بر کوتاه‌نویسی بیشتر متمرکز شوید




عنوان مجموعه اشعار : انتظار
شاعر : مانی نیک روشن


عنوان شعر اول : فراموشی
چاره ای جز اعتماد نبود
تو را به فراموشی سپردم
پس نداد.

عنوان شعر دوم : اصل پایستگی اندوه
باران پاییزی که بیاید
اصل پایستگی اندوه
کدورت ابرها را خواهد شست
روی قاب پنجره هاشور می زند و
سنگینی بی مهابایش
یک دم
روی شاخه بی برگ هوار خواهد شد
پرهای پرنده پنهاش می شود و
من
سردترین حالت بودن را
در روزهای نیامده می بینم
جایی که بهمن اندوه
روی سینه ام آوار
و لرزش اندامم
سکوت
خواهد شد
تو پرچم سپید را نشانه پیروزی می پنداری و
بهار پبروز مست را به شادمانی می نشینی
من مو سپید می کنم و
آخرین تپش گرما
درون چشمانم ذوق ذوق
و روی گونه هایم خواهد لغزید
بخار بازدم
روی قاب پنجره می نشیند و
خانه ام ابری خواهد شد.

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
بعد از خواندن شعر کوتاه دوست شاعرمان، فکر کردم ای کاش می‌شد کارهای کوتاه بیشتری از او بخوانم و راستش نگاه متفاوت و کاشفِ او در کنار ایجازی چنین بی‌بدیل و فشرده در اثری چنین زیبا، شگفت‌زده‌ام کرد. و شاید خواندن شعر کوتاه نخست، باعث شد توقعم از شعر بعدی آنقدر بالا برود که به این راحتی‌ها نتوانم خود را راضی کنم که شعر خوبی خوانده‌ام، با اینکه اتفاقاً شعر دوم هم از جهاتی چند، شعر خوبی است.
شعر دوم، برخلاف شعر اول که تنها متکی بر نگاه تیزبین و دقیق و هوشمند شاعر است، بر خوانده‌ها و آموخته‌های شاعر اتکای بسیار دارد و این اتکا بر آموخته‌ها و خوانده‌های شاعر، البته اتفاق خوشایندی است، به‌شرط آنکه به شباهت محض و تقلید و وام‌گیری پهلو نزند. مثلاً شاعر می‌گوید: «من سردترین حالت بودن را...» که یادآور «با غم‌انگیزترین حالت تهران چه کنم؟» است، یا می‌گوید: «تو بهار پیروزمست را به شادمانی می‌نشینی» که یادآور «ابلیس پیروز مست/ سور عزای ما را بر سفره نشسته است» است، یا می‌گوید: «خانه‌ام ابری خواهد شد» که یادآور «خانه‌ام ابری است» است و...
سطرهایی چنین که یادآور سطرهایی از شاعری دیگرند، در همان ابتدای مواجهه، ایجادِ دیوار شنوایی می‌کنند و خوانندۀ اثر به‌محض دیدنِ سطری آشنا، چنان درگیر آن می‌شود که سطرهای بعدی را با دقت لازم نمی‌خواند و اگر شنوندۀ شعر هم باشد، گویی سطرهای بعدی را اصلاً نمی‌شنود.
با این‌حال، خواندن شعر دیگران و به‌ویژه بسیار خواندنِ شعر بزرگان و غرق شدن در دنیای متعالی اشعار ایشان آنقدر حُسن و منفعت دارد که به راه یافتنِ برخی شباهت‌ها و سطرهای یادآور، می‌چربد. چنین شباهت‌هایی با چند بار گوشزد کردن و بالا رفتن دقت و حساسیت شاعر، برطرف می‌شود، و پس از آن، شاعر می‌ماند و ذخیرۀ ارزشمندی از تجربیاتی که از رهگذر خواندن شعر همان بزرگران به دست آورده است.
برای شاعر آرزوی توفیق روزافزون دارم و به‌جد پیشنهاد می‌کنم که وقت و انرژی و تمرکز بیشتری صرف سرایش شعرهای کوتاه‌تر کند و اگر نگاهی تیزبین و نکته‌یاب دارد، آن را با مشغول بازی‌های زبانی شدن و سرگرم شدن با زیورهای ادبی، هدر ندهد. نگاه خاص و متفاوت و نکته‌یاب، چیزی نیست که با مطالعه و تمرین و ممارست به دست بیاید. یک موهبت ذاتی است که برخی دارند و خیلی‌ها ندارند، و دریغ است که کسی نگاهی چنین داشته باشد و خود را سرگرم لفاظی‌ها و زبان‌آرایی‌های بیهوده کند.
یک شعر کوتاه که متکی بر کشفی شگفت‌انگیز باشد، بیش از یک منظومۀ چندین و چند صفحه‌ای تأثیرگذار است و در خاطر می‌ماند. و اشاره به این نکته نیز خالی از لطف نیست که شاعرانی که در سرایش کارهای بلندتر توفیق بیشتری دارند، لزوماً از عهدۀ نوشتنِ کار کوتاهِ خوب برنمی‌آیند، اما شاعرانِ کوتاه‌سرای موفق معمولاً توفیق تضمین‌شده‌ای نیز در نوشتنِ کارهای بلندتر دارند، و معمولاً این‌طور است که در کارهای بلندترشان، بیشترِ بندها، به‌تنهاییِ تواناییِ استخراج از متن شعر و استقلال به‌عنوان بریده‌شعر را دارند و می‌توانند مانند یک شعر کوتاه، در خاطر بمانند.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.