در به در به دنبال قاتل




عنوان مجموعه اشعار : جنازه های بی هویت
شاعر : مهدی اشرف نیا


یک جنازه در خیابان راه می رود
راه می رود
راه می رود
هیچ جیبی بی دلیل آه نمی کشد

چند قدم جلوتر
یک سطل زباله را ترور کرده اند
چند قدم جلوتر
یک آگهی ترححیم
برای هر دو کلیه چسبانده اند
چند قدم جلوتر
صورت را با کشتن احساس
در آغوش یک ناشناس سرخ نگه داشته اند
و دادگاه
پول را
سلاح سرد تشخیص داده است

سایه های بسیاری زیر پا می میرند
و دست هیچ آرزویی را
قبل از مرگ نمی گیرند

این خیابان
قطب زمین است
پنجاه درجه زیر صفر‌
مرز بین یخ زدن و یخ زدن
و کودکی که پشت چراغ قرمز
اشک هایش را می فروشد
جنازه ی یخ زده ی
پدر نشئه ای است
که اجاره ی
هر شب
در خانه خوابیدن را
پیش پیش می گیرد.

چند جنازه در خیابان راه می روند..‌.
چند جنازه به خانه برنگشته اند...
و هنوز
کسی
به دنبال قاتل نمی گردد
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
شعر اجتماعي خواه ناخواه درجه يا درجاتي از صراحت را با خود همراه مي آورد . مخاطب در اين شعر با نشانه ها و كدهايي خاص به سمت وقايع و رخدادهاي اجتماعي راهنمايي مي شود . از اين جا به بعد اشعار اجتماعي دو شاخه مي شوند . يا شاعر به مثابه يك شاخك حساس اجتماع تا مرحله ي طرح موضوع پيش مي رود و شعر را به انتها مي رساند . يا اين كه به مثابه يك مصلح اجتماعي براي حل مشكل و معضلات اجتماعي راه حل ارايه مي دهد . اين همه اما بايد با شعريت متن همراه باشد . شعريت شرط نخست تشكل شعرست . با اين حال بايد پذيرفت كه در شعر اجتماعي شعر تا حدي در برابر ارجاع اجتماعي اش عقب نشيني مي كند .
در شعر اجتماعي عناصر اجتماعي تغيير هويت مي دهند و وجهي تشبيهي يا استعاري مي يابند . راه رفتن جنازه ها در خيابان وجه استعاري براي آدم هايي ست كه به گمان شاعر به جنازه مي مانند . اما در ادامه از آن كشيدن جيب ها نمي توان برداشت روشني داشت هم چنان چه از ترور سطل هاي زباله ! آيا تعبير ترور سطل هاي زباله براي زباله گردي فقرا تعبير مناسبي است ؟!
آگهي فروش كليه چيزي ست اما اما آگهي ترحيم براي دو كليه طبيعي و باورپذير نمي نمايد .
تعبير سرخ نگه داشتن صورت در آغوش يك ناشناس براي معضل خودفروشي باز هم گنگ مي نمايد .
بالاخره شاعر محيط را به قطب سرد زمين تشبيه مي كند كه با معضل كودكان خياباني و اعتياد به پايان مي رساند .
به نظر مي رسد كه اين شعر بيشتر طراح معضلات است ات حلال آن ها . ولي طراحي هاي آن چندان سنجيده و باورپذير از آب درنيامده است .
شعر با پايان استعاري خوبي همراه شده است . به راستي مسبب اين همه معضل كيست ؟ قاتل اين همه جنازه كه راست راست در خيابان ها در حال عبورند ؟

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.