قصه‌ای از طلوع پرواز




عنوان مجموعه اشعار : حسین بن علی ع
شاعر : مینا غدیرپور


عنوان شعر اول : تبار الماس
یادگاری که ماند در تب آب !
گشت قربانی غرور سراب !
یادگاری ز دختر یاس است
از تبار نگین و الماس است
خط سرخی که گشت مطلع دین !
رد خون است بر نقاب زمین
صحنه ای شد زِ بذل مروارید
تکّه هایی زِ آیه ی خورشید
رقص نور است در زمین و زمان
عشق و شور است در تمام جهان
وقت بذل است در سرور فلک
در تحیّر شدند ، جن و ملک
لاله گل کرد ، از تراوش خون
بر دلش ماند ، التهاب جنون
قصه اش از طلوع شد آغاز
نام سرفصل اولش ، پرواز

عنوان شعر دوم : ....
.....

عنوان شعر سوم : ...‌
.....
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
شعر شاعر گرامی را مطالعه کردم. این غزل گویا در مدح حسین ابن علی (ع) سروده شده است. خانم غدیرپوز نوشته‌اند انها یک سال سابقه شعری دارند و خب مسلما در ابتدای راه انتظار چندانی نمی‌رود اما با توجه به اینکه شعر را در سن دیری شروع کرده‌اند انتظار می‌رود سیر پیشرفت سریع‌تری داشته باشند. در مورد سرایش شعر آیینی رویکردهای متفاوتی در جامعه ادبی وجود دارد. پیش از این شاید شعر آیینی در مدح و منقبت خلاصه می‌شد اما در سال‌های اخیر با جریان‌گیری غزل مدرن و تمرین دیگر نگاه‌ها به مضمون، تفاوت در پرداخت مضمون‌های آیینی نیز دیده شده است.

اما در هر صورت نکته‌ای که همیشه باید مورد توجه قرار گیرد، ذکر وقایع براساس تاریخ و رعایت شأن ائمه اطهار است. در بحث آسیب‌شناسی شعر آیینی باید بدانیم که یکی از بزرگترین دلایل عدم پیشرفت شعر آیینی مخاطب است. شعر آیینی(یا به عبارت درست مذهبی) به ذات مخاطب محور است. اما این مخاطب یا می‌تواند شاعر و ادیب باشد یا مخاطب هیئتی. به عبارتی یا می‌تواند انتظار استعاره و آرایه‌ و مدح داشته باشد یا انتظار شور و گریستن. در نهایت شاعر امروزی با توکل به روایات و ترکیب روایات و شنیده‌ها ترکیبی می‌سازد شاعرانه برای استفاده در هیئت‌های مذهبی که می‌تواند یا به شیوه درست سروده شده باشد و یا نادرست. اما در واقع آنچه دین مبین اسلام به آن امر فرموده و آنچه جامعه امروزی به آن نیاز دارد نه زندگینامه معصومین بلکه رفتار، منش و رفتار آنها در مقابله با آسیب‌های اجتماعی‌ست. شاید حلقه گمشده شعر آیینی ما پرداختن به این زاویه از زندگی معصومین باشد. پرداختن به صفاتی که تنها در جنگاوری و شجاعت خلاصه نمی‌شود و می‌تواند چراغ راه مخاطب امروزی باشد همانند آنچه دین قرار است انجام دهد.

با توجه به بار سنگین تقدّسی که شاعران و عموم مردم برای شعر آیینی قائلند سرودن شعر آیینی و راه رفتن در چهارچوب این وادی آنچنان که باید برای شاعر ساده نیست. متاسفانه مخاطب در مقابل شعر آیینی معمولا منفعل عمل می‌کند. یعنی ترجیح می‌دهد با روحیه‌ای پذیرا، در سکوت شعر را گوش کند و لذت ببرد. اما درنهایت نوشتن شعر آیینی نوعی راه رفتن بر لبه شمشیر است. اگر شاعر ذره‌ای پا را کج یا فراتر از حد بگذارد بلاخره از سویی می‌افتد. فلذا شاعر همواره بهتر است پیش از هرگونه انتشار برای جلوگیری از خطا به نقد شعر بپردازد. در سال‌های اخیر فارغ از درگاه‌های مجازی محافل ادبی تخصصی بسیاری نیز در این زمینه شکل گرفته که اتفاقا از نظر بررسی درست اشعار و تطبیق روایات با مقتل‌ها و روایت‌های صحیح بسیار پویا عمل می‌کنند. از سویی در شعرهایی که شاعر تنها به مدح می‌پردازد با توجه به عمر بلند مدحیه‌ها در تاریخ امکان تمراری بودن فضا و ترکیب‌ها بالا می‌رود. در شعر بالا با چنین فضایی رو به روییم.
به نظر می‌رسد دایره لغات شاعر محدود است به همین دلیل توصیفات از دایره‌ای خارج نمی‌شود. از روایات تاریخی تنها کلمه‌ای مارا پرت می‌کند به روایت اصلی اما لختی نمی‌پاید که شاعر سریع گذر می‌کند و سراغ کلید بعدی می‌رود و مخاطب نمی‌تواند قدم به قدم با روایت جلو برود. مثلا در بیت اول کلمه آب روایات بسیاری از ماجرای آب را پیش چشم می‌آورد اما در نهایت به هیچ‌یک پرداخته نمی‌شود و شاعر سرسری گذر می‌کند. در واقع شعر به مدح با امام با ذکر یکسری کلیات می‌گذرد. در حالیکه در روزگار جدید آنچه بین اثر شاعر با شعر دیگران تمایز ایجاد می‌کند پرداختن به جزییات است.
مسئله بعدی شعر گنگ بودن فضای کلی‌ست سیر تغییر شعر از حس غم به حس شادی سریع است. اگر بخواهم خیلی زنانه بگویم شعر به غذا شبیه‌ست یک غذای خوب باید جابیفتد و مزه هیچ یک از ارکان آن بیش از دیگری نباشد. مثلا قرمه سبزی مزه نه سبزی نه چیز دیگری در آن غالب نباشد و مزه نهایی خود غذا را بدهد. شعر هم باید جابیفتد. من فکر میکنم پیش هرچیز برای رفع ایرادات شعر شما نیاز به مطالعه بسیار باشد برای مطالعه شعر آیینی اشعار جناب برقعی و رحیمی زمستان از شعرای جوان توصیه می‌شود. همچنین برای تفحص بیشتر پیشنهاد می‌کنم رصد صبح را مطالعه فرمایید.
با آرزوی بهروزی

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۱
مینا غدیرپور » سه شنبه 30 شهریور 1400
با سلام و تشکر فراوان از راهنمایی سرکار خانم جبارپور عزیز.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.