جستجوی شعر در لایه های عمیق تر




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
پیش از گله از وضعیت نان و گرانی
بایست بگویم که چه آبی و چه نانی

ناز تو گران تر شده از پیش و حسابم ...
"لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی "

چون که دل من تنگ ترین جای
جهان است
تنها توی باریک کمر ساکن آنی

من بلبل لالم تو گل خوش سخن من
تو خمر روانی و منم مست روانی

وا کرده ز سر بار دگر روسری اش را
دور از نگه شحنه ، به رندی و نهانی

باد از سوی روس است نکن فتح حجابت
ترسم بشود بر سر تو جنگ جهانی

چوپانکی ام دربه در ای دخت کدیور
تا کی به سر کوی شما چشم چرانی

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : پانته آ صفائی
شاید سختگیرانه باشد اما من فکر میکنم که مردد بودن شاعر در انتخاب ژانر، مانعی بزرگ بر سر راه شکل گیری جهان خودبسنده ایست که یک اثر ادبی قرار است خلق کند. هر ژانر ادبی، ویژگی های خاص خود، اقتضائات خود و حتی زبان خاص خود را دارد. با ویژگی های ژانر غنایی نمی توان حماسه آفرید و با لحن شعر اجتماعی نمی توان غزل عاشقانه سرود؛ و تنها بواسطۀ توجیهات درون متنی میتوان یک اثر را در دو یا چند ژانر گوناگون سرود. هر ژانری، علاوه بر ویژگی های ظاهری، به جهان بینی خاصی تکیه دارد که منطق اثر ادبی را شکل می دهد. ارتباط برقرار کردن با شعری که از این نظر دچار اغتشاش است، دشوار و گاه غیرممکن است؛ چون چنین متنی دیگر یک «شعر بی دروغ و بی نقاب» نخواهد بود.
غزل حاضر، نمونۀ شعری است که در انتخاب ژانر مردد است. در غزل سنتی، بیت اول، یکی از مهمترین ابیات غزل است. در واقع راه ورود مخاطب به جهان متن است و اگر نتواند مخاطب را مجذوب یا دست کم امیدوار کند، برقرای ارتباط بین فرستنده پیام (اثر هنری) و گیرنده دچار اشکال می شود.
بیت اول این غزل آقای چمن سرا، با اینکه مشکل آشکاری ندارد، مقدمۀ خوبی برای ورود به شعری عاشقانه نیست. لحن بیت، مخاطب را بیشتر برای شنیدن یک غزل اجتماعی یا طنز آماده می کند تا شنیدن شعری عاشقانه. این بیت سؤالی در ذهن خواننده اثر ایجاد می کند که ظاهراً بیت دوم قصد دارد به آن پاسخ بدهد. شاعر خود را مکلّف می داند که پیش از گله از وضعیت نان و گرانی این مسأله را روشن نماید که «چه آبی و چه نانی». اما در بیت دوم، به جای پرداختن به این پرسش خودانگیخته، تنها به گران شدن ناز معشوق اشاره می کند و می گذرد. و اینکه گرانی این ناز به نان مربوط بود یا به آب، همچنان برای مخاطب سربسته می ماند. بعد از این مقدمه هم دیگر حرفی از وضعیت نان و گرانی به میان نمی آید.
پیش از این دربارۀ تقلیل معنای واژه و اصطلاحات به دم دستی ترین معنی، در شعر آقای چمن سرا سخن گفته ام. اینجا هم گاهی شاعر اصرار دارد که چندمعنایی و لایه مندی را از زبان بگیرد و دریافتی سطحی و فانتزی از تصاویر و کلمات بسنده کند. دل من تنگ ترین جای جهان است؛ اگر تعلیل نامناسب شاعر نبود من مخاطب، ناخودآگاه به سمت دلتنگی می رفتم اما شاعر در مصراع بعد اصرار دارد که ذهن مرا از دل تنگی منحرف کند و به تصویر دم دستی «آدم کمر باریک جای کمی اشغال میکند و به همین دلیل در دل کوچک من جا می شود» اکتفا کنم. همین شکل رفتار با تصویر و واژه را در بیت ششم غزل هم می بینیم.
شاید اینگونه آسان گیری ها در شعر، مخاطب عام، مخصوصا نوجوانان را جذب، و اصطلاحاً، به تعداد «لایک»های شاعر اضافه کند اما باید دانست که شعر، در سطحی عمیق تر از این بازی های زبانی اتفاق می افتد و باید جایی دیگر به دنبال شاعرانگی بود.

منتقد : پانته آ صفائی

متولد 1359 بروجن. دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه کاشان و دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.