جنگ کلمات



عنوان مجموعه اشعار : رباعی‌های اجتماعی خطاب به مسئولین
عنوان شعر اول : مسئولین
پاسخ‌هاشان مضاف حیرانی‌هاست
پشت سرهم ضربه و ویرانی‌هاست
حرفی زده بر خلاف هم باز
جنگ کلمات در سخنرانی‌هاست



عنوان شعر دوم : آسمان
آخر رنگین کمان سامانی ماست
با هر سختی دری به آسانی ماست
می‌بینم این رفتنشان است رفیق
پایان چشم‌های بارانی ماست



عنوان شعر سوم : ارجحیت
این هم قد چند سکه قیمت دارد
آن به سبب پارتی قامت دارد
در مورد حق خویش پرسیدم گفت:
غم بر همه چیز اولویت دارد

انکار
نادیده گرفتن جماعت دارد
نامردی در میانه شرکت دارد
القصه چنین لیاقت مردم بود
اینگونه عدالت چه خجالت دارد؟
نقد این شعر از : رحمت اله رسولی مقدم
سلام به محمدحسین لشگری عزیز؛ دوست همواره‌ی پایگاه نقد شعر!
دو نوبت پیش راجع به غزل‌هایی از شما تبادل نظر کردیم. نیز در نوبت پیشین، خانم انسیه موسویان راجع به رباعی‌هایی که ارسال کرده بودید، با شما گفتگو کردند. اشاره‌ی من به این است که نکاتی را اکنون راجع به این چهار رباعی در دست نقد عرض می‌کنم که می‌توانند ادامه‌ی نکات قبلی در نقدهای مورد پیشین مورد اشاره باشند.

پاسخ‌هاشان مضاف حیرانی‌هاست
پشت سرهم ضربه و ویرانی‌هاست
حرفی زده بر خلاف هم باز
جنگ کلمات در سخنرانی‌هاست

در رباعی اول، از پاسخ‌هاشان حرف می‌زنید؛ پاسخ‌های مسئولین. اگر من بودم، پرسشی را مطرح می‌کردم و آنگاه دنبال کیفیت پاسخش می‌گشتم. در واقع شما باید فکر کنید که سیصد سال دیگر قرار است یک نفر شعر شما را بخواند. او اگر عنوان شعر شما رو ندید که خطاب به مسئولین است، نباید گیج شود که کی قرار است پاسخ بدهد و قرار است پاسخ چه کسی را بدهد؟!
نیز در سطر اول، نوع استعمال مضاف، اشتباه است. در این‌صورت باید حرف ربط 《 به》بعد از مضاف می‌آمد. وانگهی، اگر مقصود این باشد که پاسخ‌هایشان اضافه‌کننده‌ی حیرانی‌ها و حیرت‌هاست، مضاف این معنی را نمی‌دهد. چون مضاف با معنی اضافه‌شده است نه اضافه‌کننده.
در مصرع دوم، ارتباط با مصرع اول منفک می‌شود. ضمن اینکه باید روشن کنیم که ضربه و ویرانی به کجا تحمیل شده است؟
در مصرع سوم وزن مخدوش شده است که باتوجه به اینکه معمولا محمدحسین نشان داده که به وزن مسلط است، احتمالا در تایپ شعر، چیزی جامانده است. اگر این مصرع درست شود، می‌توانیم ببینیم که چه‌چیزی منجر به ساختن تصویری مثل جنگ کلمات در میدان سخنرانی شده است. البته اینجا چون مخاطب می‌تواند دو خوانش از جنگ داشته باشد( جَنگ و جُنگ)، مصرع خوبی‌ست.

