بهار از نوعی دیگر




عنوان مجموعه اشعار : _
شاعر : فریده اصلانی


عنوان شعر اول : _
بیش از آنکه دلتنگ باشم ، نگرانم
باران ببارد و
شکوفه هام فاش شوند
و خیس از آغوش آسمان
من بمانم و نیمکتی که مانده است
با این همه میوه چه میکنم؟!



عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعرهای خوب همیشه خلاف آمد عادت اند و از عادات معمولی و روزمره آدمی آشنازدایی می کنند . اساس لذت بردن از شعر همین برخورد تازه با اشیاء و پدیده هاست زیرا مخاطب را با وجهی تازه از جهان روبرو می کنند . به قول « شکلوفسکی » فرمالیست معروف و از نظریه پردازان نامدار فرمالیسم روس : دریا نشینان هرگز صدای امواج را نمی شنوند ... ادبیات و شعر صدای معمولی و روزمره ی امواج را به گوش مخاطب می رساند .
بهار خوب است . بهار زیباست . بهار شادی افزاست . بهار امیدوارکننده است ...
اما « فریده اصلانی » چهره ای نگران کننده و ناامیدکننده از بهار را پیشنهاد می دهد . درختی که همچون موجودی انسانی دلتنگ و نگران است ( استفاده از صنعت تشخیص ) در واقع دارد مفهوم آشنای بهار را غریبه می کند .
از سوی دیگر این آشنایی زدایی نه تنها در سطح معنا و مفهوم سوژه بلکه در سطح صورت زبان هم اعمال می شود . شکوفه ها در این شعر نمی رویند بلکه فاش می شوند . گویی شاعر آن ها را رازی می داند که بهار آشکار می سازد .
در انتهای شعر علاوه بر حس حسرت و دلتنگی و نگرانی خاصی که شعر به مخاطب منتقل می کند تصویری نیز در ذهن او ترسیم می کند :
درختی پر از میوه در کنار نیمکتی خالی زیر باران ...
تصویری که خواه ناخواه رگ و ریشه ای تغزلی و رمانتیک هم دارد

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
فریده اصلانی » 11 روز پیش
سپاس از نقد سازنده حضرتعالی ممنونم بابت زمانی که گذاشتید متشکرم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.