رهایی از چه کنم چه کنم




عنوان مجموعه اشعار : خبر گذاری ایسنا
شاعر : دانیال فریادی


عنوان شعر اول : خبر گذاری ایسنا
به ناگه بارید!
سقف اسمان
تکرگ وحشی
به روی شیشه شفاف پنجره
اویزان

وچشم نرگس مضطرب
پشت شیشه
پنهان شد
به گوشه ی پرده ی
عریان

وشع روشن
به رقص در امد!
اویز گوش
اینه و شمدان

نشاط ادم ها
سر خورد
از گیجگاهشان
کف خیابان

وسر پناهی
پر از حلاوت ریزش
بوی خیس باران

وصورت زخمی
چتر های رنگارنگ
نشانه ی بد خلقی
تکرگ بی سامان

وناگه افتاب به معرکه پایان داد!
با تابش ش
زیر ابری سپید دندان

خلاصی عابران خیس
رقص بخار
از دهان رهگذران
خیسی کاکل مرغان
توقف موقت سفر قاصدکان

و ساعتی بعد
خبر گذاری ایسنا
نوشت!
باران تندی
خواهد رسید به تهران!


با تشکر
دانیال فریادی



عنوان شعر دوم : ....
....

عنوان شعر سوم : .....
....
نقد این شعر از : محمد مستقیمی (راهی)
مروری پر تأمل داشتم بر تمام آثاری که دوست عزیزمان تا به حال به پایگاه ارسال داشته‌اند و استادانم نقد کرده اند تا بتوانم معیاری برای نقدم حاصل کنم و آنچه دستگیرم شد چنین است:
دوست عزیزمان با تمام تجربه‌ای که از آثارشان مشهود هنوز در پی آزمون وخطا هستند انگار جست‌وجویشان هنوز به جایی نرسیده است و پیداست برای هر آموزه‌ای می‌سرایند و لازم دیدم به جای نقد ریز این اثر کلیاتی بنگارم که ضرورت دارد شاید ایشان را از سر در گمی رها کنم.
شعر و همه‌ی هنرها خاستگاهی یکسان دارند که ریشه در بعد آفرینندگی انسان دارد چونان آفرینش خدا با این تفاوت که آفرینش خدا از عدم است و آفرینش انسان از وجود بدین شکل که انسان با نگاهی تازه پدیده‌های هستی را چینشی تازه می‌دهد و آنچه هنرهای مختلف را متمایز می‌کند لوازم ظهور آن‌هاست برای مثال نقاش با بوم و رنگ و قلم‌مو آفریده‌های خود را به منصه ی ظهور می‌رساند و مجسمه‌ساز با سنگ و تیشه و موسیقی‌دان با نت و شاعر با گفتار و آنچه مهم است بدانیم و از آن غفلت نکنیم این است که آفرینش هنری شاعر قبل از گفتار اتفاق می‌افتد در قوه‌ای به نام ناطقه و همچنین توجه داشته باشیم که گفتار و آرایه‌های ادبی و موسیقی کلام همه و همه لوازم روایت آفرینش شاعرند و تأکید می‌کنم که هرگز لوازم ارائه‌ی آفرینش نمی‌توانند آفرینش کنند.
ویژگی دیگر این که آفرینش انسان هم چونان آفرینش خدا هیچ پیام و اندیشه‌ای با خود ندارد به عبارت دیگر آفرینش‌های هنری پیام و اندیشه‌ای را فریاد نمی‌کنند و نمی‌آموزند بلکه بیننده و مخاطب را به اندیشیدن برمی‌انگیزند.
حال اگر بکوشیم با رفتارهای گفتاری و آرایش گفتار به انواع زیبایی‌های کلامی و همراه ساختن کلام با موسیقی، چه عروضی چه درونی و چه همسانی چونان قافیه‌بندی‌ها و ردیف‌سازی‌ها، زیبا سخن بگوییم تنها زیبا سخن گفته‌ایم و آفرینش هنری در کار نیست چون این‌ها همه لوازم روایتند درست مثل این که نقاشی بوم و رنگ‌ها و قلم‌مو و کاردک را با چینشی زیبا در کنار هم بگذارد و ادعا داشته باشد که اثری هنری خلق کرده است.
گفتیم که هنر قبل از گفتار اتفاق می‌افتد و چنان است که وقتی در خیال هنرمند اتفاق افتاد بسته به انتخاب او برای ارائه ی آن روایت آغاز می‌شود و هر روایتی لوازم خود را دارد که لوازم روایت شاعر گفتار است.
به نظر می‌رسد کند و کاوهای دوست عزیزمان همه در محدوده‌ی لوازم روایت است که این سر در گمی را برای ایشان ایجاد کرده است البته گهگاهی در میانه‌ی این رفتارهای گفتاری نمونه‌های سترونی از آفرینش هم به طور پراکنده دیده می‌شود که نشان می‌دهد که ایشان بالقوه شاعرند و این پراکندگی‌های در همان بلاتکلیفی تشخیص ماهیت هنری و روایت گم می‌شوند.
دوست عزیز! هنرمند با دو فضا روبروست ابتدا فضایی که در آن می‌زید که انگیزه‌های آفرینش او هستند و احساسی را در او برمی‌انگیزند که آن را فضای احساس می‌گوییم و هنر چیزی جز استعاره نیست چرا که آفرینش انسان آفرینشی حقیقی نیست بلکه آفرینشی مجازی است که قوی‌ترین آن مجاز استعاری است و این گونه خلق می‌کند که فضایی مشابه فضای احساس خود در خیال می‌آفریند تأکید می‌کنم فضایی مشابه فضای واقعی و احساس و آن گاه آن فضای خیالی را روایت می‌کند و برای روایت آن است که به سراغ گفتار می‌رود و آرایه‌های ادبی و موسیقی را هم اگر ضرورت داشته باشد به خدمت روایت درمی‌آورد و اگر ضرورتی در کار نباشد روان و ساده آن را روایت می‌کند بارها اشاره کرده‌ام آثار نیما اغلب شعرند و در روایت نیما اغلب آرایه‌ای هم دیده نمی‌شود.
دوست عزیز مواظب باشید تئوری‌ها گونه‌گون هر دم شما را به راهی نکشاند در این اثرتان آشکار است که آوردن قوافی را بر خود تحمیل کرده‌اید و می‌دانیم که قوافی تنها موسیقی در کلام ایجاد می‌کنند و موسیقی هنریست سوای شعر گرچه شعر کلاسیک ما چنان با موسیقی آمیخته شده که اغلب موارد در کلام شاعر فقط موسیقی داریم و متأسفانه در باور عوام کلام موزون شعر است که اشتباهی است که لطمات جبران ناپذیری به شعر پارسی زده است و هنوز هم این باور غلط حتی در جامعه‌ی ادبی ما هم رواج دارد که ناظم‌ها خود را شاعر می‌دانند.
امیدوارم با این تلنگر تلاش ستودنی شما را از چه کنم چه کنم رها ساخته باشم!

منتقد : محمد مستقیمی (راهی)

محمد مستقیمی با نام هنری (راهی), شاعر , نویسنده, پژوهشگر, مترجم, منتقد در یلدای سال 1330 در روستای چوپانان بخش انارک شهرستان نایین در خانواده‌ای که از پدر انارکی و از مادر بیابانکی بود متولد شد، نسب او از طرف مادر با فاصله‌ی چهار نسل به هنر جندقی و با ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.