شیوه ابتدایی شاعری



عنوان مجموعه اشعار : اشعار
عنوان شعر اول : کمان
کمان


باشد همه ایام تو خوش ، ای شه راد
بستان کرامت همه از آنِ تو باد
سیمای محبت ز تو دیدم منِ دیو
ای عشق کمان تیره و دلریش مراد

عنوان شعر دوم : بی جان شدم

( بی جان شدم ...)


شـــــد جانِ من زخمی در این دریایِ خون آشام ها
بی دل شدم در جنگِ معشوقینِ زیبا فام ها
هر کس دلی دارد که پیوندش به یک دل می زند
اما مرا دل نیست در جان ، تا زَنم بر نام ها
یاران مــــــــــــــرا کردند از خود دور ای ایزد ببین
خاکم به ســــــر کردند در زندانِ بی همنام ها
آری نمی دانم کِه عاشــــــــــــق کرد من را ای خدا
افزود بر من سمِّ عشقــــــــــــی ، داد بر من نام ها
من عشـــــــــقِ بی پروا بُدم ، من یارِ بی صَهبا بُدم
شیدا شدم ، شیدا شدم ، شیدا شدم در کام ها
اما که افتادم دگــــــــــــــــــر بر دام ها ، آخر چرا
بی جان شدم بی جان شدم بی جان شدم درنام ها

عنوان شعر سوم : ای یاسمن گل



«ای یاسمنْ گل»
ــ

در جهانم من که عمری بر تو کردم سجده ها
تا که روزی پیشم آیی تا کنم من خنده ها
اَر نیایی ای جَمیلم ، من چه ها بایــــــــــد کنم
روز و شب ، من بی تو باید هی بنوشم باده ها
پس بگو ای یاسمنْ گل ، بر کجا ها رفته ای
خانه ام تار است یارا می روم با مرده ها
چون دگر عمری تو را کردم ستایش ای بلا
تا که ای مهتابِ من ، ای عشق غم افتاده ها
اَر که آیی خانه ام روشن کنی ، ای شمعِ من
تا مــــــــــــرا زینت دهی ای نورِ زینت داده ها
پس بدان ای سَروِ والا ، دوست می دارم تو را
جانِ من پنهان بمان از دیده ها ، از دیده ها
نَک تو را خواهم دگر نازی مکن ای عشقِ من
جانِ من زود آی تا شادی دَهی بر دیده ها
نقد این شعر از : جواد نوری
ویژه موسیقی:
چگونه شاعر شویم؟
باسلام خدمت دوست تازه رسیده جناب آقای شهامی، تشکر از شما بخاطر ارسال شعر به پایگاه نقد....

از زمانهای گذشته تا به امروز دو راه برای شاعری یا به عبارت بهتر تسلط به فنون شاعری وجود داشته است، راه اول طبق اصول قدما از حفظ داشتن تعداد زیادی شعر از شاعران بزرگ قدیم و معاصر بوده، و این شیوه اینقدر مهم و جاافتاده بود که اکثریت شاعران ازین طریق پا در راه شاعری گذاشته اند، ذخیره و حفظ داشتن اشعار فراوان برابر با شکوفایی خلاقیت و‌تخیل و تربیت ذهنی هرکسی ست وانواع و اقسام وزنه‌ای شاعرانه هم به همین روش ذوقی و تجربی در ذهن و یاد انسان نقش بسته و ماندگار می شود، و سرمایه ای ارزشمند برای تمام دوره‌های شاعری هرکسی ست و دیگر آنکه به طریق علمی و دانشگاهی اصول و قواعد شعری را یاد بگیریم و درسایه تمرین و مداومت در راه شاعری و شعرگویی موفق شویم. هرچه از قدیم به عنوان الهام های شاعرانه خطاب می شده محصول حرکت در همین دوران است و راه سومی وجود ندارد.
شعر گفتن و شاعری نوعی ماجراجویی است که به ما کمک می‌کند تا زبانی غنی داشته باشیم و با کلمات تصاویری شفاف نشان دهیم. و دیگران را در افکار و اندیشه های خود سهیم سازیم، به همین ترتیب برای شما مهم است که توجه داشته باشی
سرودن شعر یکی از انواع نوشتن خلاقانه است و باید اسباب و ادوات آن را فراهم داشته باشید. بااین مقدمه مطلبی را برای شما از دنیای مجازی یافته ام که گمان دارم خیلی به کارت بیاید:

