از جزئیات غافل نشوید




عنوان مجموعه اشعار : طعم گس باران
شاعر : فاطمه حقیقی


عنوان شعر اول : 1
مثل کسی که از راهی دور آمده
با گونه‌هایی خیس از بوسه باد ....
به گمانم گم شده‌ام،
میان انبوهی از خاطرات
کسی از دور مرا می‌خواند
و من، در فراموشی دور ،
پای هر پنجره
در پسین هر بوسه
و در ازدحام خاموش هر خاطره
تو را می‌بینم

مثل کسی که از راهی دور آمده
با گونه‌هایی سرخ از بوسه باد
و چشمانی زلال از باران
رو به سوی نور
با کوله باری از غرور
باز گم می‌شوی در هزارتوی این خاطرات
باز گم می‌شوم
میان اندوه نبودنت و انبوه خاطرات
و صدایی که مرا می‌خواند
به گمانم
گم شده‌ام .....


عنوان شعر دوم : 2
دوباره پای گریه
باز می‌شود به خانه‌ام
دوباره جهان سقوط می‌کند
از انحنای چشمانم
کسی
تمام فاصله را تا تو
گل گریه می‌کارد
کسی تمام فاصله را تا من
دوباره بر نمی‌گردد


عنوان شعر سوم : 3
.
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
تبریک می‌گویم به همراه عزیزمان که با توجه به نکات نقدها و به کار بستن توصیه‌های منتقدان به سویی درست گام برمی‌دارد تفاوت کارهای پیشین شما با اکنون شایان تقدیر است و گمان می‌کنم زمان آن رسیده که بیشتر به ماهیت هنری متن‌ها بپردازیم چون نیمه‌ی دوم خلق شعر یعنی روایت و راوی را تا اندازه‌ای دریافته‌اید اما ماهیت‌ها متزلزل هستند گاهی شکل می‌گیرند و گاهی ناقص شکل می‌گیرند و گهگاهی هم شکل‌گرفته‌ها قوت چندانی ندارند. ابتدا کمی از ایرادهای جزئی روایت سخن بگوییم که گمان می‌کنم بی‌دقتی در مفاهیم استعارات و کنایات روایت، عامل آن است برای مثال در روایت شعر اول:
عنوان شعر اول : 1
مثل کسی که از راهی دور آمده
با گونه‌هایی خیس از بوسه باد ....
بوسه‌ی باد معمولاً گونه‌های خیس را می‌خشکاند ولی شما خیساندن را به بوسه‌ی باد نسبت می‌دهید و ضمناً این مقدمه که راوی خود را مثل کسی که از راهی دور آمده با گونه‌های خیس از، لابد -بهتر است از بوسه‌ی باران باشد- موقعیت و حالات و سکناتی بیان می‌شود که در ادامه رها می‌گردد یعنی متن می‌توانست از مصراع بعد آغاز شود.
به گمانم گم شده‌ام،
میان انبوهی از خاطرات
کسی از دور مرا می‌خواند
و همچنین این «دعوت از دور» هم رها می‌شود این روایت بیشتر به روایتی می‌ماند که انگار قسمت‌هایی از آن حذف شده است.
و من، در فراموشی دور ،
«فراموشی دور» هم مفهوم شفافی ندارد چون صفتی که برای فراموشی آمده است گویا نیست چرا که فراموشی دور دیگر فراموشی نیست نوعی پارادوکس معنایی در آن است که ابهام ایجاد کرده است و باز هم در ادامه چنین موردی داریم در ترکیب: «ازدحام خاموش خاطره» که خاموشی با ازدحام پارادوکس است و معلوم نیست این گونه روایت کردن چه هدافی را دنبال می‌کند تنها چیزی که به ذهن من می‌رسد تهمت ادبی‌نگاری بی‌هدف است.
پای هر پنجره
در پسین هر بوسه
کاربرد واژه‌ی «پسین» در این جا نامناسب می‌نماید در معنای این واژه در زبان باید بگویم که به معنای بعد از ظهر در معنای زمانی آن است که در این کاربرد نیست و پسوند «ین»‌صفت برترین(عالی) می‌سازد که همنشینی آن با صفت مبهم پیشین «هر» ضعف تألیف است چون پسین در معنای صفت عالی به معنای پس‌ترین است و باید چنین بیان شود: پسین بوسه، که «هر» زاید است
و در ازدحام خاموش هر خاطره
تو را می‌بینم

