تصاویر زیبا، امّا منفک از شعر



عنوان مجموعه اشعار : بی نام‌
عنوان شعر اول : ۱_____

و هنوز آدم برفی نمی داند
اینجا که ایستاده
فردا آفتاب است...




عنوان شعر دوم : ۲_____

برف ها آب شده اند
و از غذای گنجشک ها
دانه ای به جامانده
جوانه زده است...






عنوان شعر سوم : ۳_____


آتش بس شد
کبوتر در کلاه جنگی
بر تخم نشست...


۴_____

تنها آدم برفی دیده بود
که نیمه شب
از شاخه های قندیل بسته
گنجشک می بارد...


۵_____

چگونه پاییز برگردد!
پرنده‌ای که
نشانی‌ لانه‌اش را
سرسبزی شاخه‌ها گذاشته بود...


۶_____

پشت ِآب بند
ماهی‌ها بر خاک آفتاب می‌گیرند
و آن طرف‌تر، کرم‌ها
آسوده بر سر قلاب
شنا می‌کنند...
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
در اینکه هریک از متن‌های ارسالی، تصاویری زیبا، بکر و بدیع‌اند، تردیدی نیست، امّا در اینکه بتوانیم هریک از این تصاویر را مستقل از نیاز به مقدمه و مؤخره، یک شعر کامل بدانیم، جای بحث است. چنین تصاویری را بیش از آنکه بتوانیم یک شعر کوتاه به‌شمار آوریم، بهتر است «طرح» یا «پیش‌شعر» بدانیم و طرح و پیش‌شعر، تصاویری هستند که زمینۀ لازم را برای شعر شدن دارند، امّا امکانات کافی برای شعر شدن را ندارند. مثلاً اثر سوم: «آتش‌بس شد/ کبوتر در کلاه جنگی/ بر تخم نشست» می‌توانست یک تصویر درخشان در یک شعر ضدجنگ باشد و حتی با قرار گرفتن در انتهای شعر، آن را از پایان‌بندیِ بی‌نظیری برخوردار کند. یا متن دوم «برف‌ها آب شده‌اند/ و از غذای گنجشک‌ها/ دانه‌ای به‌جامانده/ جوانه زده است» می‌توانست یکی از تصاویر درخشانِ شعری با مضمونِ «خاطره‌بازی» باشد و... و همین‌طور متن‌های دیگر.
امّا چه می‌شود که شاعر، پس از خلق یا کشف یک تصویر ناب، به‌جای نشاندنِ آن مروارید بر رکاب انگشتری ارزشمند، آن را به‌تنهایی عرضه می‌کند؟ و از این نکتۀ مهم غافل می‌ماند که یک ستونِ محکم و زیبا و ارزشمند، تنها در ساختمان یک بنای باشکوه می‌تواند به‌عنوان یک ستون، خود را عرضه کند و خارج از آن بنا، تکه‌سنگی بیش نیست؟ و برای این پرسش، چند پاسخ می‌توان فرض کرد: نخست اینکه شاعر، برای به ثبت رساندنِ تصویرِ خود شتاب دارد و نگران است که پیش از آنکه او آن تصویر را ارائه و ثبت کند، شاعر دیگری نیز آن را خلق و ثبت کند. دیگر اینکه شاعر هنوز در مرحله‌ای است که به‌شدت مسحور و شیفتۀ اثر خود می‌شود و زیباییِ یک تصویر را برای ماندگاریِ آن کافی می‌داند. و دیگر اینکه شاعر، هنوز تواناییِ خود را در به سامان رساندن اثرِ ساختمند بلندتر نیازموده است و به‌جای پیوند زدنِ چند تصویرِ هم‌راستا و هم‌مسیر، و به‌ زحمت انداختنِ خود برای رساندنِ آن‌ها به فرجام، ترجیح می‌دهد که هریک از تصاویر را به‌تنهایی عرضه کند.
و البته دلیل دیگری هم می‌توان برای انتخاب چنین رویکردی درنظر گرفت، و آن اینکه فضای مجازی و شکل مطالعۀ کاربران مجازی، آرام‌آرام مؤلفان را نیز به این نتیجه رسانده است که یک متن، هرچه کوتاه‌تر باشد، توفیق بیشتری برای خوانده شدن و در یاد ماندن و منتشر شدن و... پیدا می‌کند، و چه بسیار دیده‌ایم که از شعرهای بلند معروف، تنها یک بند یا یک تصویرِ آن جدا و در فضای مجازی منتشر شده است.
به‌هرروی دلیل این‌گونه کوتاه‌نویسی و به ارائۀ تک‌تصویر بسنده کردن هرچه باشد، نتیجۀ آن خلق اثری می‌شود که به‌سختی می‌توان نام «شعر» را بر آن نهاد و آن را به‌عنوان شعری کامل پذیرفت، و معتقدم حتی اگر قرار است درنهایت، خوانندۀ فضای مجازی یک تصویر را بخواند و منتشر کند و... بهتر است آن تصویر را، خود از بافت منسجم یک شعر کامل جدا کند.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.