سهل انگاری شاعرانه




عنوان مجموعه اشعار : میروم
شاعر : دانیال نیازی


عنوان شعر اول : میروم
بغلش میکنم آهسته و اشک از جگرم میریزد
هر چه درد است از اندوه نبودش به دلم میریزد...

من هنوز عاشق و دلداده ام اجبار جهان دوری خواست
میروم! خاطره اما همه اش در چمدان سفرم میریزد

امشب از ابر سیاه اشک فراوان به زمین می‌بارد
دست تقدیر برای دل من باده ی غم میریزد

ماه در پشت سیاهی است و امشب چه قدر تاریک است
نور گم گشته و ترس است که از هر نفسم میریزد

سد! شکسته و همه بغض جهان راهی من خواهد شد
می‌روم! کل غم و درد جهان در بدنم میریزد

عنوان شعر دوم : ..
...

عنوان شعر سوم : ..
..
نقد این شعر از : جواد چراغی
با سلام
اولین آشنایی ما با آقای نیازی با غزلی شروع میشود که حکایت از شاعری دارد که میتواند با تلاش و جدییت آینده‌ی درخشانی داشته باشد. و امید دارم که این آشنایی شاعرانه همیشگی خواهد بود.

در نقد شعر کلاسیک اولین مساله‌ای که بدان توجه میشود رعایت اصول ابتدایی یک شعر است که جدای از مساله شاعرانگی است
یعنی سلامت قالب، اوزان عروضی و قافیه که جزو ملزومات یک شعر کلاسیک میباشد

حال تعریفی از این سه مهم ارائه میدهم تا روشن‌تر سراغ متن کار برویم
قالب :چیزی است که بر اساس قرارگیری قافیه و گاها بر اساس وزن در بعضی قالب‌ها تعریف میشود
مثلا اگر یک شعر مصرع اول و مصرع‌های زوجش همقافیه باشد و تعداد ابیاتش کمتر از حدودا ۲۰ بیت باشد غزل نام دارد
یا اگر شعری تمامی ییتهایش قافیه مجزا داشته باشند مثنوی نام دارد

وزن عروضی: وزن عامل ایجاد موسیقی در شعر است و بر اساس توازنی از کوتاه و بلندی هجاها شکل میگیرد و دارای سازمان خاصی است

قافیه: چشم‌نوازترین مساله در یک شعر کلاسیک است و نقشهای مختلفی بر عهده دارد
جدای از دیگر تعاریف و کاربردهای آن تعریفی ابتدایی از آن ارائه میدهم که در اثر ارسالی جناب نیازی قابل توجه است
در قافیه گرفتن کلمات اول بایست بُن‌کلمه را درنظر گرفت، بدون پس‌وندها و حتی پیش‌وندها. سپس دیگر اصول را
مثلا در همین شعر کلمات قافیه را استخراج میکنیم تا تا ببینم تا چه اندازه بر اساس اصول مطرح شده میباشد
کلمات قافیه ازین دست است:(جگرم.دلم.سفرم.غم.نفسم.بدنم)
حال بن کلمات را بدون پسوندهایش در نظر میگیریم:(جگر. دل. سفر. غم. نفس. بدن)
همانطور که مشاهده میکنیم بجز کلمات (جگر) و(سفر) کلمات دیگر همقافیه نیستند و این اولین خطای اثر ارسالی آقای نیازی میباشد و خطای بسیار مهمی نیز هست که باید برطرف شود
من‌گمان میکنم از آنجایی که آقای نیازی به صورت سماعی به وزن و موسیقی شعر کلاسیک اشراف دارند نقش موسیقیایی قافیه را قوی‌تر در نظر گرفته‌اند و از قائده آن غافل شده‌اند.
و از انجایی که توانسته دیگر اصول ابتدایی را به نحو قابل قبول رعایت کند این خطای سهوی را یک سهل انگاری شاعرانه میدانم که در آن حال شاعری بر قاعده چربیده است.

حال وارد متن اثر میشویم تا جزئی‌تر آن را بررسی کنیم

در مصرع اولِ بیت اول، اتفاق زیبایی از تشبیه اشک و خون افتاده است. شاعر بجای آنکه بگوید خون از جگرم میریزد یک پله فراتر رفته و دایره تخیلش را گسترش داده و گفته اشک از جگرم‌ میریزد و براین اساس برای جگر چشم و شخصیتی ضمنی نیز در نظر گرفته‌است
در مصرع دوم همین بیت اما محتوا دچار پارادوکس شده و ارتباطی منطقی با مصرع اول ندارد
وقتی از اندوه نبود معشوق حرف میزنیم چگونه میتوان بدون دلیلی شاعرانه او را بغل کرد؟؟

بیت دوم
در مصرع اول نمیشود کلمات (هنوز عاشق) را بصورت (هنوزاشق) تلفظ نمود .حروف (ع.ه) مانند حرف(آ) با حرف آخر کلمه قبل‌تر از خود آمیخته نمیشود.