مثل کسی که از راهی دور آمده
با گونه‌هایی سرخ از بوسه باد
تکرار این قسمت روایت هم منطقی ندارد گرچه برای مخاطب است و در این جا گونه از بوسه‌ی باد سرخ شده است که مشکل بالا را ندارد اما:
و چشمانی زلال از باران
«چشم زلال از باران» مفهومی مشخص ندارد چگونه باران چشم را زلال می‌کند؛ اگر «باران» حقیقت است و اگر «باران» مجاز از اشک است قرینه‌ای برای رسیدن به این مفهوم نداریم.
رو به سوی نور
سمت و سوی مشخص شده یعنی «به سوی نور» هم گویا نیست مگر این که واژه‌ی «نور» تنها آمده باشد تا با «غرور» قافیه شود که اگر چنین است نابخشودنی است
با کوله باری از غرور
باز گم می‌شوی در هزارتوی این خاطرات
باز گم می‌شوم
قید «باز» برای گم می‌شوم پذیرفتنی است ولی برای گم می‌شوی نه! چون راوی برای بار دوم گم می‌شود و مخاطب برای بار اول است مگر این که ذهن خواننده تصحیح کند که گم شدن مخاطب بارها اتفاق افتاده است که در متن نیست.
میان اندوه نبودنت و انبوه خاطرات
و صدایی که مرا می‌خواند
این «صدا» که دعوت می‌کند ناشناس است هم در بالا هم در این جا و علاوه بر دعوتش هم مشخص نیست به کجاست؟
به گمانم
گم شده‌ام .....
این‌ها مشکلات روایت بود با تمام زیباییش و اما ماهیت این متن که فضایی را روایت می‌کند که استعاری است و توان تأویل دارد و بنا به دیدگاه خواننده به معنا و تفسیر می‌رود اما این فضای استعاری قوت چندانی ندارد و دلیل این ضعف هم کشف شاعر است که از نوع عالی نیست.
کشف‌ها را می‌توان به سه نوع دسته بندی کرد:
1-کشف‌های نخ‌نما: و آن کشف‌هایی است که شاعران پیشین بارها تکرار کرده‌اند و تنها در بار اول قابل توجه بوده است.
2- کشف‌های عادی و آن کشف‌هایی است که در توان همه است و خواننده را غافل‌گیر نمی‌کند.
3- کشف‌های انفجاری و آن کشف‌های بکر و تازه که خواننده را برای لحظاتی میخ‌کوب می‌کنند که این نوع را اغلب در شاه‌کارهای ادبی می بینیم.
حال ببینیم این کشف‌ها حاصل کدام رفتار شاعر است؟ می‌دانیم که شاعر برای خلق فضایی استعاری فضایی مشابه فضای احساس خود در خیال می‌آفریند و همین یافتن فضای خیالی مناسب در مشابهت با فضای احساس درجات کشف را تعیین می‌کند که مناسب‌ترین آن انفجاری است.
و اما کشف شما در شعر بالا پس از رفع ایرادهای اشاره شده‌ی روایت، کشفی عادی است.
و اما شعر دوم:
عنوان شعر دوم : 2
دوباره پای گریه
باز می‌شود به خانه‌ام
دوباره جهان سقوط می‌کند
از انحنای چشمانم
پای گریه به خانه باز شدن شفاف و معلوم است ولی سقوط جهان از انحنای چشمان قابل تصور نیست. انحنای چشمان کجاست؟ و این سقوط در چشم است؟ در نگاه است و چگونه سقوطی است؟ توجه کنید خواننده‌ی شما نباید درگیر ابهام‌های متن شود چنین متونی را خوانندگان عادی رها می‌کنند تنها منِ منتقد ناچارم تا پایان بخوانم و مجبور شوم بارها بخوانم.
کسی
تمام فاصله را تا تو
گل گریه می‌کارد
تشبیه گریه به گل و کاشتن آن از تشبیهاتی است که نه تنها به روایت کمک نکرده بلکه ابهام ایجاد کرده و برای خواننده پرسش‌زاست
کسی تمام فاصله را تا من
دوباره بر نمی‌گردد
در مجموع این متن آنقدر ابهام دارد که نمی‌توانم در ماهیتش داوری کنم چون با آن، ارتباطی برقرار نکردم اگر بخواهم برداشت خود را بنویسم به زور چنین دریافتم:
دوباره می‌گریم، دنیا از چشمم می‌افتد و تو برنمی‌گردی.
اگر دریافت من درست باشد روایت در فضای احساس است و متنی که فضای احساس شاعر را روایت کند متن تک‌پیامی و شعار است. توجه داشته باشید: بیان احساس شعر نیست!

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۱
فاطمه حقیقی » 8 روز پیش
با درود سپاس از توجه شما و راهنمایی های خوب و ارزنده تون ، امیدوارم با توجه به نقد خوب شما شعرهای بهتری بنویسم .

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.