تجربه های مقدماتی در شعر نیمایی




عنوان مجموعه اشعار : سیه مشق تنهایی اشعار نیمایی
شاعر : امیر عباس شریف زاده


عنوان شعر اول : کشتی ساکت
کشتی ساکت را به ساحل می رساند غم

از داستان هایی که غم در نیمه شب با باد می گوید

هر دوردستی دارد از نجوا کلامی با تمام مردهای خسته از تکرارهای پست بی بنیاد در وحشت سرای مرگ می گوید

ای آدمک در شهر نانی نیست الا برکتی از دردمندی های مردانی که با سازش گری با درد همزادند

در شهر می آید صدای بوق کشتی های ساحل های غم

هر بوق پایانی برایم می رساند

پایان من

پایان تو

پایان برای درد

من درد را از سوزدن های شهابی با نفیر سرد در فانوس ها در شهر می فهمم

کشتی ساحل !

تو باش همدردی برای دردها

تا ما برای درد گریانیم

با بوق های خشم ما را هم به تقدیری نوازش کن

امیر عباس شریف زاده

عنوان شعر دوم : باغ بی باران
کشورم باغیست بی باران
منزل پاک اهورایی
خانه هایش بی نفس ویران
از نجابت های مردانش
زن و کودک ناله شان بر باد
هیچ مردی ضجه هاشان را نمی فهمد
مست گردیدیم ما از شهوت بی حد
ابر هم از شدت مستی نبارد بر گل باغی در این کشور
نیستش در عشق جاویدان گل بی آب
عشق می میرد
مرگ می تازد
از وزش های پر از طوفان خشم ایزد ایران
آسمان ابرش مخالف می رود سوی زراعت های بی حاصل
لعنت ایزد چنین بر ما روا گشتست
نه جوانه سبز امیدی
که صدای مرگ لبخندی
باغ بی باران به خود دیدست
لیک دردا آه
کشورم باغیست بی باران

امیر عباس شریف زاده


عنوان شعر سوم : پل چوبی
لحظه ای من خواستم هرگاه

نام زیبای تو را در یاد آرم آه

هی شمیمی خویشتن را منحرف می ساخت

گفتم از محنت سرای خویش آوازی دگر گویم

همچنان من رفتم و رفتم

تا که از لحن تمام برگ ها فصلی دگر جویم

آمدم سوی پل چوبی

نارون ها را چنین دیدم که گویی از نگاه سرد عاشق ها پر از دردند

مرد ها را مست و لایعقل و زن ها را پر از تردید می دیدم

عشق یک حرف عجیبی بود

تا که هر مرد و زنی را با سلامی در شمیم سرد می چرخاند این پندارهای سادگی در عشق های ناتمام ما که شب ها با به یاد آوردن هر شکل آوایی به سان شعر در تصویر وهم آلود می فرسود درد آلود

سایه می آمد چنان پایان عشق رود

سایه از هر نارون حتی عبوری بی صدا هم داشت

من هم از یاد تو آکندم تمام خویشتن ها را

تا که بعد از من تمام عشق ها را اینچنین بینی

امیر عباس شریف زاده
نقد این شعر از : آرش شفاعی
شعر نیمایی سرودن، تجربۀ شیرین اما سختی است. شعرهای نیمایی امیرعباس شریف زاده نشان دهندۀ علاقه و ذوق او به این قالب است. او در شعرهایش نشان می دهد که حرف های زیادی هم برای گفتن دارد و همین ما را به آیندۀ شعری او امیدوار می کند. نکتۀ مهمی در سرودن شعر نیمایی وجود دارد که به نظر می رسد در شعرهای این شاعر، نیز خود را نشان داده است. نیمایی سرودن به دلیل اینکه دست شاعر در ادامه دادن به شعر باز است و رعایت تساوی ارکان برایش اجباری نیست، ممکن است به بحر طویل سرودن تبدیل شود. برای همین شاعر باید بر زبان و اسباب شعر مانند وزن و قافیه تسلطی کامل داشته باشد. شعرهای نیمایی شریف زاده دچار همین مشکل شده است. به او توصیه می کنیم سروده های شاعرانی مانند نیمایوشیج، مهدی اخوان ثالث، محمدرضا شفیعی کدکنی و قیصر امین پور را با این نگاه دوباره بخواند. به شیوه های استفادۀ آن ها از قافیه برای پایان بندی منطقی و ایجاد فاصله های موسیقایی در شعر دقت بیشتری کند و سعی کند بیش از این بر وزن تسلط یابد.

منتقد : آرش شفاعی

شاعر، منتقد و روزنامه نگار. متولد 1354 در مشهد، دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی و دبیر سرویس فرهنگ و هنر روزنامه قدس.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.