درمورد محتوای بیت نیز باید بگویم مفهوم دلنشینی در ذهن شاعر بوده اما نتوانسته از لحاظ زبانی آن را به زیبایی بیان‌ کند.
همین (دوری خواست) با بافت جمله از نظر فصاحت کلام همخوانی ندارد
یا کلمه(خاطره) که درست‌ترش این بود بصورت(خاطره‌اش) استفاده میشد
و نیز کلمه (همه‌اش)که ذاتا از نظر موسیقی کلمه ناسازی است. حال اینکه میتوان از نظر نحوی نیز بر آن خرده گرفت.

بیت سوم
یکی از حسن‌های این بیت در مصرع اول آوردن کلمه (فراوان)است که اشاره به مفهوم فراوانی و برکت که از آسمان نازل میشود و این مفهوم مثبت را شاعر در بافت و ساختاری منفی استخدام کرده که شب و ابر سیاه و اشک به آن دامن زده است و همین پارادوکس معنایی را موفق و زیبا دریافتم

در مصرع دوم همین بیت استفاده از دو ترکیب کهنه زیبایی بیت را تحت تاثیر قرار داده است دو ترکیب(دست تقدیر)و (باده‌ی غم) که ناخوداگاه شعر را کسل‌کننده و کهنه نشان میدهد آن هم در یک وزن مطنطن که ترکیبات در این اوزان از لحاظ موسیقی بیشتر خودنمایی میکنند.

در بیت چهارم
... سیاهی است، وَ امشب...
این که در شعر کلمه(وُ) بصورت(وَ) استفاده شود اولین ضربه‌ی آن متوجه موسیقی است و نشان میدهد ضرورت وزن عروضی دست شاعر را بسته است.
در مصرع دوم اشاره مستقیم به مفهوم( نور) بیت را به سمت شعار هدایت نموده است بهتر است از نمادهای نور استفاده شود.
کل پیام بیت این است(همه جا تاریک است و نوری نیست و من میترسم) حال این پیام کلی بایست با تخیل شاعر همراه باشد تا دچار رک‌گویی یا شعار نشود.

بیت آخر
سد شکسته؟
کدام سد؟
من‌ به عنوان مخاطب میدانم که منظور سد گریه و بغض و اشک است
اما شمای مولف نتوانستید این را بیان کنید و من با توجه به بار معنایی کلمات در ذهن خود به این مفهوم میرسم
صورت سالم جمله این باید باشد(سد دلم شکسته یا سد گریه و بغضم شکسته و...)
در مصرع دوم گفته شده:(میروم) کجا میروید؟این‌ مفهوم رفتن چرا ناگهانی وارد شعر شده
هرچند بیت آخر است و پایانبندی مناسبی برا مقطع است اما برای حضور این مفهوم برنامه‌ریزی نشده است.
و نکته دیگر راجع به جنس کلمه(بدن) که از لحاظ عاطفی همخوانی مناسبی با دیگر کلمات بیت ندارد

نکاتی را که بیان داشتم صرفا نقطه ضعفهای شعر بودند. قطعا شعر دارای حسن‌هایی نیز هست که نیازی به اشاره آن نیست
از جمله عاطفه جاری در شعر .
آقای نیازی هنوز در ابتدای مسیر شاعری است و من یک شروع قابل قبولی را از ایشان میبینم و آینده‌ی روشنی را پیشبینی میکنم.
ایشان استعداد غزل نوشتن را بصورت انتسابی دارند و باید بصورت اکتسابی نیز تلاش کرده تا این استعداد را به درستی هدایت کنند.

با آرزوی موفقیت

منتقد : جواد چراغی

جواد چراغی_متولد ۱۳۶۸/۷/۷_زنجان_غزل سرا_ _دبیر و موسس نخستین کانون شعر و ادب دانشگاه پیام نور استان زنجان۱۳۹۰ _رئیس انجمن ادبی اشراق زنجان _دبیر کارگاه های نقد شعر هفتگی انجمن ادبی اشراق از سال ۱۳۹۵ _دبیر علمی جشنواره شعر مادر بهار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.