يك جاي خالي بزرگ




عنوان مجموعه اشعار : سپید
شاعر : مجتبا نیک سرشت


عنوان شعر اول : اجازه
خاموش کنید چراغ ها را
بگذارید ابرها
در خلوت با ماه
بگریزند.
روزهای این شهر
به هیچ جنبنده ای
اجازه ی ایستادن نمی دهد
جز بادهای خورشیدزده!

عنوان شعر دوم : پروانه
بی پروا نه!
پروا نه!
پروانه!
و این گونه به مرگ سلام کردیم!

عنوان شعر سوم : طومار
کویر که باشی
ستاره ها برای دیدنت
سرگیجه می گیرند
غافل از این که
دستهای خالی ات
برای پیچیدن طومارشان
سالهاست
گره شده است.
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
استعاره با ايجاد و يا وجود علاقه بين طرفين استعاره برقرار مي شود و قوام مي يابد و فهميده مي شود . علايق بين كلمات معنايي ، متداعي يا موسيقايي است . علاقه بين فلس و فلسفه موسيقايي است اما رابطه ي فلسفه و يونان رابطه اي متداعي و رابطه ي فلسفه با ارسطو و كانت رابطه اي معنايي .
به روابط ميان كلمات در شعر اول «مجتبا نيك سرشت» دقت بفرماييد ! روابط ميان خاموش و چراغ رابطه اي ست معنايي و رابطه ي اين دو با ابر و ماه و روز و خورشيد رابطه اي متداعي . شاعر با برقراري اين ارتباطات بسته اي فشرده ايجاد كرده كه در آن كلمات آن همگي در رابطه ي با هم معنا مي يابند . اين همه اما حكم بر خوب يا بد بودن مضمون و دلچسب بودن يا نبودن مضمون نمي دهد . اين حكم ها با زبان شناسي به دست نمي آيد بلكه حاصل آنات و حالات شاعرانه اي ست كه نويسنده بر متن حاكم مي كند . آن تخيلي كه به كليت متن انسجامي ارگانيك مي بخشد .
شاعر مي گويد در شب ها چراغ ها را خاموش كنيد تا ابرها و ماه بگريزند . چرا كه در روزها ابرها اجازه ي ايستادن ندارند و تنها بادهاي خورشيدزده اجازه ي ايستادن دارند .
حالا سوالات مطرح مي شود . چرا روزها باد مي وزد و شب ها نه ؟ تازه شعر ناخودآگاه مي گويد در شب ها هم بايد باد باشد چون بدون باد ابرها چگونه بايد بگريزند ؟ خاموشي چراغ ها چه ربطي به فرار يا ماندن ابرها و ماه دارد ؟ آيا اساسا ماه در روز ديده مي شود كه بتواند بگريزد يا خير ؟ و ...
گنگي و ابهام اين شعر كوتاه به اين دليل است كه شاعر موفق شده بين كلمات ايجاد رابطه كند اما نتوانسته اين روابط را ملموس و منطقي و باورپذير نمايد .
شعر «پروانه» حاصل يك بازي زباني ساده است . اما هر بازي زباني در شعر بايد غايتمند و نقشمند باشد . «بي پروانه» متضاد «پروا نه» است و اين هر دو با پروانه تنها در ارتباطي موسيقايي و دال گرا قرار گرفته اند . به فرض كه سلام كردن ما به مرگ توامان با پروا و بي پروا است اما اين وسط پروانه جز ساختن جناس با كلمات كجاور چه نقشي در سلام به مرگ دارد ؟
در شعر «طومار» باز هم روابط مراعات النظيرگونه وجود دارد اما آن انسجام و آن شاعرانه غايب شده است . كوير چرا بايد و چگونه ستاره ها براي ديدن خود به سرگيجه مي اندازد ؟ و در مقابل چرا بايد دست هاي خالي كوير براي پيچيدن طومار ستارگان گره شده باشد ؟! چه دشمني بين ستاره ها و كوير وجود دارد يا شاعر كشف كرده است ؟!
«مجتبا نيك سرشت» كلمات را مي شناسد و از آن ها كار مي كشد اما روابط بين كلمات را با تخيلي شاعرانه همراه نمي سازد يا به درستي همراه نمي سازد در نتيجه شعر پايه هاي محكم و منطقي پيدا نمي كند و باورپذير جلوه نمي نمايد . شعرهاي او مكانيكي و خشك به نظر مي رسد و نمي تواند بر مخاطب تاثير عاطفي بگذارد .
«مجتبا نيك سرشت» بايد بداند كه شعر صورت كلمات و صورت شعرند اما ذات و هستي شعر از روابط فراواقعي كلمات برمي خيزد . روابطي متكي بر تخيلي فرهيخته و چندلايه و منظقي و ساختمند .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.