ادبی‌نگاری بی‌جا




عنوان مجموعه اشعار : نگین سپید
شاعر : حامد صمیمی


عنوان شعر اول : فردا
باید کدام لباس فردا را بپوشم
با پاهای کدام خیابان ، خیالبافی کنم
فردای دروغین کدام سوال را بی جواب نگذارم
که مبادا دیوانه شود
و در ذهنم
علامت های سوال
گور ماجراجویی را به آتش نکشند
اما تو ...!
با همین علامت های سوال
قبل از غروب پائیزی
پازل کامل شده ی مرا بهم بریز
نقشه ی قتل مرا بکش
تا مجبور نباشم
هر شب
برگ های کف خیابان روز را
یک به یک توضیح بدهم
عشق را انکار بکنم
و فردا را متهم به دروغ...

عنوان شعر دوم : بیگانه
گفتن همه چیز
بی مزه میکند بی قانونی عشق را
میخواستم از باران با تو بگویم
باران تمام شد
وقتی آمدی!
میخواستم از تو با خدا بگویم
خدا قهر کرد
وقتی رفتی!

نمیدانم
کجای این همه تنهایی
«من و تو»
این همه بیگانه بودیم...

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
با دو اثر تازه از همراه عزیزمان روبرو هستیم که متفاوتند. ظاهراً اولی فضایی خیالی و استعاری دارد و شعر است ولی دومی در فضای احساس شاعر است گرچه هر دو روایت پیچیدگی‌های ادبی دارد که ضرورت هم نداشت و فقط برای زیبایی ادیبانه شده‌اند بهتر است عبارت به عبارت آن دو را بکاویم ابتدا اثر اول که اگر روان‌تر بود با قاطعیت ماهیت هنریش را تأیید می‌کردم:
عنوان شعر اول : فردا
باید کدام لباس فردا را بپوشم(عبارت ساده چنین است: فردا باید چه لباسی بپوشم؟ که با جابجایی قید «فردا» کلام را ادبی کرده‌اند که ضرورتی نمی‌بینم جز ایجاد تخیل ریز در یک عبارت. ضرورت بکارگیری آرایه‌های ادبی نیاز روایت است نه تنها ادبی نویسی.)
با پاهای کدام خیابان ، خیالبافی کنم( ساده این یکی هم چنین است: در کدام خیابان خیالبافی کنم که باز هم نیازی به این جابجایی‌ها نمی‌بینم.)
فردای دروغین کدام سوال را بی جواب نگذارم(و باز هم همان جابجایی غیر ضروری: کدام سؤال دروغین را بی‌جواب بگذارم؟ توجه کنید من نمی‌خواهم بگویم این دستکاری‌ها در عبارات زیبا نیستند بلکه می‌گویم که ضرورتی احساس نمی‌شود این رفتارها شعر نمی‌آفرینند ماهیت شعری در جای دیگری است.)
که مبادا دیوانه شود
و در ذهنم
علامت های سوال
گور ماجراجویی را به آتش نکشند( این چند عبارت کمی ابهام دارد چون از ضمیر مستتری سخن می‌رود که تا به حال معرفی نشده و در ادامه تا اندازه‌ای معلوم می‌شود که طرف مقابلی وجود دارد و همین ویژگی متن را استعاری و شعر کرده است چون در تأویل خواننده این ضمیر می‌تواند هر کس و هر چیزی باشد البته باز هم اگر عبارت «گور ماجراجویی...» هم ادیبانه نبود مشکلی ایجاد نمی‌کرد گرچه الان مشکل هم ایجاد کرده است چون معلوم نیست ماجراجویی از کدام طرف است؟ از راوی یا از «او» کذایی؟)
اما تو ...!
با همین علامت های سوال
قبل از غروب پائیزی
پازل کامل شده ی مرا بهم بریز( با یک التفات «او» به «تو» تبدیل شده است که باز هم نیازی نمی‌بینم گرچه زیبایی خلق شده درخور توجه است و همچنین است کنایه‌ی«پازل کامل...». این‌ها همه تنها زیبایی ادبی غیر ضروری ایجاد کرده‌اند البته لازم می‌دانم اشاره کنم اگر این عبارات ادبی نباشند شاید خیلی از نقدهای سطحی که ماهیت هنری را در کلام می‌بینند بگویند: این که شعر نیست! منکر این کنایی گویی‌ها نیستم و مخالفت من هم آن جاست که ادبی‌نویسی هدف شود و ذهن خواننده را مشغول کرده از هدف نهایی دور سازد.)
نقشه ی قتل مرا بکش
تا مجبور نباشم
هر شب
برگ های کف خیابان روز را
یک به یک توضیح بدهم(نمونه‌ی مزاحمت بکارگیری آرایه‌های ادبی در همین عبارات مشهود است این چند جمله را ادبی‌نویسی مبهم کرده است نقشه‌ی قتل، توضیح دادن برگ‌های خیابان!!!! این‌ها یا چیزی کم دارند یا ادیبانگیشان ابهام ایجاد کرده است.)
عشق را انکار بکنم
و فردا را متهم به دروغ...( این دو جمله‌ی پایانی شفاف و بی‌پیرایه است و تماماً در خدمت روایت فضای استعاری که شعر را کامل می‌کند.)
و اما اثر دوم:
چندان ادبی‌نویسی در این اثر نیست که روایت را از روانی ساقط کند اما اگر دقت کنید پیام این متن آشکار و تک پیامی است و به عبارتی دیگر شاعر احساس خویش را بیان داشته است البته این اثر هم می‌توانست به گونه‌ای روایت شود که مخاطب متن عام‌تر شود و احساس بیان شده شخصی نباشد تا فضا روایت را دست کم مجاز مرسلی کند که قوت مجاز استعاری را ندارد ولی از شعار فاصله می‌گیرد ولی اکنون تمام خوانندگان این متن به این پیام می‌رسند: نمی‌دانم چرا ما که همیشه تنهاییم چرا با هم بیگانه‌ایم؟ که البته پاسخ در خود پرسش هست و فریاد می‌کند که پرسشی بی‌جاست. و چنین متن تک‌پیامی شعار است.
دوست عزیز بیان احساس شعر نیست چه ساده بیان شود مثل پیامی که استخراج کردم چه ادیبانه بیان شود مثل روایت شما! تفاوتی ندارد.

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.