آخر رنگین کمان سامانی ماست
با هر سختی دری به آسانی ماست
می‌بینم این رفتنشان است رفیق
پایان چشم‌های بارانی ماست

در مصرع اول این رباعی، یک نقص ساختاری در جمله وجود دارد. با توجه به اینکه در بقیه‌ی شعر دارید از پایان وقایع تلخ حرف می‌زنید، پس در مصرع اول، منظورتان 《آخرش》بوده است. همان نبودن ضمیر متصل 《ش》، جمله را مبهم کرده است. نیز در ادامه‌ی مصرع، احتمالا می‌خواستید بگویید که آخر کار، رنگین‌کمانی‌ست به نام سامان‌یافتن ما. اما سامانی نمی‌تواند این معنی را بدهد‌. این دو مشکل در مصرع اول، تصویر این مصرع را مخدوش و مبهم کرده است.
حتی در مصرع دوم، جای یک کلمه خالی است که توی ذوق می‌زند. فکر می‌کنم اگر می‌گفتیم : با هر سختی دری به آسانی ما( باز) است، آنگاه جنله کامل بود و ترتیب و تسلسل کلمات و معنا درست می‌شد.
در مصرع سوم با حرف اشاره‌ی 《 این》کار خودتان را سخت کرده‌اید. چون باید به مخاطب می‌گفتید که چه چیزی مصداق رفتن‌شان است؟
به دلیل ضعف‌های سه مصرع اول، مصرع سالم چهارم، با یک نافرجامی همراه است.

این هم قد چند سکه قیمت دارد
آن به سبب پارتی قامت دارد
در مورد حق خویش پرسیدم گفت:
غم بر همه چیز اولویت دارد

جناس قیمت و قامت در دو مصرع اول و دوم توجه فنی خوبی‌ست. مشکلی که این رباعی دارد، این است که اگرچه شاعر تلاش کرده که یک سه‌وجهی از خویش، این و آن ایجاد کند، اما چون مرجع اشارات این و آن مشخص نیست، این تصویر ضربه خورده است.
در ضمن مصرع 《 آن به سبب پارتی قامت دارد》، لغزش وزنی دارد. یعنی باید پارتی را سریع بخوانیم تا وزن روان شود، در حالی که به جای هجای بلند 《 تی》به یک هجای کوتاه نیازمندیم.
مصرع چهارم مصرع زیبایی‌ست که نیاز به مقدمه‌ی قوی‌تر و محکم‌تری دارد.

نادیده گرفتن جماعت دارد
نامردی در میانه شرکت دارد
القصه چنین لیاقت مردم بود
اینگونه عدالت چه خجالت دارد؟

و در این رباعی، استخدام کلماتی مثل عدالت و میانه، نشان دهنده‌ی این است که محمدحسین به استخدام کلمات دقت کرده است. ولی یک توجه دیگر هم که باید کند این است که ببیند آیا از پس این استخدام و گردهمایی کلمات، آیا تصویر خروجی، وضوح، کیفیت و جلوه‌ی هنری ویژه‌ی خود را دارد یا با آن‌چه که در ذهن خود پروریده‌ است، فاصله دارد؟
اینکه چه چیزی نادیده‌گرفتن جماعت دارد؟ آیا عدالت منظور است؟ اگر هم این‌طور باشد، به دلیل فاصله‌ی زیادی که بین مصرع اول و چهارم ایجاد شده است و نیز دست‌هایی که سر مسیر رسیدن مصرع اول به مصرع چهارم وحود دارد، یک تاخیر طولانی ایجاد می‌شود و شعر به مقصد متعالی خود نمی‌رسد. یکی از این دست‌اندازها، 《 نامردی》 است که از چیستی و چرایی و چگونگی آن برای ورود به این بافت را باید مشخص کرد.

محمدحسین باید تمریناتش را ادامه دهد تا به زودی به شکل و شمایل مطلوب خود برسد و انتظارات مرا و خودش را از خودش برآورده کند. باز هم منتظر خواندنش خواهم ماند با صبر و حوصله.

منتقد : رحمت اله رسولی مقدم

متولد ۵ خرداد ۶۹ یاسوج؛ شاعر و ویراستار؛ تحصیلات کارشناسی ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین



دیدگاه ها - ۱
محمدحسین لشگری » دوشنبه 26 مهر 1400
سلام و درود. سپاسگزارم. بله مصرع سوم رباعی اول. حرفی زده اند هست.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.