کنج زندان ذهن خود محبوس




عنوان مجموعه اشعار : کابوس
شاعر : سمیرا پروین گیلوان


عنوان شعر اول : ----
گرمِ دیدارِ گوش‌ماهی‌ها
روی شن‌های داغ در کابوس
گاهی از موج می‌رسد دستِ
خواهشِ بی‌امانِ اقیانوس

محوِ پروازِ مرغِ ماهی‌خوار
جای باله دوبال می‌بینیم
می‌پریم و دوباره می‌افتیم
می‌شویم از تمام جان مایوس

بی نهایت تکیده و خسته
سرد و تنها و دست و پا بسته
از خیالِ هبوط سرشاریم
کنجِ زندانِ ذهنِ خود محبوس

بگذر از این زمینه‌های شلوغ
از تمام نشانه‌های دروغ
آسمان سهم ما نبوده و نیست؟!
بگذر از این تصور منحوس

کی جسارت به بالها دادیم؟
ما فقط در کلام آزادیم
حرف پرواز می‌زنیم اما
بس به امنیتِ قفس مانوس

مردمانِ نجیبِ سرخورده
از زمین و زمان رکب خورده
وارثِ تاج و تختِ خورشید و
دل خوش از کورسوی یک فانوس

این همه انزجار کافی نیست؟
رقص در پای دار کافی نیست؟
بشکن این میله‌های مسخره را
دست بردار پر بزن ققنوس

عنوان شعر دوم : ---
---

عنوان شعر سوم : ---
---
نقد این شعر از : رحمت اله رسولی مقدم
نوبت نقد یک غزل از خانم سمیرا پروین گیلوان است که مجموعا چهار بار برای پایگاه شعر ارسال کرده‌اند. به رسم کسب اطلاعات بیشتر از کم و کیف ذائقه‌ی سراینده، به آثار قبلی ایشان و نقدهای همکاران بر آن‌ها سر زدم. به نسبت سطح آن آثار، پیشرفت تدریجی محسوسی در کار ایشان دیدم و این جای خشنودی و امیدواری دارد. البته نوع قالبی که این دفعه خانم گیلوان ذوقشان را در آن ریختند، بی‌تاثیر نبوده است. یعنی استفاده از سیستم غزل چهارپاره برای کشتی نگرفتن با قافیه، فضای بیشتر برای پرورش مضمون و استفاده از ظرفیت‌های موسیقیایی آن، ارزش‌هایی به متن افزوده است در هئیت ارزش افزوده‌.
اینک آن‌چه را که در این غزل گذشته است، با هم مرور می‌کنیم تا ببینیم قراز و نشیب‌های شعر کدامند و چطور این شعر می‌توانست به جایگاه مطلوب‌تری ارتقا داده شود؟

گرمِ دیدارِ گوش‌ماهی‌ها
روی شن‌های داغ در کابوس
گاهی از موج می‌رسد دستِ
خواهشِ بی‌امانِ اقیانوس

اینجا شبکه‌ی تصویری چندلایه‌ای داریم. شاعر تا یک‌‌جایی خوب پیش می‌رود، اما وقتی که مشخص نمی‌شود که خواهش بی‌امان اقیانوس برای چیست، پروژه با شکست مواجه می‌شود. ما باید در عین چندلایگی و پیچیدگی، منتج به یک نتیجه شویم. اگر این‌جا آن‌چه که این چندلایگی را ایجاد کرده، مشخص نشود که چیست، آن‌چه ما تدارک دیده‌ایم، به هدر خواهد رفت.

محوِ پروازِ مرغِ ماهی‌خوار
جای باله دوبال می‌بینیم
می‌پریم و دوباره می‌افتیم
می‌شویم از تمام جان مایوس

در این بند، 《 یاس از تمام جان》 آن‌چنان تمامیتی ندارد که اگر بگوییم 《 یاس از جان》نسبیت حساب شود. یعنی جان درجه‌بندی نیست که بگوییم نصفش رفته یا تمامش. پس اینجا ترکیب 《 تمام جان》 خوش ننشسته. اگر شاعر می‌خواهد این‌کار را کند و جان را درجه‌بندی کند، باید در عناصر قبلی یک نسبیت و یک سطح‌بندی ایجاد کند و از آنجا به تمامیت جان برسد. این تناظرها همیشه در شعر لازم هستند.

بی نهایت تکیده و خسته
سرد و تنها و دست و پا بسته
از خیالِ هبوط سرشاریم
کنجِ زندانِ ذهنِ خود محبوس

موسیقی دو مصرع اول موسیقی‌ای است که در ایجاد مضمون، موثر است و می‌تواند در آینده یکی از ویژگی‌های مثبت کار خانم گیلوان محسوب شود.
ترکیباتی مثل خیال هبوط که ترکیبات ذهنی هستند و آن‌چنان عینیت نمی‌یابند، به شعر ضربه می‌زنند و مخاطب را از آن دور می‌کنند. ما به ترکیبات تازه‌تر و ملموس‌تر و عینی‌تر محتاجیم تا شعرمان پویایی خودش را حفظ کند.
اتفاقا در مصرع آخر، به همین در بند زندان ذهنیت بودن اقرار و اعتراف می‌کند.
خب صِرف اینکه ما از دست‌پای بسته حرف بزنیم و محبوس بودن را تصویر کنیم، راه زیاد دوری برای شروع تصویرسازی نرفته‌ایم. ما باید از فواصل دورتری شروع کنیم به ساختن تصاویرمان.