بعضی می‌گویند شعر زمانی ساخته می‌شود که بهترین کلمات در بهترین مکان‌ها قرار می‌گیرند یا توصیف صحنه است با کلمات. در این نوشته به دنبال معنی و چیستی و تاریخچۀ شعر نیستیم.
می‌خواهیم بدانیم اگر فکر می‌کنیم ذوق شعر و ادب در وجود ما نهفته است، برای پرورش و ظهور آن چه کاری می‌توانیم انجام دهیم.
۱
برای شروع بهتر است تا می‌توانید شعر بخوانید. فارغ از اینکه در کدام مرحله از سرودن شعر هستید باید به صورت مستمر شعر دیگران را دنبال کنید. اشعار تمام دوران را بدون توجه به اینکه در چه زمان و موقعیتی سروده شده بخوانید. سعی کنید از نوع شعرها و تکنیک‌های به کار رفته در آن‌ها یاد بگیرید و استفاده کنید. شعر یک نوع بیان هنری است و هیچ قاعده‌ای برای آن وجود ندارد.
تا می‌توانید شعر بخوانید.
وقتی شعر افراد زیادی را می‌خوانید یک آموزشگاه غیرمستقیم با معلم‌های خاص و منحصربه‌فرد خواهید داشت.
اما در کنار خواندن شعر، داستان، رمان و حتی روزنامه‌هارا نادیده نگیرید. مهم‌ترین ویژگی شاعر این است که بتواند با جهان ارتباط برقرار کند بنابراین خوب است که مسائل روز را نیز در نظر بگیرید.
همیشه در حال نوشتن باشید و دست از قلم برندارید. اشتباه اکثر افراد در این زمینه این است که فکر می‌کنند باید در انتظار الهام به سر ببرند تا شعری بنویسند، در حالی‌که هر چه بیشتر تمرین کنید و همراه با خواندن شعر دیگران، خودتان هم بنویسید، هر چند بدون ساختار و نامناسب و بی‌معنی اما در نهایت می‌توانید از دل همین تمرین‌ها به چیزی که می‌خواهید برسید.

اصلا هم اشکالی ندارد که گاهی بد بنویسید اما از نوشتن دست نکشید. نمی‌گوییم تمام روز خود را پشت میز نشسته و صرف نوشتن کنید اما یک روال نوشتاری مشخص داشته و به آن پای‌بند باشید.
نوشتن روزانه مهارت‌های شعری شما را بهبود بخشیده و تقویت می‌کند.

بعضی افراد صبح‌ها حال خوبی برای نوشتن دارند بعضی عصر و بعضی شب، مهم این است که زمان خودتان را پیدا کنید و ببینید چه چیزهایی به شما امکان سرودن یک شعر خوب می‌دهد. می‌گویند ویکتور هوگو به محض بیدار شدن از خواب، ایستاده به سمت میز می‌رفت و شروع به نوشتن رمان یا شعری می‌کرد.

گاهی می‌توانید از موضوعات خیلی ساده در زندگی و محیط اطراف خود، مثل روند شغلی‌تان، اسباب‌بازی فرزندتان، گلدان گل روی میزتان و… ایده گرفته و خود آن را در ذهن بپرورانید.
۳
همیشه با خودتان کاغذ و قلم داشته باشید یا به عبارتی . هر چه به ذهنتان می‌رسد را بنویسید. لزومی ندارد همین که پای کار نشستید یک مثنوی بلند یا یک غزل عاشقانۀ کامل بسرایید بلکه شعر گاهی مثل یک ساختمان بلند با آجر روی آجر گذاشتن و مرور زمان شکل می‌گیرد.

