هوای مخاطب را داشته باشید




عنوان مجموعه اشعار : بزم
شاعر : حامد رضاپور جمور


عنوان شعر اول : پریشانی
جهان همه در آستانه ی پریشانی است
به جز تو که در دیده ات چراغانی است
مرا بگیر ازین خوابهای آشفته
که خاک تشنه ی این ملک روبه ویرانی است
من از همیشه ی آشوب قصه می گویم
تو سرخوشانه که آسوده باش، مهمانی است
نمی شود که بدون تو از رهایی گفت
که بند عشق تو از نفخه های رحمانی است
بخوان مرا که صدایت نهایت رویاست
و خنده ات، که پر از حرفهای پنهانی ست

برای آزاده

عنوان شعر دوم : شگفت
ای شور شگفت، بی تو یک ویرانه م
نامت که رهایی ست، خودت جانانه م
باران تو را عشق تبرک کرده است
تا پر شود از هستی تو، پیمانه م

برای آزاده

عنوان شعر سوم : جرم
تو را به جرمی
که در این دیار غریب نیست
بر دار می کشند:
زیبایی...
با دل کوران تو
جنگیم نیست
که باشب
جز به نور
ستیز
نتوان کرد....
نقد این شعر از : جواد چراغی
با سلام

در این نوبت به بررسی سه اثر در سه قالب مختلف از دوست بزرگوار جناب آقای رضاپور خواهیم‌پرداخت. قبل از ورود به متن کار گفتنی هستم که نقد بررسی آثاری در سه شاخه مختلف بسیار سخت و گاه غیرحرفه‌ای محسوب میشود و یک بررسی عمومی است.انگار شخصی با چند استعداد مثل استعداد موسیقی. نقاشی و شعر از مخاطب انتظار توجه یکنواخت داشته باشد
منتقد قبل از هرچیز یک مخاطب است. و مخاطب نیز همزمان نمیتواند هم‌ شعر بخواند هم نقاشی ببیند.پس این مولف است که باید هوای مخاطب را داشته باشد.
این را صرفا به جهت نگاه نقد حرفه‌ای عرض میکنم.

با خواندن شعر اول، آقای رضاپور را یک غزل‌نویس با استعداد یافتم و میتوانم بگویم مواد و مهارت این کار را در حد قابل قبولی دارند. که موجب امید و داشتن نگاهی روشن به ادامه شعری ایشان میشود. در بسیاری از مواقع با خواندن یک شعر از یک شاعر به طور تقریبی میتوان پیشبینی نمود که آن شاعر در کدام وادی موفق خواهد بود. ازین رو همانطور که اشاره نمودم‌ من آقای رضاپور را در غزل موفق یافتم.
زیرا تکنیکها و ریزه‌کاری‌های این قالب را چه به صورت خودآگاه و چه ناخودآگاه میشناسند.
اما آنچه که خواهم گفتم نه صرفا ضعفهای اثر ارسالی بلکه نکاتی است در جهت هرچه بهتر شدن آن.
در بیت اول شاعر از جهانی میگوید که در آستانه‌ی پریشانی ست و همچنان اشاره به چشمهای معشوقی میکند که ورای این پریشانی ودن، چراغانی است. از آنجایی که فرم بیت تضادسازی است پریشانی و چراغانی دوتا کلمه متضاد نیستند یعنی انتظار طبیعی و منطقی شعر این است که به جای کلمه چراغانی کلمه خاموشی استفاده شود.

در بیت دوم نیز ارتباطی معنایی محکمی بین دو بیت نمیتوان یافت. از معشوق میخواهید که شما را از خواب و پریشانی و آشفتگی رهایی دهد اما اینها نمیتواند کلمات مناسبی برای استخدام مفهوم (خاک تشنه‌ی رو به ویرانی) باشد
وقتی میگویید خاک تشنه‌ی این ملک رو به ویرانی‌ست انتطار ذهن ورود کلمات باران و بهار است تا آن را از تشنگی نجات دهد.هرچند نجات‌دهنده در این بیت به تعبیری همان باران و بهار نیز میتواند باشد.
دوم اینکه رابطه ویران شدن با خاک تشنه رابطه مناسبی نیست. صفت ویرانی مناسب دیوار و بنا است نه خاک تشنه.
بیت سوم را نوعی دیالوگ بین عاشق و معشوق تصور کردم که :

من از آشوب قصه میگویم
او میگوید آسوده باش!
مهمانی است

آنچه که ضعف این بیت محسوب میشود .ارکان جمله‌بندی است. مخصوصا جمله آخر(مهمانی ست) ارتباطش با دیگر اجزای جمله گنگ است. ارتباط آن با آشوب قصه چیست؟ یا اینکه اصلا کدام قصه؟
یکی از حسنهای این بیت نوع ترکیب سازی است ترکیب (همیشه‌ی آشوب قصه) که معانی مختلفی را با خود همراه میسازد و موجب برجسته سازی همیشگی این آشوب میشود.


