قالب مغلوب



عنوان مجموعه اشعار : زخم زخمی
عنوان شعر اول : آبی
آبیِ چشمان تو هر لحظه غرقم می‌کند
بی نفس هستم ولی آیا که فرقم می‌کند؟

بازتاب نور چشمان تو آبی می‌کند
آسمانی را که بد، مردم فریبی می‌کند

ظلمت شب های ما بر گردن چشمان توست
پلک می‌بندی و شب هم تحت هر فرمان توست

باز کن دریای مواج و عمیقِ خفته را
بیش از این تیره نکن روز منِ آشفته را

#نقد

عنوان شعر دوم : -----
-----

عنوان شعر سوم : -----
-----
نقد این شعر از : جواد چراغی
با سلام

در شعر شدن یک متن عوامل بسیاری دخیل هستند. عواملی که گاه شاعر از آنها آگاهی دارد و میداند که یک شعر دارای چه ویژگی‌هایی هست. مانند رعایت استانداردهای وزن. قافیه. تخیل. عاطفه. موسیقی. زبان. اندیشه .که اگر در یک اثر رعایت شود، میشود نام شعر بر آن نهاد. اما گاه عواملی در شعر شدن یک متن دخیل هستند که فراتر از استانداردها و اصول تعریف شده میباشند. عواملی که قابل تفسیر و توضیح نیست
مولف آن را از ناخوآگاه خود بیرون کشیده و در یک متن استفاده میکند و هر مخاطبی نیز به اندازه هوش خود آن را دریافت میکند. به این عوامل که یک شعر را به سطحی بالاتر از استانداردها فرا میخوانند (آنِ)شعری گفته میشود. این‌جمله را بسیار شنیده‌ایم که میگویند: شعری (آن) دارد.
( آن) را میشود جان و روح یک متن تفسیر کرد همانطور که در یک انسان جسم او با تمام اعضایش قابل رویت و درک است هیچگاه نمیتوانیم روح او را ببینیم اما حتم داریم که روحی وجود دارد. شعر نیز یک موجود زنده است. که اصول اولیه و عناصر شعری جسم آن هستند. و همین موجود زنده دارای جان و روحی نیز میباشد که به آن ( آنِ شعری) میگویند آنی که یافت نمیشود.
گفت:
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنکه یافت می‌نشود، آنم آرزوست

در اثر ارسالی خانم سیاه‌تیری تمامی اصول اولیه تا حدودی رعایت شده و نمره قبولی گرفته است. و اگر بخواهیم به بررسی آن بپردازیم بایست سراغ متن کار رفته و جزئی‌تر به آن بنگریم.
از آنجایی که خانم سیاه‌تیری پیش‌تر حضوری در پایگاه نقد شعر نداشته‌اند و در اولین نوبت نیز یک اثر ۴ بیتی ارسال نموده‌اند نمیشود بطور فراگیر راجع به شاعرانگی‌های ایشان نظری داد ازین‌رو صرفا روی متن همین اثر باید دقیق شد.
هرچند بر اساس همین متن میشود گفت که ایشان استعداد قابل قبولی در سرودن شعر کلاسیک دارند و همین استعداد شاید پنجاه درصد راه باشد.
یک اثر چهار بیتی را میبینیم که هر بیت قافیه مجزایی دارد و بر اساس تعریفهای ابتدایی قالب میشود عنوان‌ مثنوی بر آن‌ نهاد اما از آنجایی که مثنوی یک قالب مناسب مفاهیم داستانی و روایتی طولانی میباشد. نمیتواند در ۴ بیت تعریف شود. پس اولین ایرادی که میتوان بر آن گرفت همین مساله تعداد ابیات آن است که عنوان قالب مشخصی را چنان بایسته نمیتوان بر آن نهاد.
محتوی اثر یک محتوای عاشقانه است. شاعر با تصویرسازی و استفاده از سوژه‌های طبیعت برای تشبیه سازی مانند دریا. بازتاب نور. آسمان. ظلمت.شب .موج. کار را پیش برده است.
در بیت نخست چشم آبی معشوق به دریا تشبیه شده است که عاشق هر لحظه غرق آن میشود در مصرع دوم بنطر من شاعر قافیه را باخته است استفاده از کلمه(فرق) با توجه به ردیف فعلی و عدم همنشینی معنایی و نحوی ردیف با قافیه موجب همین خطا شده است
منطور شاعر این است که من نفس ندارم و فرقی به حالم نمیکند. ولی آنچه را که بر قلم آورده نتوانسته موفق باشد.
در بیت دوم شاعر میگوید بازتاب نور چشمان آبی معشوق است که آسمان را آبی میکند و اسمان از خودش چیزی ندارد و مردم را فریب میدهد. چه تصویر و تخیل زیبا و قابل تقدیری ست. و بر اساس همین بیت میشود به شاعر آن امیدوار بود و انتظار شاعرانگی‌های بیشتر از وی در آینده داشت.
در بیت سوم نیز شاعر از همان چشمی حرف میزند که در دو بیت نخست حضور دارد. چشمی که اینبار با بسته شدنش شب را بوجود می آورد
مشکل دستوری موجود در این بیت استفاده از کلمه(هر) قبل از کلمه (فرمان) میباشد که بصورت (هر فرمان) به کارگرفته شده است
درستش این باید باشد(تحت فرمان توست) که شاعر به اجبار وزن برای پر کردن وزن از کلمه(هر) استفاده کرده است
در بیت اخر نیز عاشق از معشوق درخواست میکند چشمانش را باز کند تا روزگار او روشن شود

باید گفت اصلی‌ترین مساله‌ای که این شعر با آن طرف است ناقص بودن آن است. شاعر در چهار بیت آنهم در قالب مثنوی که انتظار میرود طولانی باشد در باره یک سوژه محدود _چشم معشوق_ حرف زده است و برای خود محدودیت ایجاد کرده است .شعری که به جز چهار تشبیه آنهم تشبیه چشم به چهار چیز دیگر فراتر نرفته است.
اینگونه وحدت موضوع داشتن مناسب قالبی مانند رباعی. دوبیتی و نهایتا قطعه میباشد. حتی شاید نشود در غزل اینگونه محدود کار کرد.
پس بنظر من انتخاب قالب اشتباه صورت گرفته است. اما از آنجایی که خانم سیاه‌تیری در ابتدای مسیر شاعری و تجربه‌های گوناگون هستند . این را به عنوان یک تجربه مثبت و موفق ارزیابی میکنم و حتم دارم که این شعر نشان از تولد یک استعداد قابل تقدیر میباشد.
منتظر شنیدن شعرهای بیشتری از ایشان هستم

با آرزوی موفقیت

منتقد : جواد چراغی

جواد چراغی_متولد ۱۳۶۸/۷/۷_زنجان_غزل سرا_ _دبیر و موسس نخستین کانون شعر و ادب دانشگاه پیام نور استان زنجان۱۳۹۰ _رئیس انجمن ادبی اشراق زنجان _دبیر کارگاه های نقد شعر هفتگی انجمن ادبی اشراق از سال ۱۳۹۵ _دبیر علمی جشنواره شعر مادر بهار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.