فقدان برجستگی معنا و اجرا




عنوان مجموعه اشعار : عاشقانه ای برای ماه
شاعر : ابراهیم حسنلو


عنوان شعر اول : زخمهای من

عشق
بازخمهای من
به خانه می رسد
آنگونه که
ای راوی بهشت
جهان بازیبایی تو
بزرگترمی شود.


عنوان شعر دوم : کتمان

اندوه ودلتنگی
پایان هرروزه ی من است.
امپراطورجهان باشم
اداره اش را به هنرمندان می سپارم
انسان واقعیت می یابد
شایدهم
پیامبری بوده ام
که بشارت نزولم را
کتمان می کنند.


عنوان شعر سوم : مرگ

دلتنگی هایم
وقتی به گوش شبانه هایم می رسد
احساس می کنم
مرگ
پاورچین پاورچین
ازمن دورترمی شود
ازشرنگ آتشین زخم هایم
هراس ولرزوبهت می کند.
نقد این شعر از : ارمغان بهداروند
از مهمترین امکانات ارتباطی شاعر و مخاطب، لحظه‌ی ورود به متن است. هر چه قدر که این آشنایی به درستی و به وقت ممکن شود؛ شاعر در ادامه‌ی راه بهتر می‌تواند قدم بردارد و از هم‌قدمی مخاطب بهره‌مند شود. قطعاً «ابراهیم‌خان حسنلو» دوست نادیده‌ی زنجانی من به این مهم واقف است که دو نکته یکی ابتکار معنایی و دیگری زیبایی بصری می‌توانند این ارتباط را رقم بزنند. بنابراین بخشی از انرژی و توانش شاعر باید در معماری درگاه متن هزینه شود؛ هزینه‌ای که در ادامه و بر اساس اقبال و استقبال مخاطب از مجموع متن می‌تواند سرمایه، تلقی شود و به موانست و الفت شاعر و مخاطب منتهی گردد.
در سه متن مرور شده آن چه که می‌تواند مهمترین سهل‌انگاری شاعر تلقی شود، همین کم‌توانی شعر در لحظه‌ی آغاز است. فقدان معماری، کم‌وسواسی در انتخاب واژگان، اختلال موسیقیایی از مهمترین دلایل این خامی و کم تاثیری می‌توانند محسوب شوند. لااقل این انتظار از شاعری که به خوبی با عناصری هم چون خیال و حواس ملموس آشناست دور از انتظار نمی‌توانست باشد. برای مرور بهتر این اختلال، سه ورودی هر سه متن را با هم بررسی می‌کنیم:
- عشق/ با زخم‌های من/ به خانه می‌رسد
- اندوه و دلتنگی/ پایان هر روزه‌ی من است.
- دلتنگی‌هایم/ وقتی به گوش شبانه‌هایم می‌رسد...
هم چنان که مرور می‌کنیم متوجه می‌شویم که فقدان کیفیت ادبی و شاخص نشدن معنا و اجرا و برجسته نبودن متن لااقل از حیث هارمونی می‌تواند به سادگی از وضعیت موجود، استخراج شود و شاعر به عنوان نخستین ممیز اثر، باید حداقل تلاشی برای تصحیح وضعیت و تحکیم موقعیت این سه شعر ابراز می‌داشت.
- با زخم به خانه می‌رسد/ عشق...
بی هیچ توجهی به معنای سطر در این تغییر کوچک می‌خواهم بگویم که شاعر می‌توانست از موسیقی واژگان به کار گرفته شده استفاده‌ی بهتری کند و مسیر هموارتری را برای خوانش و انتقال مفهوم ایجاد کند.
در نمونه‌ی دوم شاعر با احضار دو واژه‌ی «اندوه» و «دلتنگی» در متنی کوتاه عملاً ریسک کرده است و دو واژه هیچ کدام بنا به شکل استفاده، بر دیگری برتری ندارد به متن تحمیل شده است.
در نمونه‌ی سوم نیز رفتار شاعر با متن شبیه، رویه‌های دفترچه خاطرات است که در آن صرفاً با تاکید بر عواطف و احساسات، حال و احوال نویسنده ثبت می‌گردد و هیچ کارکرد ادبی نمی‌توان برای آن متصور بود.
از دوست ارجمندم می‌خواهم که با حذف گزارش‌ها و توضیحات کم ضرور خاصه مواردی که می‌تواند در ذهن مخاطب قابل پیش‌بینی باشد؛ به سرعت انتقال مضامین و تکمیل تصاویر کمک کند. در دیگر شعرهای دوست عزیزم، نکات دیگری را با هم مرور خواهیم کرد.

منتقد : ارمغان بهداروند

دکتری زبان و ادبیات فارسی شاعر و روزنامه‌نگار است.



دیدگاه ها - ۱
ابراهیم حسنلو » 12 روز پیش
سپاسگزارم.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.