بیت جهارم
(که بند عشق تو از نفخه‌های رحمانی‌ست)
یعنی اسیر عشق تو مثل کسی است که با نفخه‌ی الهی نجات یافته است؟
مفهومی که ازین بیت یافتم همین است.
پیام و مفهوم بیت مشخص است: (یعنی بدون اسیر شدن و بند عشق تو شدن رهایی معنا ندارد زیرا که جنس این بند مثل نفخه های الهی است)
بنظر من بجای کلمه(از) در نصرع دوم بایست کلمه(چون) استفاده گردد تا ارایه مفهوم رسا و فصیح‌تر باشد(که بند عشق تو چون نفخه های رحمانی است)
مورد دیگر ترکیب نفخه‌های رحمانی از لحاظ زیبایی شناسی و موسیقی کلام شاید نتواند نمره قبولی را بگیرد
هر کلمه با خود بار موسیقی خاصی دارد وقتی کلمه ای با کلمه دیگر ترکیب میسازد این بار موسیقی دوچندان میشود. جنس کلمه رحمان نه از لحاظ معنایی بلکه از لحاظ موسیقی و عاطفی با کلمه نفخه همخوانی ندارد. و مهم‌تر در جایگاه قافیه نیز قرار دارد که نقش اصلی ضربه‌ی موسیقی بر عهده‌ی آن است.
بیت آخر میتوانست بیت‌الغزل این شعر بحساب آید. اما کاش شاعر با زیرکی بیت را به سمت تضمین از آن سطر معروف پیش میبرد(صدای کن‌مرا صدای تو خوب است)
ترکیب (نهایت رویا )ترکیب ملموسی نیست. ذهن در ناخودآگاه خود میپرسد رویا مگر ابتدا و انتها دارد؟ یا قابل اندازه‌گیری ست؟که بر آن نهایتی متصور شده‌است؟
مصرع دوم خنده‌ای که پر از حرفهای پنهانی‌ست
خنده و گریه را معمولا فاش شدن احساس می‌نامند. حال اینکه خنده چگونه مر از حرف‌های پنهانی‌ست از لحاظ معنایی دچار پارادوکس میشویم
سابقه معمول این نوع فرم‌ معنایی در ادبیات اینگونه بوده است که( سکوت) را پر از حرف پنهانی می‌نامیدند یا (نگاه) را .
حال شاعر خنده را به کار گرفته که بایست در مصرع اول با نوعی قرینه سازی دلیل موجهی بر آن می‌آورد
مثلا اینگونه قرینه‌سازی معنایی را به کار میگرفت:

گریه‌ات پر از حرفهای آشکار
و خنده ات پر از حرفهای پنهانی

در اثر دوم یک‌نوع گسیختگی وزنی احساس میکنم. آنهم در رکنهای هر مصرع
تنها مصرع سوم دارای رکن‌بندی درستی است
هرچند وزن رباعی بسیار منعطف میباشد اما با این حال از یک نظام افاعیلی تبعیت میکند که موجب ایجاد موسیقی یکدست میشود.


اثر سوم یک شعر غیرکلاسیک آزاد است.
کلمات کلیدی شعر اینهاست:(زیبایی. شب. نور)
پیام شعر جنگ همیشگی خوبی ها با بدهاست
پس با این‌حساب پیام تازه‌ای به شعر اضافه نشده است حال باید دید که شاعر این‌ پیام مستعمل و معمول را با چه موادی به کاربرده است.
میبینیم مواد شاعر نیز مستعمل و معمول است. همان کلمات کلیدی!
حال باید ببینیم شاعر ازین مواد چگونه استفاده کرده است
زیبایی میتواند ارجاعی بر آزادی باشد
اما شب و نور همان بار معنایی معمول را دارند حتی به سمت نمادسازی که روش معمول در شعرهای اجتماعی‌ست نرفته اند.
این یک شعر اجتماعی با نگاهی عاشقانه است و همین نگاه دو وجهی را میتوان یک حسن به حساب آورد. اما انتطار مخاطب از یک شعر آزاد حرفه‌ای چیزی است که نتوان آن را در شعر کلاسیک بیان کرد. اما آنچه را که من در این اثر میبینم به راحتی قابلیت استفاده در شعر کلاسیک را دارد
اینجا فقط از موهبت وزن و قافیه نیز محروم مانده است.

با آرزوی موفقیت

منتقد : جواد چراغی

جواد چراغی_متولد ۱۳۶۸/۷/۷_زنجان_غزل سرا_ _دبیر و موسس نخستین کانون شعر و ادب دانشگاه پیام نور استان زنجان۱۳۹۰ _رئیس انجمن ادبی اشراق زنجان _دبیر کارگاه های نقد شعر هفتگی انجمن ادبی اشراق از سال ۱۳۹۵ _دبیر علمی جشنواره شعر مادر بهار ...



دیدگاه ها - ۱
حامد رضاپور جمور » پنجشنبه 22 مهر 1400
با عرض سلام و ادب خدمت جناب آقای چراغی بسیار ممنون از وقت شریف که صرف نقد نوشته های بنده کردید...استفاده کردم و امیدوارم بتوانم از آنها استفاده مفید بکنم. ارادتمند

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.