امان از دست نيما !




عنوان مجموعه اشعار : ==
شاعر : محمد ولی وردی پسندی


عنوان شعر اول : ==
فصلِ بی تگرگ
خاک وُ ریشه مانده است
آسمانِ بی درخت
امتداد ردّ پای مبهمی
تا درون برکه های خشک
تا کنار مرگ . . .
*
ظهر های سرخِ پیش از این
آسمان
دلش ترک نداشت
ساحل فراغتی
نبود
دست های موج
آیه ی عروج می سرود
دست ها
تاب آسمان بودند
ابرها
در ترنم باران
ماه بود وُ پلنگ های غرور
کوه
زیر پای ما گم بود
دست در بال هم
پرنده شدن
آرزوی تمام مردم بود
*
دست ها
ستیزناکِ باد
جنگلی
کبود شد
- افتاد-
سیل
- سیل ناگهان-
استعاره های خاک را
(از میان جنگلی که نیست)
چید
[چید و برد]
خشم
از فراتر از کبودِ ابر
صاعقه شد وُ تمام خاک را
فراگرفت
*
ظهر های سرخ پیش از این
آسمان
دلش ترک نداشت


عنوان شعر دوم : ==
برای قاب آیینه
کوچک است
قدی شبیه، قد تو
قد می کشی از لابلای سنگ، صخره، کوه
آیینه ها می شکند
می ریزد


عنوان شعر سوم : ==
==
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
ساختار شعر نيمايي اگرچه از ساختار شعر ستي فارسي قيود كمتري دارد و سرايش در آن آزادتر است اما هنوز هم در آن بندهايي ست كه شاعر را در انتخاب كلمه از اختيارات لازم دور مي سازد و به انتخاب هايي محدود مجبور مي كند . آيا همين قيود نيست كه «محمد ولی وردی پسندی» را به گزينش هايي واداشته است كه عجيب به نظر مي رسند ؟
در بخش نخست احتمالا فصل بي تگرگ به ضرورت وزن و قافيه جايگزين فصل بي باران شده است . آسمان بي درخت چگونه چيزي ست ؟ مگر آسمان هم درخت دارد ؟!
در بخش بعدي باز هم بيان متناقض است (و نه متناقض نما !) در ظهرهاي سرخي كه ساحل فراغتي موجود نبوده ناگهان دست هاي موج آيه ي عروج مي سرايند !! دست موج اصلا كجاي موج است و از اين گذشته مگر با دست آيه مي سرايند ؟!
از اين جا به بعد شعر دچار اشكالات و تغيير وزن هاي آشكار مي شود و ساختار موزون زبان را دچار اختلال مي كند .
سطر هاي «تاب آسمان بودند» ، «در ترنم باران» ، «ماه بود و پلنگ هاي غرور» و .... خارج از وزن اين شعر نيمايي اند . اختلال وزن به طور كامل منتقد و خواننده ي جدي شعر را دلزده و از شعر به بيرون پرتاب مي كند .
دو انتها واقعا نمي شود گفت آيا اين شعر از چه سخن مي گويد ؟ افسوس گذشته را دارد يا خير ؟ اصلا چرا افسوس گذشته را مي خورد ؟ الان مگر چه اتفاقات خوبي در جريان است ؟
اين ها همه شعر را گنگ و مبهم مي نمايند .
آيا اين همه به خاطر ساختار موزون و گره دار شعر است ؟
شعر دوم «محمد ولی وردی پسندی» شعر كوتاهي ست كه باز هم نيمايي به نظر مي رسد اما علي رغم كوتاهي پر از اشكال وزني ست ! اجازه بدهيد فعلا سكوت كنيم تا شاعر تكليفش را با قالب انتخابي اش روشن نمايد ! تا ببينيم او اساسا اين كاره هست يا خير ؟ اساسا مي تواند نيمايي سراي خوبي باشد يا نه ؟!
پس تا بعد ..

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۱
محمد ولی وردی پسندی » دوشنبه 04 دی 1396
جناب شکارسری عزیز از این که حوصله کردین و وقت گذاشتین زیاد ممنونم. انشاالله که بتوانم بیاموزم و به کار ببندم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.