آنگاه پیش از شعر




عنوان مجموعه اشعار : فردا
شاعر : ,موسی صباغیان


عنوان شعر اول : فردا که...



فردا که ...
فردا که بر مزار تو افتد گذارمان حیرت فزای نور شود رهگذارمان
فردا که روز تابش خورشید خاور است در مشهدالرضاست قرار و مدارمان
فردا که کارنامه ی ما را ورق زنند حسرت برند عالم و آدم ز کارمان
از بس که باصفاست حضور رضا، شده هر شش جهت ز روی تو آیینه زارمان
چشم امید ماست به تو، ای سپیده دم وقتی سپید می دمی از شام تارمان



خط و دوات
مباد هیچ دوات ترم کپک بزند
خلاف میل خودم چرخکی فلک بزند
به ذوق خط خودم هیچگاه شک نکنم
درخت جوانم اگر شتک بزند
یادگیر علیکم به حسن خط که فقط
نخواه شعر به گوش تو نی لبک بزند
ببار حضرت باران به باغ علم و هنر
مباد ظرف انار دلم ترک بزند




حوزه
پر از کوشش پر از اصرار با یک عشق بی پایان
کجا می گردی ای در کوچه های سرد یخ بندان؟
شبانه می روی شادان به سوی حوزه ی صادق
به پای عاشقی پویان گهی افتان گهی خیزان
پس از چندی حضوری در کلاس درس اجباراً
نموده طی فجازی یا مجازی راه سرگردان

یقیناً با تلاش تو دروس حوزوی اصلاً
به دست باد آشفته نخواهد شد گم و پنهان

کنار حوض بی ماهی در این حوزه که موجی نیست
و ماهی بر کسی مایل نمی تابد منم گریان...

عنوان شعر دوم : صلوات
ص

عنوان شعر سوم : صلوات
ص
نقد این شعر از : رحمت اله رسولی مقدم
سلام و احترام به جناب موسی صباغیان که این قرار است بیست‌‌وهشتمین نوبتِ شعرهای ارسالی ایشان را با هم بررسی کنیم.
آن‌چنانکه توصیه‌های دوستان و اساتیدم در پایگاه را برای آثار ارسالی ایشان دیدم، شاید تعدادی از نکاتی که اینک گوشزد خواهم کرد، مکرر باشند.اما گاهی تکرار برخی نکات، ضرورتی دارد به اندازه‌ی تثبیت آن موارد در ذهن. سابقه‌ی کمتر از یک سال شاعری، طبیعتا تجربه‌ی کمی برای هر سراینده‌ای محسوب می‌شود؛ پس طبیعی‌ست که سراینده حتی بعضی مواقع درک و دریافت درستی از موارد نقد نداشته باشد و با همان زاویه‌ی دید قبلی‌اش به شعر نگاه کند. بنا بر اینکه جناب صباغیان با موضوعات ارزشی و مذهبی برای ما شعر ارسال کرده‌اند، یک توصیه از همین ابتدا برای ایشان دارم؛ اینکه برای باز شدن زاویه‌ی دید و گستره‌ی نگرش در مضمون‌پردازی‌ها و تصویرسازی‌ها، حتما مطالعه‌ی گسترده‌ای از شعرهای با موضوعات غیرمذهبی داشته باشند. این‌طوری نکات و زوایای دید بسیار متنوعی پیش روی ایشان قرار می‌گیرد و زمینه را برای نگاه کردن از زوایای شاعرانه و متفاوت به مضامین مذهبی و ارزشی مهیا می‌کند.

فردا که بر مزار تو افتد گذارمان حیرت فزای نور شود رهگذارمان

همان‌طور که در این شعر پیداست، سراینده از یک رویداد خبری گزارش می‌دهد. این خبری بودن ماجرا به ‌خودی خود بد نیست؛ بدی‌اش این است که این خبرها صرفا یا خبر می‌مانند و یا ادعا و شعار. نه اینکه خدای نکرده منظورم این باشد که ارادت سراینده به حضرت امام رضا شعار باشد، نه! شکل شعر شعارگونه است. یعنی چه؟ یعنی به‌جای رخ دادن وقایع در شعر با دلایل متنی و ادبی، وقایع به شکل ادعا بیان می‌شوند. در حقیقت ما باید سند شاعرانه‌ای برای هر حرفی که در شعر می‌زنیم، داشته باشیم. مثلا در این بیت، افتادن گذار ما به مزار شما، چه‌چیزی دارد که موجب حیرت نور می‌شود؟ این چه‌چیزی و چگونگی وقتی در شعر تعبیه نمی‌شود، می‌شود یک شعار.
البته که سراینده سعی می‌کند در بیت بعد، یک دلیل برای این حرف بیاورد و برای همین عبارت 《 خورشید خاور》 را استعمال می‌کند. اما چون خود این انتساب عنوان، کلیشه‌ای می‌نماید و تعبیری‌ست بسیار تکراری، می‌زند توی ذوق. آخر هدف ما در شعر و هنر، گفتن حرف‌های تازه، تعابیر تازه، ترکیبات تازه، و کلا نگاه‌های متفاوت است. ما اگر بنا باشد که مضامین و عناوین دیگران را استفاده کنیم، دیگر چیزی برای گفتن نداریم و کار ما یه جای اینکه هنر باشد، تقلید و تکرار مکررات محسوب می‌شود.

