز تصویر تو مد نظرم افتاده»
لازم می‌دانم بر توصیه به مطالعۀ امور فنی شعر تاکید کنم و از جناب سیدصادق موسوی بخواهم که برای رفع کاستی‌های شعر خود، تا آنجا که می‌تواند، علاوه بر خواندن شعرهای سالم و مورد تایید، در زمینۀ نحوۀ کاربرد ابزارها و امکانات شعری نیز مطالعات و مروری داشته باشد.
برای این شاعر گرامی آرزوی موفقیت دارم.

منتقد : فریبا یوسفی

 شاعر، نویسنده، منتقد ادبی تولد: 22مهرماه 1349، تهران تحصیلات: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران آثار و فعالیت‌ها: ـ مجموعه شعر "حالا تو"، نشر تکا، 1387(برگزیده جایزه ادبی پروین اعتصامی( ـ "تا روح تنهای تن‌ها"، مجموعه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.