قدرت تصویر تازه




عنوان مجموعه اشعار : باد افسار گسیخته
شاعر : علی محمودی


عنوان شعر اول : ۱:
پرنده ی وحشی صحرا
ای باد افسار گسیخته
برای چه پیوسته
گلوی خاک را چنگ می زنی؟
لختی درنگ کن
تا نفسش بر آید
تا ناله های باستانی خاک را بشنوی.‌‌..



عنوان شعر دوم : ۲:
نهایت درماندگی است باد
همدم ناله های خود را نمی یابد
وقتی در چهارسوی جهان
آوارگی اش را بدوش می کشد
نهایت بیهودگی است باد
وقتی بر ویرانه ها مشت می کوبد!

عنوان شعر سوم : ۳:
چشم به آسمان دوختن
نومید بودن
ژرفای تاریکی را دیدن
در اندوه خم شدن
آه درخت تنهای من!

۴:
درختی خشکیده ام
تن به طوفان می سپارم
تا در دل دره،
رود را در آغوش بگیرم!
نقد این شعر از : احسان رضایی
سلام به دوست عزیز و پرکار پایگاه نقد شعر. سروده‌های بالا (حداقل دو سرودۀ ابتدایی با موضوع باد) را پیش از این، دوستان بزرگوار، آقایان ضیاءالدین خالقی و مسعود میریاقری نقد فرموده و حق مطلب را ادا کرده‌اند. خوب بود از این فرصت برای ارسال آثار دیگری استفاده می‌کردید. به هرحال، از بین چهار سروده ارسالی، دو شعر اول قوی‌تر هستند، چراکه تصاویر بدیع و تازه‌ای دارند. مثل تشبیه باد به «پرندۀ وحشی صحرا» که مدام گلوی خاک را چنگ می‌زند و مانع از شنیدن هاله‌های باستانی خاک می‌شود (خود این عبارت »نالۀ باستانی» هم نوعی حس‌آمیزی و تازگی دارد). تصویری که به خوبی فضای واحه‌های کویری را برای خواننده زنده می‌کند. در قطعه دوم هم به درستی، تنهایی و بیچارگی ِِ باد با این تصاویر توصیف شده که «در چهارسوی جهان آوارگی‌اش را به دوش می‌کشد» و «بر ویرانه‌ها مشت می‌کوبد». این، نمونه‌ای از همان عرضی است که در نقد دیگری بر یکی از آثار شما نوشته بودم. اینکه شاعر باید با زبان خودش حرف بزند، نه طوری که تقلید از دیگران و حتی بدتر از آن، تکرار عبارتهای کلیشه‌ای باشد. این که باد همیشه تنها و سرگردان و خانه به دوش است را همه می‌دانیم، اما این نوع بیان هر کدام از ماست که می‌تواند همین مطلب تکراری را به حرفی تازه و شعری دلنشین تبدیل کند، یا تکرار مکررات. برای نمونه عرضم، از همین شعر شما کمک می‌گیریم. در قطعه اول، سطر «پرندۀ وحشی صحرا» برای ما جالبتر و بدیع‌تر است با سطر دوم و عبارت «ای باد افسار گسیخته»؟! بدیهی است که سطر اول. چون که صفت افسارگسیخته، دیگر آن تازگی را ندارد که ما با شنیدنش به ساخت تشبیه موجود در آن فکر کنیم. یعنی فکر کنیم که شاعر می‌گوید باد شبیه اسبی بود که افسارش را با سرکشی پاره کرده یا از دست سوارش درآورده و حالا دارد دیوانه‌وار به تاخت می‌رود. چون این عبارت رفته رفته به یک قرارداد زبانی تبدیل شده. درحالی تشبیه باد به پرنده‌ای وحشی که خانه‌اش صحراست، تازگی بیشتری دارد. اجازه بدهید از موسیقی پنهان موجود در قطعه دوم، یعنی تکرار «نهایت درماندگی است باد/ نهایت بیهودگی است باد» هم یاد کنیم. این قبیل ایجاد ریتم‌ها در شعر سپید، بسیار کمک‌کننده است. موفق باشید.

منتقد : احسان رضایی

متولد ۱۳۵۶ تهران، داستان‌نویس، منتقد ادبی و مجری-کارشناس برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی مختلف دربارۀ کتاب. مؤسس و اولین سردبیر پایگاه نقد داستان. تألیفاتش در زمینه تاریخ و ادبیات است.



دیدگاه ها - ۱
علی محمودی » دوشنبه 12 مهر 1400
سلام و درود به استاد رضایی و سپاس از نقد ارزنده تان . پاینده باشید

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.