بنابراین عجله نکنید. با این کار مجموعه‌ای از تداعی‌ها و نوشته‌هایی خواهید داشت که می‌توانید به تدریج آن‌ها را ویرایش و تکمیل کنید.
۴
«عزیزان خود را بکشید.» بازنگری را دست کم نگیرید. اینکه قافیه‌های شعر شما همه درست است و قصۀ آن به پایان رسیده یا اینکه شما دوستش دارید دلیل کامل بودن آن نیست. شعر خوب خواننده را به حرکت در می‌آورد و او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به درستی با او ارتباط برقرار می‌کند. نوشتن شعری به این صورت مشکل است و نیازمند بازنگری و دقت زیاد.

بسیاری از شعرا و نویسندگان وقتی پس از چند روز یا چند ماه به متن پیش‌نویس خودشان نگاه می‌کنند می‌گویند «واقعاً من این‌ها را نوشته‌ام؟»

و

قتی شعری را نوشتید که فکر می‌کنید کامل است آن را کنار گذاشته و بعد از گذشت زمانی مشخص دوباره به سمت آن برگردید. در این مدت می‌توانید روی شعرهای قدیمی‌تر خود کار کنید و شعر تازه نیز بسرایید. خواندن شعر را هم هیچ‌گاه متوقف نکنید. با دانستن اینکه می‌توانید بعداً به کار خود بازگردید و آن را اصلاح کنید، در نوشتن اولیه، به خودتان آزادی بیشتری خواهید داد.
۵

شعر خود را در معرض نقد و بررسی قرار دهید. نظر بزرگان ادبی را نادیده نگیرید و از به اشتراک‌گذاری کار خود با آن‌ها واهمه‌ای نداشته باشید. ممکن است بعضی کار شما را دوست داشته باشند و بعضی هم نه. تمام نکات را یادداشت کرده و در بازنگری از آن‌ها استفاده کنید.

اگر مشکلی در شعر شما وجود دارد نگویید: «این سبک من است» و اگر سبک شما چنین است بدانید راه را اشتباه رفته‌اید.
۶
تکنیک‌ها و قواعد شعری را بشناسید و یاد بگیرید.
بنابراین مهارت‌هایی مانند حذف کلمات غیرضروری، استفادۀ به‌جا از کلمات و شیوۀ قرار گرفتن آن‌ها در کنار هم، به طور مناسب و مواردی از این دست، برای تصویرسازی و ایجاد یک نوشتۀ هنرمندانه لازم است و به ساختن یک نوشتۀ تأثیرگذار کمک می‌کند.

سعی کنید در این مسیر به طور مداوم از فرهنگ لغت استفاده کنید. اولین واژه یا جمله‌ای که از ذهنتان می‌گذرد را نپذیرید. با رجوع به لغت‌نامه می‌توانید برای یک کلمه، مثلاً «رنج»، جایگزین‌های زیبایی بیابید.
با کلمات بازی کنید و آنقدر آن‌ها را در نوشته خود جابه‌جا کنید تا به مقصود مورد نظر خود برسید.
مهم نیست موضوع شعر شما چیست، فقر، مرگ، عشق و… در هر صورت باید آن را به مخاطب نشان دهید مطابق همان جملۀ معروف «نگو، نشان بده».
برای تصویرسازی در شعر از همۀ اجزای طبیعت، رنگ‌ها، اشیاء، حالات و رفتار انسان و… استفاده کنید.

و توصیه پایانی بنده آنکه در همین سایت پایگاه نقد مطالب متنوع و گوناگونی در مورد شعر و مراحل ابتدایی و فعالیت های حرفه ای شاعران توسط استادان و منتقدان ارجمند نوشته شده که بدنیا به آنهاهم سری بزنی، اطمینان دارم که برای شما بسیار راهگشا خواهد بود. با آرزوی موفقیت برای شما

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۳
جواد نوری » دوشنبه 05 مهر 1400
منتقد شعر
مخلصم علی آقای گل،به امید موفقیت شما
جواد نوری » یکشنبه 04 مهر 1400
منتقد شعر
شاد و موفق باشی علی جان،به امید موفقیت های بیشتر
علی شهامی » شنبه 27 شهریور 1400
سلام استاد نوری از توصیه های شما بزرگوار متشکرم و ممنونم که وقت گذاشتید و سروده های منو نقد کردید از نقد دقیق و منطقی تان سپاس گزارم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.