فردا که روز تابش خورشید خاور است در مشهدالرضاست قرار و مدارمان

همین‌طور این قرار و مدار در مشهدالرضا، آیا جز اینکه یک گزاره‌ی خبری‌‌ست، کاربرد ادبی و هنرمندانه‌ای دارد؟

فردا که کارنامه ی ما را ورق زنند حسرت برند عالم و آدم ز کارمان
اینجا شاعر تلاش کرده با دو فردای قبلی یک تفاوت ایجاد کند و به جای فردایی که دقیقا یک روز بعد است، فردا را برای روز قیامت به کار ببرد؛ چون روز قیامت کارنامه‌ی اعمال را به دست ما می‌دهند. همین تلاش هم بدون درنظر گرفتن کم و زیادش برایم ارزشمند است، اما خب کافی نیست. چرا؟ چون باز گزاره، ققط یک گزاره‌ی خبری‌ست بدون رویکردهای شاعرانه.

از بس که باصفاست حضور رضا، شده هر شش جهت ز روی تو آیینه زارمان

اینجا دو نوع گفتگو و تخاطب پیش روی مخاطب قرار می‌گیرد: در اولی از 《 رضا》 حرف می‌زنیم، پس سوم شخص ماست، و در دومی دوم شخص را با 《 تو》 اتحاذ می کنیم. این یعنی تو همان رضا نیست؟ پس کیست؟ این‌ها جزئیاتی‌ست که نباید به سادگی از آن‌ها در شعر عبور کنیم. وانگهی آن شش‌جهتی که در مصرع دوم از آن حرف می‌زنیم چیست؟

چشم امید ماست به تو، ای سپیده دم وقتی سپید می دمی از شام تارمان

بالاخره اینکه به جز مضمون تکراری این بیت و این شعر، سپید دمیدن در شام تارمان هم باز تعبیری کلیشه‌ای و پر تکرار است.

مباد هیچ دوات ترم کپک بزند
خلاف میل خودم چرخکی فلک بزند
به ذوق خط خودم هیچگاه شک نکنم
درخت جوانم اگر شتک بزند
یادگیر علیکم به حسن خط که فقط
نخواه شعر به گوش تو نی لبک بزند
ببار حضرت باران به باغ علم و هنر
مباد ظرف انار دلم ترک بزند

در این شعر نیز چند نکته وجود دارد که به اختصار و در حد نیاز، اشاره می‌کنم.
نخست اینکه ما باید بین اجزای شعر، ارتباط ماهوی برقرار کنیم. مثلا چرخ و فلک در مصرع دوم، باید یک ارتباطی با کپک زدن در مصرع اول داشته باشد، تا مخاطب فکر نکند که سراینده فقط قافیه اندیشیده است.
دوم اینکه کپک زدن دوات، به چه چیزی منجر خواهد شد؟ و چطوری ممکن می‌شود؟ آیا با تر بوون ممکن می‌شود؟ اگر اینطور است، آنگاه نا چرا گفته‌ایم دوات تر؟ آیا دوات ما جز پس از نوشتن با آن، خشک است مگر؟ پس آن تر بودن طبیعی دوات، طبیعتا منجر به کپک زدنش نخواهد شد.
در مصرع دوم، چرخ زدن فلک، آیا دلیل خاصی داشته که چرخک شده یا خیر؟ آیا دلیلش کوچک بودن گردش روزگار در مقابل بزرگی اراده‌ی سراینده است؟ این باید در متن نشان داده شود.
نکته‌ی مهم دیگر این بیت، استفاده از واژه‌ی 《 خودم》 است. مخاطب متوجه می‌شود که سراینده در واقع می‌خواست این‌طوری بگوید :《 خلاف میل من چرخکی فلک بزند》، ولی چون وزن خراب می‌شده، به جای 《 من》 نوع دیگری از این من را استعمال کرده که 《 خودم》 است. این استعمال اشتباه، جمله را به لحاظ معنایی دچار مشکل کرده است. این ضمیر یک ضمیر انعکاسی‌ست و برای وقتی مناسب است که فاعل و مفعول یکی باشند‌. یا وقتی ما می‌خواهیم به انجام کار توسط خود فاعل تاکید کنیم، از این نوع ضمیر استفاده می‌کنیم. مثلا: من خودم لباس‌هایم را شستم.
پس این نوع استعمال آن‌هم به تحمیل وزن، غلط است.
دو مصرع بیت سوم مشکل وزنی دارند.
و بالاخره در بیت چهارم، باریدن باران به باغ علم و هنر، چگونه مانع ترک خوردن ظرف انار می‌شود؟ سوال بعدی این است که آیا می‌شود ترک خوردن انار را به ترک خوردن ظرف آن نسبت دهیم؟ و سوال بعدی اینکه شباهت دل به ظرف انار چیست؟ همه‌ی این‌ها سوالاتی‌ست که ما هنگام تالیف مضامینمان با ادله‌ی متنی به آن‌ها استناد کنیم تا سروده‌ی بلندمرتبه‌ای داشته باشیم.

