تاثیر وزن عروضی بر فضاسازی در شعر




عنوان مجموعه اشعار : عمر من
شاعر : قربانعلی قربانی


عنوان شعر اول : عمر من

بين ز تو دادم ز دست، مذهب و ايمان خود

آ كه تو را دارمت، دوست تر از جان خود

بر سر من منتي، نِه به شكرخند خود

بازگشا نوبران، پسته خندان خود

پيش نگاهم بمان، از سر راهم مرو

باز بده دست باد، گيسوي افشان خود

كاش تو را بينمنت، باز به روياي خويش

قسمت من تا كني، آن لب سوزان خود

عمر من اين گونه رفت، روز تو آن گونه شد

رفتي و آتش زدي، اينِ من و آنِ خود

وَه اَگرم اين شود، چون غمت آرامش است

زجر چنين شهد كن، جمله به هجران خود

وصل تو از دور بِه، شوق من و شور بِه

باز برانم چنين، از در خود خوان خود

دشنه خود تيز كن، قلب مرا ريز كن

جان مرا كن پر از، ناوك مژگان خود

نيم نگاهي مرا، وقف كن از لاي در

خار و خرابم كن از، ديده برّان خود

پيش نگاهم نمان، داغ مرا تازه كن

بازرَهان خويش را، از من و پيمان خود

باز بمان ايست كن، جان مرا نيست كن

بيش كن ام اينچنين، خسته و حيران خود

باز رو اي ماه من، اشك من و آه من

باز جگر خون كن از ، طرز خرامان خود

دام تو مامنگه است، هجر تو آغوش باز

پای مرا باز کن، راست به زندان خود

یکسره با دست خویش، یا که مرا پس بزن

باز به پایم بکش، پیش به دامان خود








عنوان شعر دوم : ندارد
ندارد

عنوان شعر سوم : ندار
ندارد
نقد این شعر از : جواد چراغی
با سلام


در این نوبت یک تقریبا غزل بلندی را پیش رو داریم که از اصول اولیه تمام و کمال برخوردار است. وزن این غزل دُوری‌ست با ردیف غیرفعلی و قافیه‌ای پرکاربرد . در اوزان دوری بخاطر ضربی بودن موسیقی آن و گاه استفاده از قوافی درونی هم حسن‌هایی برای شعر دارد و هم بخاطر فاصله گرفتن از موسیقی گفتاری کلام شاعر را گاه دچار لفاظی و معناگریزی میکند. بارزترین نمونه‌های این نوع موسیقی را در مولوی میتوان جست که معنا همیشه از پی موسیقی است. اما در نگاه امروزی‌تر به اوزان دوری تغییراتی در راستای گریز از سایه سنگین و یکنواخت موسیقی انجام شده است که هنوز نمیتوان درباره اقبال و عدم اقبال آن سخنی گفت زیرا بایست منتظر تاریخ ماند و دید تا چه آثاری را در این اوزان ثبت میکند.
بطور مثال شاهد اوزانی هستیم که نیم‌مصرع‌ها در رکن‌های یک وزن اتفاق می‌افتد و با تغییراتی در بدنه ارکان عروضی که در قاعده کلاسیک نهایتا دارای چهار هجای بلند و کوتاه میباشد موجب ایجاد نوعی از موسیقی آمیخته به معنا شده است.در عروض کلاسیک یک بیت در وزن دوری دارای چهار نیم‌مصرع میباشد اما در تجربه های تازه یک بیت گاها دارای شش یا هشت نیم مصرع زوج یا حتی فرد میباشد .
در متن اثر ارسالی آقای قربانی علاوه بر مساله وزن که یک وزن دوری معمول است و تاثیراتی نیز در فضاسازی اثر ایشان دارد، موارد دیگری نیز قابل ذکر میباشد که بیت به بیت اشاره خواهم نمود.
گفتنی است وزن عروضی مهمترین عامل ایجاد فضا در یک شعر کلاسیک است شاید این گفته از منظری عجیب به نظر آید اما کسانی که وزن را فرم ذهنی خود دارند به این مساله واقف هستند

