آشفتگی سبکی




شاعر : سعید غفارزاده


بود ما را نیز روزی در گلستان آشیان
آه از ایام دیرین زین فلک صد ها فغان

شعله ور گردیده قلب از یاد ایام وصال
حیف خیلی زود اُردو زد به باغ ما خزان

پرگشودم برسرت پروانه سان ای شمع جان
لیک از پروانه می‌ترسیدی ای نا مهربان

چارفصل شهر تبریز از حضورت گرم بود
بی‌وجودت گشته یخبندان برایم ترجمان

دوزخ سردی‌ست بی هُرم حضورت خانه‌ام
ماه شبهایم چو بودی بود این خانه جنان

دفتر اشعار ما را سوخت سوز رفتنت
می کند تک شعری از ما بایگانی، بایگان

《در خزان هجر گل ،ای بلبل طبع حزین》
هر چه می‌گردم نمی‌یابم برایت همزبان

چوبه دار است این خودکار و روزی بی‌گمان
می کشد بردار "سردار" تو را آرام‌جان
نقد این شعر از : مریم جعفری آذرمانی
در تمام بیت‌ها عباراتی به سبک نحوی و زبانیِ کهن وجود دارد و در کنار آن‌ها در بعضی سطرها با عباراتی کاملاً نو روبه‌روییم، و همۀ این‌ها باعثِ نوعی آشفتگیِ سبکی در شعر شده است. اما با حذف بعضی بیت‌ها و ویرایش برخی عبارات، این غزل می‌تواند به غزلی بسیار نوتر تبدیل شود. به بعضی از مواردی که امکان تغییر دارند اشاره می‌شود:

شعله ور گردیده قلب از یاد ایام وصال
حیف خیلی زود اُردو زد به باغ ما خزان
در این بیت، مفهوم به طور کلی کهن نیست، یا دستِ کم با این‌که مفهومِ ساده و آشنایی‌ست، تکراری به نظر نمی‌رسد؛ اما کلمات و عباراتِ گردیده (به جای شده)، ایّام وصال (به جای روزهای با هم بودن یا روزهای دوستی یا عباراتی اینچنین) و خزان (به جای پاییز یا برگ‌ریزان) باعث شده که بیت به طور کلی کهن دیده شود، در حالی که با تغییراتی می‌شود در همین معنی، بیتی نو گفت. همچنین اردو زدن با حرف اضافۀ «در» می‌آید: اردو زدن در جایی...

پرگشودم برسرت پروانه سان ای شمع جان
لیک از پروانه می‌ترسیدی ای نا مهربان
از پروانه ترسیدنِ معشوقی که نامهربان است، نوعی کشف و تازگی دارد اما باقیِ عبارات، از سبک بیانیِ کهن استفاده شده است.

چارفصل شهر تبریز از حضورت گرم بود
بی‌وجودت گشته یخبندان برایم ترجمان
در این بیت هم، مصرع اول، تازگی و خیال‌انگیزی دارد، اما مصرع دوم، این تازگی را از بین می‌برد، گشتن، امروزه در معنی گردش کردن یا جستجو کردن... به کار می‌رود و در اینجا «شده» باید جایگزینِ «گشته» شود تا بیان مصرع دوم با مصرع اول هماهنگ باشد، همچنین مصرع دوم جابجایی‌های نحوی دارد، که می‌شود آن را به نحوِ درست‌تر و روان‌تری تغییر داد.

دوزخ سردی‌ست بی هُرم حضورت خانه‌ام
ماه شبهایم چو بودی بود این خانه جنان
استفاده از «چو» به جای «وقتی» یا «وقتی که»... و همچنین پیچیدگیِ ظاهریِ نحو در مصرع دوم باعث شده که بیانِ کلیِ بیت، کهن شود، در حالی که مصرعِ اول، بیانی کاملاً نو دارد. همچنین کلمۀ جنان که در جایگاه قافیه هم قرار گرفته و به نظر می‌رسد که اجباراً استفاده شده، بهتر بود بهشت می‌بود، باید توجه داشت که قافیه نباید شاعر را مجبور به استفاده از کلماتی کند که بیان سادۀ شعر را مخدوش می‌کنند. (ناگفته نماند که همین کلمۀ جنان ممکن بود در شعری با بیانی دیگر، ضرورت هم داشته باشد که اینجا مجال بحث آن نیست)

چوبه دار است این خودکار و روزی بی‌گمان
می کشد بردار "سردار" تو را آرام‌جان
عبارتِ «آرام جان» پیش از این بسیار در شعرهای مختلف استفاده شده و دیگر ویژگیِ شاعرانه‌ای ندارد، همین عبارت، نو بودنِ بیانِ بقیۀ بیت را مخدوش کرده است.

منتقد : مریم جعفری آذرمانی

مریم جعفری آذرمانی، پنجم آذرماه سال 1356 در تهران متولد شد. از سال 1375 فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. اولین مجموعه شعرش در سال 1385، ده سال پس از آغاز فعالیت ادبی‌اش منتشر شد. از این شاعر تا امروز، کتابهای متعددی منتشر شده است. از دیگر فعالیتهای او ترجمه ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.