توجه و آگاهی




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : دریا عبدالعلی زاده


عنوان شعر اول : .
رژ قرمز وسط صورت من دق میکرد
دختری، پشت قدم های تو هق هق میکرد

قسمتم کرد پریشانیِ فردایم را
مثل بادی که بهم ریخته موهایم را

شعرهایی که بدون تو دلم را خون کرد
جیغ هایی که به لطفِ تو مرا مجنون کرد

بوسه هایی که به لبهای کسی گوش نکرد
رفته بودی و تورا.. باز فراموش نکرد

دردم این بود که از رفتن خود ترسیدی
مکث کردی و کمی بعد... مرا بوسیدی

ترسم این است که روزی برسد دیر شود
دختری پای همین پنجره ها پیر شود

شاید این قصه مرا مرد کند بعد از تو
یا که با فاصله همدرد کند بعد از تو...

خانه، جایی که فقط عطر تو پیچید در آن
کم کن این فاصله را خانه ات آباد، بمان..

دریاعبدالعلی زاده

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به یک مثنوی نسبتا کوتاه از دوست شاعرمان، به باور من در شعر کلاسیک که دارای پیشینه فراوانی‌ست همین سابقه می‌تواند از دو جنبه بر شعر شاعر امروز تاثیر بگذارد، اولین جنبه شناخت ظرفیت‌ها و تاثیر گرفتن از اتفاقات خوب و بد است، و جنبه دوم که از توجه بیش از حد می‌آید نوشتن بر اساس نوشته‌هاست، یعنی شاعر امروز بر اساس مطالعاتی که از شعر گذشته و امروز دارد به تعریفی اختصاصی از شعر می‌‌رسد و شیوه نوشتن خود را انتخاب می‌کند، هر چقدر که مورد اول حیاتی و راه‌گشا‌ست مورد دوم آسیب‌زننده است، تصور کنید شما شعر یک شاعر را به خوبی مطالعه کرده‌اید و اصلا به آن شاعر علاقه‌مند هم هستید حالا می‌خواهید شعری بنویسید، هر چقدر میزان تاثیر شما از جهان‌بینی و ویژگی‌های شعری آن شاعر بیشتر باشد شما از هویت شعری خود بیشتر دور شده‌اید البته که نمی‌توان دوره‌ی تاثیر پذیری را از زندگی یک شاعر آن هم در سال‌های ابتدایی حذف کرد اما باید قدر این دوره را در جهت شناخت بیشتر دانست و درک کرد که نیاز یک شاعر به مطالعه شعر گذشتگان چه باید باشد. یکی از این آگاهی‌ها می‌تواند توجه به شعر گذشتگان از حیث قالب باشد، هر چند امروزه دیگر قالب‌ها مختص به یک موضوع خاص نیستند اما به طور مثال خواندن مثنوی‌های گذشتگان می‌تواند مثنوی‌سرای امروز را بیشتر در زمینه تناسب قالب و موضوع و شکل بیان کمک کند، به باور من مثنوی شما برای اینکه یک مثنوی کامل باشد یکی دو المان کم دارد، یکی اینکه باید برای خود پاسخی داشته باشید که چرا قالب این شعر مثنوی‌ست و مثلا غزل نیست؟ و دوم اینکه شما از اختیارات و امکانات بیشتر مثنوی چه استفاده مفید و موثری داشته‌اید.
مثنوی شما در خود روایتی عاطفی دارد اما این روایت به خاطر کوتاه بودن شع ناقص مانده است، می‌شد با خلق تصاویر بیشتر و توجه کردن به جزییات دیگر شعر را از لحاظ روایی دارای ساختار بهتری کرد، شعر از نظر زبانی هم دارای ایرادات کوچکی‌ست، و از همه‌ی اینها مهم‌تر تصور می‌کنم جنون و عاطفه سطحی در این شعر بر هر عنصر دیگری مثل توجه به زبان و موسیقی غلبه دارد.
رژ قرمز وسط صورت من دق میکرد
دختری، پشت قدم های تو هق هق میکرد
قسمتم کرد پریشانیِ فردایم را
مثل بادی که بهم ریخته موهایم را
شعرهایی که بدون تو دلم را خون کرد
جیغ هایی که به لطفِ تو مرا مجنون کرد
بوسه هایی که به لبهای کسی گوش نکرد
رفته بودی و تورا.. باز فراموش نکرد
دردم این بود که از رفتن خود ترسیدی
مکث کردی و کمی بعد... مرا بوسیدی
ترسم این است که روزی برسد دیر شود
دختری پای همین پنجره ها پیر شود
شاید این قصه مرا مرد کند بعد از تو
یا که با فاصله همدرد کند بعد از تو...
خانه، جایی که فقط عطر تو پیچید در آن
کم کن این فاصله را خانه ات آباد، بمان..
بیت اول بیت بدی نیست، صحنه‌ای از یک جدایی و ایجاد فاصله، ولی کاش برای تصویر سطر اول توجیهات شاعرانه‌تری داشتید و مخاطب می‌توانست عمیق‌تر آن را درک کند، بیت دوم فاعل مشخص نیست و این یک ضعف معنایی هم در خود ایجاد کرده است، چه چیزی پریشانی را قسمت شما کرد، اتفاق بیت اول یا منظور به کل جدایی و تنهایی‌ست، اینگونه حذف‌ها نه تنها زیبا نیست بلکه به ساختار معنایی متن هم آسیب می‌زند، فعل در مصرع اول و دوم هم یکی نیست در همان بیت دوم، یعنی می‌شد تطابق زمانی درست‌تری برایش نوشت، مصرع دوم بیت سوم هم مثل مصرع اول شعر است، یعنی تصویر کامل و همراه با توجیه شاعرانه نیست، جیغ‌هایی که مرا مجنون کرد. از این بیت به بعد بیت‌ها هم از منظر منطق مضمون و هم زبان بهتر می‌شود و تا پایان شعر ادامه پیدا می‌کند، این بیت‌ها نشان می‌دهد شما شاعری با استعداد هستید که قطعا می‌توانید آثار درخشان‌تری هم بنویسید.

با آرزوی توفیق

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.