خب درونمایه‌ی شعر بر اساس سابقه هزار ساله‌ی شعر فارسی یک درونمایه معمول در محور عشق و هجران است و عاشق با نگاهی کلاسیک در مقام التماس و عجز مقابل معشوق قرار میگیرد. شاید بتوان گفت یکی از عوامل اصلی کهن‌گرایی و گریز از مفاهیم نو در شعر همین مساله باشد که در شعر عاشقانه روابط عاشق و معشوق همان روابط معمول گذشتگان است . کیفیت عشق‌های امروزی با کیفیت عشق‌های کهن پیشینیان تفاوتی‌هایی دارد شاعر هوشمند و پویا بایست این روابط را کشف نموده و در شعر که رسانه‌ی تاریخ است اقدام به ثبت آن نماید.
مذهب و ایمان را از دست دادن بخاطر عشق مفهومی پرکاربرد و بسیار کهنه است من میتوانم نمونه‌های بسیار درخشانی ازین درونمایه را مثال بیاورم .پس اولین خرده‌ای که میتوان بر این شعر گرفت همین مساله است.

گفت:

به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
بیا بگو که ز عشقت چه طرف بربستم

خب همین مفهوم را حافظ ۷قرن پیش به کاربرده است پس شاعر بایست کیفیت‌های دیگری از عشق را کشف و عرضه کند.
یا مفاهیمی ازین دست که در جای جای این شعر به چشم میخورد. مانند همین ترکیب پسته خندان که با خود مفاهیمی همچون خندیدن معشوق را تداعی میکند و نمونه های فراوانی در ادبیات کلاسیک دارد.
جدای ازین مساله که کلیت شعر با آن درگیر است میخواهم در بعضی ابیات به نکاتی اشاره کنم که بنظر رعایت آن مهم میباشد
در بیت اول دوتا کلمه (بین) و(آ) که منظور همان ببین و بیا می‌باشد از نظر قاعده زبان شاید مشکلی نداشته باشد اما از نظر موسیقی به نفع شعر تمام نشده‌است.

دربیت بعدی مصرع دوم باز گشا نوبران پسته‌ی خندان خود .
خب منظور شاعر این است: بازگشا نوبرانه پسته خندان خود را. اما جمله بازگشا نوبران چه قائده ای دارد؟
در بیت سوم بجای اتفاق گیسوی افشاندن پیش نگاه عاشق هر اتفاق دیگری میتوانست بیفتد و با کلیت بیت نیز رابطه داشته باشد مانند خندیدن و رقصیدن و... حال که گیسو افشاندن به کار رفته است و باد عامل این اتفاق شده است بایست در مصرع نخست مفهومی به کار گرفته میشد تا رابطه‌ی معنایی قوی با گیسو افشاندن ایجاد میکرد. پیش نگاهم بمان از سر راهم‌ مرو . مفهومی است که ربطی ویژه به مفهوم گیسو افشاندن ندارد.

همینطور است در بیت چهار
لب سوزان سوژه‌ی بیت است که صرفا فقط کشف شده و لب و سوزان بودن آن هیچ نشانه و سرنخی در مابقی این بیت ندارد.
بنظر من زبان شاعر تحت تاثیر شدید زبان مطنطن مولانا قرار دارد و همین زبان سایه‌ی سنگینی ایجاد کرده است که اجازه مضمون‌پردازی نو به شاعر نمیدهد.
وگرنه این شعر در کهن بودن خود قابلیتهایی نیز دارد که وقتی میفهمیم از یک شاعر با سابقه شاعری دو سال میباشد بسیار قابل ارزشگزاری و تشویق و تقدیر دارد و نشان از روح شاعرانه و استعداد شگفت صاحب اثر است. که فقط باید با مطالعه آثار معاصرین این استعداد شگفت را رنگ و رویی تازه بخشیده. و دایره واژگانی خویش را گسترش بدهد.

با آرزوی موفقیت

منتقد : جواد چراغی

جواد چراغی_متولد ۱۳۶۸/۷/۷_زنجان_غزل سرا_ _دبیر و موسس نخستین کانون شعر و ادب دانشگاه پیام نور استان زنجان۱۳۹۰ _رئیس انجمن ادبی اشراق زنجان _دبیر کارگاه های نقد شعر هفتگی انجمن ادبی اشراق از سال ۱۳۹۵ _دبیر علمی جشنواره شعر مادر بهار ...



دیدگاه ها - ۱
قربانعلی قربانی » 8 روز پیش
جناب آقاي چراغي بابت نقد منصفانه شما بينهايت سپاسگزارم و توصيه هاي شما را در كارهاي بعدي در نظر خواهم گرفت.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.