قافیۀ دشوار و ردیف ناهموار




عنوان مجموعه اشعار : سری6
شاعر : امید خیاطی فرد


عنوان شعر اول : 1
نشسته ام به تماشـای کـوهِ صبـرِ خودم
و کوله بار خودم ، شانه ی ستبرِ خودم

به حال هیچ کسی بعد ازین نمی گـریم
که باید آب شــوم پـا به پـای ابرِ خودم

مرا رفیــقِ خودم کُشت ازچه نالـه کنم
که بچه آهــوی من را دریـد ببــرِ خودم

دلــم همیشــه مقیّــد به مهــرورزی بـود
رفــوزه کــرد مرا امتحـــان جبــرِ خودم

اگــر زمیــن زدن دوستـان مسلمـانیست
فــدای دشمـــن بی ادّعــای گبــرِ خودم!

نشستـه ام به تماشـای کـوهِ صبـرم... آه
نشستـه ام به تماشای سنگِ قبرِ خودم!!

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : پانته آ صفائی
قبل از هر چیز باید بگویم آقای خیاطی فرد کمتر از سه سال است به سرودن روی آورده اند؛ و این غزل و غزل های دیگر ایشان که در همین سایت مطالعه کرده ام، بدون شک نویدبخش آینده ای روشن است.
اما به نظر می رسد که غزل حاضر، بیش از هر چیزی، تحت سلطۀ قافیۀ دشوار و ردیف ناهمواری است که شاعر انتخاب کرده. این ردیف و قافیه، نه تنها مجال شکل دادن به فضایی استعاری و فرصت کامل کردن جهان متن را از شاعر گرفته است، بلکه حتی به او اجازه نمی دهد که مضمون پردازی های مورد نظرش را، به درستی، در محور افقی اجرا کند.
مصراع اول بیت اول، هم از منظر زبانی و هم از منظر تصویر و منطق شاعرانه، مصراعی سالم است. اما در مصراع دوم، به سبب جای قرار گرفتن واو عطف، این گمان تقویت می شود که «شانۀ ستبر»، بدل از «کوله بار» است نه معطوفی برای «کوه صبر». به هر رو، چه منظور شاعر این باشد که به تماشای «کوه صبر خودم» و «کوله بار خودم» و «شانۀ ستبر خودم» نشسته ام؛ و چه قصد او از این شیوۀ بیان، آن باشد که به تماشای «کوه صبر خودم» و «کوله باری که شانۀ ستبر من است» نشسته ام، در هر دو صورت، تصویر و معنای کوله بار در مصراع دوم، تقلیل معنا و تصویر کوه، مصرع اول است.
یکی از شیوه های تأثیرگذار کردن کلام در علم معانی، چینش تصاویر و معناها از درجۀ ضعف به قوّت است. یعنی برای اینکه کلاممان تأثیر بیشتری داشته باشد، باید اول ضعیف ترین تصویر را ارائه کنیم و بتدریج در طی کلام، درجۀ قوت تصویر یا معنا را بالا ببریم.
در بیت دوم، با توجه به مفهوم مصراع اول، به نظر می رسد که مضمون مورد نظر شاعر، بخوبی پرداخت نشده. پابه پای کسی گریستن، به معنی گریه کردن بر احوال او نیست و اینکه شاعر پابه پای ابر خودش آب شود، منافاتی با گریستن بر حال دیگران ندارد.
در بیت سوم، شاعر، خود را معادل بچه آهو گرفته و رفیقش را معادل ببر. آنچه در این تصویر اختلال ایجاد می کند این است که بچه آهو بخشی از وجود شاعر نیست؛ بلکه خود شاعر است و از نظر معنایی، «بچه آهوی خودم»، نمی تواند به جای «بچه آهویی که منم» بنشیند.
در بیت چهارم، کاربرد اشتباه فعل، به زبان آسیب زده است. امتحان، «کسی را» رفوزه نمی کند، بلکه فرد «در امتحان» رفوزه می شود.
بیت پنجم و ششم، ابیاتی سالم و بدون اشکالند که می توانند نشانه هایی امیدبخش باشند از توانایی شاعر در آفریدن مضمون و استفادۀ صحیح از زبان.

در پایان برای آقای خیاطی فرد موفقیتی روزافزون را آرزو می کنم.

منتقد : پانته آ صفائی

متولد 1359 بروجن. دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه کاشان و دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.