بگذر از این زمینه‌های شلوغ
از تمام نشانه‌های دروغ
آسمان سهم ما نبوده و نیست؟!
بگذر از این تصور منحوس

اینکه سراینده به شلوغی زمینه‌هایی که در شعرش عنوان کرده است اشاره می‌کند، نکته‌ی خوبی‌ست برای پیوند زدن قسمت‌های مختلف شعر به هم. این‌ ترفند می‌تواند دریچه‌ی دیگری برای ورود کلمات دیگر به این ساختار و بافتار باز کند‌. به نظرم خاتم گیلوان از این امکانی که برای خودش مهیا می‌کند، تا مصرع دوم این بند استفاده‌ی خوبی می‌کند، اما بعد از آن، جبر رفتن به سمت قافیه‌اندیشی، اجازه‌ی جولان‌ دادن بیشتر را به ایشان نمی‌دهد. در نهایت یک دو قطبی بین ذهن آزاد ایشان بدون قافیه‌اندیشی با ذهن قافیه‌اندیش ایشان ایجاد می‌شود و این بند را به دو نیمه‌ی نامتجانس تبدیل می‌کند.
ضمن اینکه 《 منحوس》 جز نقش قافیگی، نقش دیگری در متن ایفا نمی‌کند.

کی جسارت به بالها دادیم؟
ما فقط در کلام آزادیم
حرف پرواز می‌زنیم اما
بس به امنیتِ قفس مانوس

اگر در مصرع اول دقت کنیم، متوجه می‌شویم که اگر می‌گفتیم 《 کی جسارت به بال‌هایمان دادیم》جمله روان‌تر و طبیعی‌تر بود. ما خیلی به دکلماسیون طبیعی‌تر در شعرمان نیازمندیم. مخاطب ما نباید احساس کند که گفتن این حرف برایمان سخت بوده است و ما باید طوری حرف بزنیم که مخاطب حس کند که گفتن فلان حرف برای ما مثل آب خوردن بوده است.
از این نقص که بگذریم، مضمون قابل قبولی در این بند ساخته شده است ولی در مصرع چهارم، فعل جمله بدون دلیل از جمله حذف شده است. در واقع جمله‌ی ما این است 《 بس به امنیت قفس مانوس ( هستیم) 》. در این موارد هم باید حواسمان باشد که ارکان اصلی جمله را فقط می‌‌توانیم به قرینه‌ی لفظی یا به قرینه‌ی معنوی حذف کنیم. در غیر این‌صورت کار ما ضعف تالیف خواهد داشت.

مردمانِ نجیبِ سرخورده
از زمین و زمان رکب خورده
وارثِ تاج و تختِ خورشید و
دل خوش از کورسوی یک فانوس

این یکی از بندهای قابل قبول این شعر است. در مصرع آخر سراینده می‌توانست فقط بگوید《 دلخوش کورسوی یک فانوس》 و آن حرف اضافه‌ی 《 از》 هم لازم نبود. تقابل بین تخت و تاج خورشید و کورسوی فانوس، طنز تلخی را  ایجاد می‌کند که برای ما قابل لمس است.

این همه انزجار کافی نیست؟
رقص در پای دار کافی نیست؟
بشکن این میله‌های مسخره را
دست بردار پر بزن ققنوس

اینکه از اول شعر تا آخرش، زیاد به طور مستقیم از حبس و قفس و بال و پر حرف بزنیم، می‌زند توی ذوق. ما باید حواسمان جمع باشد که باید تکرار زیاد یک کلمه و یک مضمون به یک شکل، پرهیز کنیم، تا به محاطب رودست بزنیم. وگرنه مخاطب خواهد گفت که این شعر دیگر حرفی نخواهد داشت و همه‌ی آن‌چه که می‌گوید، به یک مًمون ختم می‌شود.
اما از طرفی اینکه ماجرا به افسانه‌ی ققنوس ختم می‌شود، یک زخم ناگزیر اساطیری را تداعی می‌کند و می‌تواند یک کنجکاوی و اندوه پی از شعر در مخاطب به یادگار بگذارد تا تحت تاثیر اثر هنری ما باشد.

در نهایت، شعر خانم گیلوان گستردگی واژگانی خوبی دارد، و ایشان با یک سال سابقه‌ی شاعری، در سطح قابل قبولی می‌نویسند و من امیدوارم با یکی دو سال افزایش سابقه‌ی نوشتن ایشان توامان با مطالعه‌ی شعر امروز، پیشرفت قابل توجهی خواهند کرد و درخت ذوقشان بارور خواهد شد. منتظرم که باز از ایشان در پایگاه شعر بخوانم و روند تدریجی پیشرفت ایشان را ببینم. آرزوی موفقیت می‌کنم برای ایشان.

منتقد : رحمت اله رسولی مقدم

متولد ۵ خرداد ۶۹ یاسوج؛ شاعر و ویراستار؛ تحصیلات کارشناسی ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.