توجه عمیق به پدیده های طبیعی




عنوان مجموعه اشعار : زلال احساس 1
شاعر : رسول جاویدی


عنوان شعر اول : پاگشای سپیده
‎پاگشاي سپيده
‎نخستين روز بي توست ‎آفتاب،پريشان و پرسان
‎با خوشخيالي ميخزد لابلاي سردي خيالت ‎در صرافت تو ام...
‎كه نسترن در گريبان مي پروري
‎و متبلور گناه باراني
‎با سراگشت افكار
‎به تمسخر،اشارات فضا را
‎سيراب شبنم و مرواريد مي كني ‎با پاگشاي سپيده
‎خواهي ديد
‎عدم بيد مجنون را
‎كه هر بامداد گنجشككان بدرقه میکنند با ترنم بر شاخسار معطرش ،
‎آخرين امتداد نوري بنبست راه شيري را
‎تا بستر آفتابيشان . ‎پاگشاي سپيده
‎پايانم را در ظرافت اشاره
‎به شاخه بيد مجنون نظاره خواهي نشست
‎تاتسخیر کند سايه آفتابت آستانه ام را....

عنوان شعر دوم : تحریر عشق
درآمیختگی انگشت و پری از گیسویت
قلمی می شود
و عشق را به وسعت تاریخ تحریر خواهد کرد

رنگ لب هایت
تابلو رزهای وحشی را
آنقدر سرخ رنگ آمیزی می کند
که دیگر آبرویی برای انار های پاییز نمی ماند

هنوز خوب خاطرم هست
که تو مادر تمام شبدر و زنبق های تابستانی

نقش نام تو
بر تن نحیف آینه
ماه را هزار تکه می‌کند

تا چال برکه گونه ات
مطلع قرص صورت توست
همه آبگیر ها از انعکاس ماه استعفا می دهند.
و نبودت شروع انقراض تابستان است
آنگاه که تگرگ و برف
اندام شبدر و زنبق ها را
سپید سپید کفن می پوشانند.


عنوان شعر سوم : راهمان
راهمان
از هم جدا خواستی.... اما هنوز
کفش هایمان
جفت هم اند.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
به دوست تازه پیوسته به پایگاه درود می‌گویم و امیدوارم که در این گفتگوها، فرصت آموختن و ترقی ادبی برای «رسول جاویدی» ممکن شود. بیش از هر چیز بسامد قابل توجه طبیعت و مظاهر طبیعی در متن‌ها توجه بخش است و قاعدتاً کسی که چشم دل در درون و چشم سر در محیط دارد بهتر می‌تواند رابطه‌بخشی و معناآفرینی کند. هم چنان که می‌بینیم «رسول جاویدی» توانسته است با غور کردن در لایه‌های طبیعت و دخالت دادن احساس و عواطف خود در میان لایه‌های این نگاه و نگرش، فضای شاعرانه‌ای بیافریند که مخاطب در آن احساس خوشایندی داشته باشد و با فعالیتی خیال‌ورزانه و نفوذبخش، متن را آنالیز کند و از آن لذت ببرد. نکته‌ی مهمی که در این وضعیت باید شاعر بدان توجه کند؛ پیچیده اندیشی و ساده‌سازی معادلات ذهنی است. بدین معنی که اگر با ضریب هوشی و دانش ادبی خود می‌توانیم روابطی میان پدیده‌ها ایجاد کنیم که چندان قرابتی با یکدیگر ندارند، این قرابت و تعامل را به نحوی مدیریت کنیم که قابل پذیرش باشد و شکلی معماگونه پیدا نکند. در واقع هر چه قدر کُدواژه‌های خود را معرفه کنیم و به مخاطب دسترسی به کشف این کدواژه‌ها بدهیم، راحت‌تر‌ می‌تواند معنای مورد نظر ما را دنبال کند و به سرانجام برساند. اما اگر بی هیچ اندیشگی و صرفاً از روی واژه چینی برخی واژه‌ها را کنار هم بگذاریم؛ شایدنمایی شاعرانه خلق کنیم اما در قاموس معنایی متن چندان که باید عایدی مطلوبی نخواهیم داشت. به نمونه‌های زیر توجه کنید و بررسی کنیم آیا می‌توانیم آن چه که مقصد یک متن ادبی است را از آن استخراج کنیم:
- ‎ و متبلور گناه باراني/ با سرانگشت افكار/ به تمسخر، اشارات فضا را/ سيراب شبنم و مرواريد مي‌كني ‎با پاگشاي سپيده...
- تا چال برکه گونه‌ات/ مطلع قرص صورت توست/ همه آبگیرها از انعکاس ماه استعفا می‌دهند.
خب اگر بخواهیم طرحی ساده از این تصویر را در ذهن خود بازسازی کنیم شاید به نتیجه‌ی مطلوبی نتوانیم برسیم. واژه‌ها صرفاً در کنار هم چیده شده‌اند و یک رابطه‌ی منطقی میان آن‌ها که بتواند معنایی درست و قابل توجیه را ابراز کند وجود ندارد. بنابراین بهتر است با لمس ارزش آوایی و معنایی هر واژه و نیز اثرگذاری هر کدام بر دیگری در هارمونی و همنشینی و پوشش معنایی؛ عمل کنیم تا مخاطب آن چه که لذت نامیده می‌شود را کسب کند و از تحلیل معنایی متن قانع شود. در این گفتگو صرفاً دوست عزیز را به نوشتاری بر اساس منطق شعری و موکد از شیوه‌های زیبایی‌شناسانه دعوت کردم و قطعاً در دیگر دیدارها در دیگر مولفه‌ها با هم گفتگو خواهیم کرد. تلاش شما قابل تحسین است و دوباره می‌گویم این حجم از رابطه‌ با طبیعت و درگیری ذهنی با پدیده‌های طبیعی قطعاً به کار شعر شما خواهد آمد.

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۱
سامان رخشان » 5 روز پیش
سلام و عرض ادب خدمت جناب بهداروند عزیز، ممنونم تقد مفید و ارزشمندتون .نکات خوبی را از شما آموختم و حتما بکار میبرم در آثار بعدی .وجود ارزشمندتون بی گزند عزیزجان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.