باز هم تأمل در زبان




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : حسین چمن سرا


عنوان شعر اول : .
هر بار سیم تار به مضراب می خورد
یاد تو دل می افتد و خوناب می خورد

تب دارم و قرار نمانده ست در سرم
در ماهتاب، گیسوی تو تاب می خورد

این حال و روز مشکل ما تشنگان عشق
از اشک های نیمه شبی آب می خورد

آزادی از اسارت عشق تو ممکن است
اما از انتهاش به نواب می خورد

ای بی قرار ! قاب غزل بهر تو کم است
ای دل ! کدام قاب به بی تاب می خورد ؟

مفهوم تو ، خیال سراسر نویی ست که
شاید به درد" شعر نو" و" ناب" می خورد

عنوان شعر دوم : .
نشسته بودم و فکری
به اینکه در شب بکری
که استعاره ببارد
بعید نیست یقینا
از انفجار جهانی
در آن ستاره ببارد

ستاره ای بشکسته
به گوشه ای بنشسته
به پرده ای همه زل که
پیام حمله ی نوری
بگویدش به مزاری
هزار باره ببارد

زمین تشنه در آخر
شکست و جان به دهن شد
که لب گشود و سپس پر
گشود از آن سره ی جان
که روضه خوان شود و حق
به شعله پاره ببارد

از آسمان شمایان
منی که خیر ندیدم
چطور درک کنم که
به خشک سالی اکنون
قدیم سیل می آمد

بگو دوباره ببارد

زمان زمانه ی رنگ و
زمین زمینه ی جنگ و
پر از علایم ننگ و
نفس قفس رس تنگی

بگو تفنگ نگاهت
به یک کناره ببارد

در آن کناره که یک من
دویده از خود فعلی
هزار سال پیاپی
به سوی دست نهادی
که در گذار دوتاپا
لهیده چاره ببارد

.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : پانته آ صفائی
بتازگی یادداشت هایی بر دو سری از شعرهای ارسالی جناب چمن سرا نوشته ام و چون بین این دو شعر با آن اشعار مدت زیادی فاصله نیفتاده است، قاعدتاً مواردی که دربارۀ کارهای پیشین ایشان عرض کرده ام، هنوز هم صادق است.
وزن و قافیۀ اثر اول، مرا به یاد شعر زیبایی از سعدی انداخت، غزلی با مطلع «چشمت خوش است و بر اثر خواب خوش تر است/ طعم دهانت از شکر ناب خوش تر است». شاید پیش از صحبت دربارۀ این شعر، مرور دوبارۀ آن غزل سعدی خالی از لطف نباشد. تأکید فراوانی که بر مطالعۀ آثار سعدی دارم، بخاطر توجهی است که این شاعر بزرگ، به زبان و راههای بیرون شد از تنگناهای زبانی دارد.
در مصراع دوم، فاصله ای که بین اجزای صرفی و غیرصرفی فعل مرکب افتاده، باعث ضعف تألیف شده است. ترتیب صحیح جمله، طبق قواعد دستور زبان، چنین بوده: دل یاد تو می افتد و خوناب می خورد.
تصویر مصرع دوم بیت دوم تصویر زیبایی است. ضمن اینکه تاب خوردن گیسوی معشوق در مهتاب، حسن تعلیلی است برای تب داشتن و بی قراری عاشق، جناس بین تب و تاب هم به محکم شدن ارتباط افقی بیت کمک کرده است. اما در فرهنگ ما معمولاً جایگاه قرار و آرامش و صبر، دل است و این دل است که بی قرار میشود نه سر.
در بیت سوم، ارتباط اشک و تشنگی با فعل مرکب از جایی آب خوردن، و این پارادوکس زیبا که تشنگی ما از اشک آب می خورد، حکایت از دقت شاعر در معانی کلمات و توجه به زنجیرۀ تداعی واژگانی دارد. اما همینجا هم دو کلمۀ «این» و «مشکل» حشو به نظر می رسند. بطور کلی به کار بردن صفتی که در سطح شعر اجرا نشده باشد و حالت یا مفهومی را تحمیل کند، همیشه به شاعرانگی کلام ضربه می زند.
مصراع اول بیت چهارم، بخاطر آشنایی زدایی معنایی، مصراع جالب توجهی است و مخاطب را کنجکاو می کند که ببیند این آزادی از اسارت عشق چگونه امکان پذیر است. تا اینجای کار خیلی هم خوب است. اما مصرع دوم بیت، مخاطبی را که سعی دارد به لایه های زیرین کلمات دست یابد و در فضای عاشقانۀ اثر سیر کند، ناگهان به سطحی ترین و نازل ترین دریافت از اثر پرتاب می کند. «آزادی» که تا قبل از این مصرع، در جوّ عاشقانۀ شعر، مفهومی عمیق داشت (و میتوانست با پیوستن به مفاهیم اجتماعی در شعر، نقشی مؤثرتر ایفا کند)، یکباره تا حدّ اسم یک خیابان تنزّل می بابد. اسمی که درست به اندازۀ اسم نواب، با فضای شعر بیگانه است و ناهمخوان!
بیت پنجم هم بخاطر ایرادات زبانی، بیت قابل تأملی نیست.
در بیت آخر با اینکه سعی شده ارتباطات واژگانی حفظ شود اما شعر به تصویر نمی رسد و راهی هم به حس و تأثیرگذاری عاطفی پیدا نمی کند.
در شعر دوم، فرم کار فرم منسجمی نیست. دلیل رعایت قافیه در برخی سطرها مشخص نیست و کم و زیاد شدن تعداد سطرهای هر بند، توجیه متنی ندارد.
حذف بدون قرینۀ فعلها، بشدت آزاردهنده است. نشسته بودم و فکری (به ذهنم خطور کرد که...)، به پرده ای همه زل (زده بود).
برخی ترکیبات جدید به کار رفته در اثر، خوش ساخت نیست و در بافت شعر ننشسته. جان به دهن شد (لابد به جای جان به لب شد)، قفس رس تنگ، آن سرۀ جان (آن سوی جان؟)، به شعله پاره ببارد (؟)
ضعف زبان در کار دوم، امکان گذشتن از پوسته به درونۀ شعر را از مخاطب می گیرد.
امیدوارم جناب چمن سرا با مطالعۀ بیشتر، خیلی زود به زبانی درخور دست یابند.

منتقد : پانته آ صفائی

متولد 1359 بروجن. دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه کاشان و دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.