جای خلاقیت در شعر کجاست




عنوان مجموعه اشعار : غم جانکاه
شاعر : آمنه آل اسحاق


عشق جز در خم ابروی تو بی تعبیر است

ناز چشمان تو بر جان جهان اکسیر است

باز هم جمعه و دلگیری ِ بی پایانش

غمِ دوری ِ تو ای وای چه دامن گیر است

فرج عشق وهمه گیری عدل و انصاف

آرزو نیست فقط، قطعی و در تقدیر است

همه جا پرشده از مظلمه و استضعاف

«وارثین»، «نجعلهم» در شُرُف تفسیر است

جلوه کن تا به سرانگشت خود اعجاز کنی

بی تو دنیا پُر از آشفتگی و تقصیر است

غیبتت دیر زمانی است که جانکاه شده

العجل چون بسی آفات که در تاخیر است

«آمنه آل اسحاق»
نقد این شعر از : علی رضا احرامیان پور
ابتدا درودتان می گویم
خوشحالم که ذوق و قریحه خود را در مسیر موضوعات ارزشی به خصوص شعر انتظار خرج کرده اید.
خودتان هم می دانید که مخاطبان شعر از ما انتظار دارند مضامینی لطیف تر، شاعرانه تر و جذاب تر از این ببینند و بشنوند و بخوانند.این چهار دیواری که شما به اسم شعر ساخته اید همه چیزش شبیه خانه‌ای است که سقف دارد، دیوار دارد، در دارد و پنجره نیز، اما این چهار دیواری روح ندارد. برای کسی که بخواهد ادعا کند که من خانه ای دارم و محل سکونتی، چندان بدک نیست! اما این خانه نمی تواند مایه تفاخر صاحبخانه باشد.
در شعر، خیلی ها همین که وزن را رعایت می کنند و قافیه و ردیف را می شناسند و کلماتی را
پشت سرهم قطار می کنند کفایت میکند.
با اینها میشود کتاب چاپ کرد، حتی می توان سهمیه بیمه هنرمندان هم گرفت و به بعضی روزنامه های محلی هم شعر داد، یا زنگ زد به رادیو و آن را در فلان برنامه به عنوان شعر قالب کرد. اما اینها شعر نیست و کسی برای آن اهمیتی قائل نمی شود.
برگردیم به شعر شما. ممکن است بعضی ها اعتقاد داشته باشند که باید این خانه را کوباند و از نو بنا کرد من اما اعتقاد دارم با همین مصالح و ابزار موجود میشود بنایی شکیل تر، مستحکم تر و بهتر از این ساخت.
از این تمثیل که بگذریم این وزن و موسیقی( فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن) قابلیت یک شعر خوب را دارد، همچنین از این قافیه و ردیف می‌توان کارکردی به مراتب بهتر از این گرفت. تنها لازم است کمی ذوق بیشتری به خرج داد و سلیقه بهتری چاشنی سرایش این شعر کرد، مثلا من مانده ام که چرا شاعر از قافیه دیر و پیر استفاده نکرده و حال انکه می توانست مضامین خوبی از دل آن در بیاورد.
هنوز هم معتقدم اندکی تصویرسازی و پرهیز از مستقیم گویی با برخورداری از زبان کنایه و اشاره که معمول شعر است لازمه بازسازی این چکامه شش بیتی است.
توصیه های جدی من برای این شعر عبارتند از:
یک/ شاعر باید تلاش کند تا زبان امروزی تر و خلاقانه تری رابه استخدام بگیرد.
دو/ باید توجه کنیم که مخاطب ما به دنبال شعر است نه مقاله یا چیزی شبیه آن. با این حساب: "همه جا پر شده از مظلمه و استضعاف" کجایش شاعرانگی دارد؟ یا این مصراع: "فرج عشق و همه گیری عدل و انصاف" بیشتر شبیه انشای دوران راهنمایی است، و " وارثین نجعلهم در شرف تفسیر است" به نظر می رسد بیانیه راهپیمایی روز قدس باشد. پس جای خلاقیت، تصویرهای بدیع، کشف، جاذبه های واژگانی ، موسیقی درونی و هم آوایی کلمات کجاست؟! چرا نشانی از آن نمی بینیم؟!
مهربان شاعر همروزگار !
باور کنید حتی کلام حافظ در ۷۰۰ سال پیش_ اگر باور داشته باشیم این غزل را برای موضوع انتظار حضرت حجت سروده باشد_ بسیار روان تر، پرمعناتر و امروزی تر از این چکامه ای است که شما در ابتدای قرن پانزدهم سروده اید:
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
اشتباه نکنید! من شما را با حافظ شیراز در یک ردیف قرار ندادم و در مقام مقایسه شما با او نیستم، اما می خواهم به شما یادآوری کنم وقتی پای شعر به میان می آید با کمی وسواس بیشتر چگونه میتوان از موضوعی آیینی و دینی و ایدئولوژیکی سخن گفت و زیبا گفت و زیبا ارائه داد.
از موضوع مستقیم گویی که بگذریم، در شعر عاطفه حرف اول را می‌زند،به خصوص وقتی پای عزیزی مثل امام زمان پیش می آید. شما چقدر می توانستید با مضامینی عاطفی تر از این، احساس مخاطب تان را درگیر کنید و او را در دام این شعر نگهدارید اما چنین اتفاق در بیشتر ابیات این شعر رخ نداده است. مصراعهایی که در این شعر از رگه هایی عاطفی تر برخوردارند از این قرارند:
باز هم جمعه و دلگیری بی پایانش
غم دوری تو ای وای که دامن گیر است
جلوه کن تا به سر انگشت خود اعجاز کنی
بی تو دنیا پر از آشفتگی و تقصیر است
و مصراع بیت آخر:
غیبتت دیر زمانی است که جانکاه شده

هرچقدر تعدد مصراع ها و مضامین عاطفی در شعر بیشتر باشد شاعر زودتر به مراد خویش می رسد و آن شعر، شانس بیشتری برای ماندگاری خواهد داشت.
آرزو دارم از این پس شعرهایی ماندگارتر و جانانه تر از شما بخوانم و بشنوم.
یادتان باشد رسالت من و شما که دلبستگی بیشتری به شعر متعهد و آیینی داریم بسیار سخت تر و بیشتر از دیگران است، چون ما می خواهیم مفاهیم ارزشمند و همسو با اعتقادات خود را ترویج کنیم و وسعت ببخشیم. از این رو باید هنرمندان تر و خلاقانه تر باشیم.
باقی بقایتان

منتقد : علی رضا احرامیان پور

متولد 9 آذر 1348 ش در یزد. از خانواده ای شعر دوست و شاعرپرور. پدرش استاد کاظم احرامیان پور متخلص به "شاهد" از شعرای پیشکسوت یزد است. علی رضا از نوجوانی به سرودن پرداخت و پنج سال متوالی برگزیده شعر دانش آموزی کشور بود. او بعدها دبیر شورای شعر یزد شد و ...



دیدگاه ها - ۲
علی رضا احرامیان پور » 4 روز پیش
منتقد شعر
درود به شما
آمنه آل اسحاق » 7 روز پیش
سلام و عرض ادب، ممنون از نقد مفیدتون، البته همه شعرهای من به این صورت نیستند و فراز و نشیب دارن هم از نظر زبانی و هم از لحاظ شاعرانگی، غزل های خیال انگیز و امروزی هم سرودم باز هم سپاسگزارم از اینکه وقتتون رو در اختیار بنده قرار دادین، سعی میکنم نصایحتون رو همیشه در نظر داشته باشم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.