پر از کوشش پر از اصرار با یک عشق بی پایان
کجا می گردی ای در کوچه های سرد یخ بندان؟
شبانه می روی شادان به سوی حوزه ی صادق
به پای عاشقی پویان گهی افتان گهی خیزان
پس از چندی حضوری در کلاس درس اجباراً
نموده طی فجازی یا مجازی راه سرگردان

یقیناً با تلاش تو دروس حوزوی اصلاً
به دست باد آشفته نخواهد شد گم و پنهان

کنار حوض بی ماهی در این حوزه که موجی نیست
و ماهی بر کسی مایل نمی تابد منم گریان...

شعر آخر نیز صرفا پر شده از گزاره‌های خبری. تنها تلاش فنی و ادبی در این شعر فارغ از موفقیت یا شکستش، جایی بوده که حوض و حوزه یک تجانس لفظی ایجاد می‌کنند.
الان شما دقت کنید در بیت اول، تتابع اضافات داریم وقتی می‌گوییم 《 پر از کوشش پر از اصرار》. چون عملا این دو کنار هم ضرورتی بزای حضور توامان ندارند. بی‌پایان، یخ‌بندان، خیزان، سرگردان، پنهان و گریان هم به جز نقش قافیگی، نقش دیگری ندارند. یعنی ما می‌توانیم هر کدام از آن‌ها را برداریم و جایشان کلمه‌‌ی دیگری بگذاریم و متن چیزی را از دست ندهد.

آقای صباغیان گرامی! باید توجه کنید که کارهایتان را به شعر بودن نزدیک و نزدیک‌تر کنید. برای این‌کار باید بسیار و بسیار بخوانید و بنویسید. آن‌چه که می‌خوانید، برترین‌های شعر معاصر باشد تا شما را با زوایای دید متنوع آشنا کند و تکنیک‌های مختلف به کار رفته برای تبدیل سطرهایشان به یک سطر شاعرانه را ببینید. در کنار آموخته‌های جدید، تمرین و استمرار زیاد در سرودن و سخت‌گیری به خودتان با این آموزه‌های جدید، خیلی در بلندمدت موثر خواهد بود. بی‌شک هیچ‌کسی با سعی و کوشش در تربیت ذهن خود و آگاهی‌بخشی به ناخودآگاه خود، ناموفق نخواهد بود. من امیدوارم که دفعات بعد هم از شما سروده بخوانم و این تلاش و سعی وافر را در کارهایتان لمس کنم، که این باعث خوشحالی من و پایگاه نقد می‌شود. اگرچه نقد من صریح و کم‌ملاحظه بود، اما امیدوارم متوجه تلاشم برایم عدم دلسردی شما در سطرهای اخیر شده باشید. ما خواه و ناخواه وقتی تلاشمان را با شکست مواجه می‌بینیم، کمی دلسرد می‌شویم، اما شکستی که ما را نکشد، منجر به پیروزی و موفقیت ما خواهد شد. به انتظار موفقیت‌تان خواهم نشست‌.

منتقد : رحمت اله رسولی مقدم

متولد ۵ خرداد ۶۹ یاسوج؛ شاعر و ویراستار؛ تحصیلات کارشناسی ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.