تلاش برای مهم و توجه‌برانگیز کردن خبر




عنوان مجموعه اشعار : دریچه
شاعر : حمید فیروزآباد


عنوان شعر اول : پنجره
باز کنید پنجره ها را
که من از این هوای گرفته ملولم
در طپش دریاها ماهی به ساحل افتاده ام
و باران مسیرش را گم کرده است
باز درین قفس
ثانیه های تکرار را مزمزه میکنم
و در آن آبدان کوچکم
دریاها را به خاطر می آورم
و در آن دریچه
به آسمان خیره می شوم
29 مرداد 1400

عنوان شعر دوم : سیزیف یزدی
هی بشن کو مرم بالا
سرمخورم میام پایین
مث بهمن
تا خو بری
وختی چشات واکدی
بگی
بله

ترجمه:
مدام به قله صعود میکنم
و چونان بهمن
به اعماق دره سقوط
تا به خلسه ای ژرف فرو افتی
و چون چشمانت را گشودی
به من بگویی آنچه عمری دریغ می کردی:
بله

نثر: مرداد ترجمه: شهریور 1400


عنوان شعر سوم : مرداب
در مردابی افتاده بود
دهان پر از لجن های مرده
تعفن سراسر دشت را فراگرفته بود
دست و پا کرخت شده بود
نی راز ها به خاکستر بدل شده بودند
چشم ها لرزشهای اندکی داشتند
اندک آبی در آن هوای سموم نبود
آرام آرام
دران باطلاق خونی
نعش به زیر کشیده شد
شهریور 1400
نقد این شعر از : لیلا کردبچه
شاید از ساده‌ترین و البته خنثی‌ترین بهانه‌ها برای نوشتن، شرح وضعیت باشد؛ اینکه منِ شاعر چند سطری دربارۀ وضعیت و موقعیتِ زمانی، مکانی، روحی، عاطفی، خانوادگی، شغلی، اجتماعی و... خودم توضیح بدهم، بی‌آنکه بدانم دانستن اطلاعاتی دربارۀ وضعیت من، اصلاً چقدر برای کسی که این متن را می‌خواند، اهمیت دارد. و این اتفاقی است که در شعر اول و سوم دوست شاعرمان افتاده است.
برای توضیح بیشتر دربارۀ اهمیتِ اطلاعات دادن یا اطلاعات ندادن دربارۀ موضوعی، لازم است اندکی دربارۀ «نظریۀ اطلاع» «Information theory» توضیح بدهیم. نظریۀ اطلاع، منحصراً بر تعاملِ میانِ اطلاع‌دهنده (نویسندۀ متن) و اطلاع‌گیرنده (خوانندۀ متن) تمرکز دارد و به‌طور ویژه به معرفی و بررسیِ شیوه‌ها و عوامل تأثیرگذار بر جلب توجه خواننده و دریافت‌کنندۀ اطلاعات می‌پردازد.
در میان آن شیوه‌ها و عوامل، مواردی چون کوتاه بودن متن و اقتصاد واژگان، تکراری نبودن و خاص بودنِ کلمات، تازگی داشتنِ خبر، غیرمنتظره و غیرقابل‌ پیش‌بینی بودن خبر، و... دیده می‌شود، امّا از همۀ آن عوامل مهم‌تر، «مهم بودن» خبر است که خود به چند عامل دیگر بستگی دارد، مانند مهم بودنِ شخص یا رسانۀ خبردهنده (مثلاً نشریات مهم و معتبر)، مهم بودنِ خودِ خبر (مثلاً اخبار مربوط به جنگ یا بلایای طبیعی)، و مهم بودنِ خبر برای شنوندۀ خبر (مثلاً اخبار هواشناسی برای کسی که مسافر است). حال با توجه به همین مسألۀ مهم بودن خبر و عواملِ اهمیت بخشیدن به آن، یک قطعه شعر را با قرار دادن در همان موقعیت بررسی می‌کنیم:
شاعر می‌گوید: «من از این هوای گرفته ملولم/ در طپش دریاها ماهی به ساحل افتاده‌ام/ .../ در این قفس
ثانیه‌های تکرار را مزمزه می‌کنم/ ... / دریاها را به خاطر می‌آورم/ و در آن دریچه/ به آسمان خیره می‌شوم»
بدیهی است که اگر این شعر متعلق به یکی از شاعران مطرح هم‌روزگارمان بود، شاخک‌های کنجکاوی‌مان تحریک می‌شد و با دقت بیشتری متن را می‌خواندیم. امّا متن متعلق به هیچ‌یک از بزرگان شعر نیست. پس برای مهم و قابل‌توجه بودن، باید در پی عوامل دیگری باشیم: آیا «ماهیِ به ساحل افتاده بودن، ملول بودن، از ثانیه‌های تکراری خسته بودن، خاطره‌ها را به یاد آوردن، و به آسمان خیره شدن» اتفاق‌های مهمی هستند؟ پاسخ قطعاً «خیر» است. پس می‌ماند یک عاملِ دیگر: آیا وضعیت روحیِ خبردهنده (شاعر) برای خبرگیرنده (خوانندۀ شعر) اهمیتی دارد؟ و پاسخ به این سؤال نیز قطعاً «خیر» است؛ پاسخی که البته در پیِ خود، پرسش دیگری را که بسیار هم مهم است، پیش می‌آورد:
ما در ادبیات فارسی، بی‌شمار شعر داریم که صرفاً شرح وضعیت و موقعیت و حالتِ شاعرند. شاعرِ آن شعرها از کجا می‌دانسته که شرح وضعیتش برای خواننده اهمیت دارد؟
و پاسخ این است: شاعر می‌دانسته که شرح وضعیتش به‌غیر از برای احتمالاً چند نفرِ خاص، برای دیگران هیچ اهمیتی نداشته است، امّا او تصمیمش را گرفته بوده برای مهم کردنِ خبرش. او شاعر بوده، و این توانایی را داشته که با زیباسازی و برجسته‌سازیِ سخنش، بر اهمیّت آن بیفزاید. پس به‌جای اینکه بگوید «من در حسرتِ محبوبِ بلندقدی خواهم مرد»، می‌گوید: «به روزِ واقعه تابوت ما ز سرو کنید/ که می‌رویم به داغِ بلندبالایی» و سخنی به این زیبایی، و برخوردار از روابط و تناسبات پیدا و پنهان، مگر می‌تواند مهم نباشد و جلب توجه نکند؟
و این زیبایی، زیباسازیِ متن، و برجسته‌سازی اجزای کلام، چیزی است که جای خالی‌اش در جملات خبریِ سادۀ «من از این هوای گرفته ملولم»، «دریاها را به خاطر می‌آورم»، «به آسمان خیره می‌شوم» و... بسیار خالی است.
امیدوارم در آثار آتی شاعر، بارقه‌های سوق یافتن شعر را از متن‌های سادۀ خبری به شعرهایی با زبان زیبا ببینیم، و ببینیم که تنها به شرح وضعیت خود یا دیگری اکتفا نکرده است. با آرزوی توفیق برای شاعر.

منتقد : لیلا کردبچه

شاعر، پژوهشگر، ویراستار. فعّال در حوزۀ شعر. دکترای ادبیات معاصر.



دیدگاه ها - ۱
حمید فیروزآباد » پنجشنبه 25 شهریور 1400
با عرض سلام محضر استاد فرزانه خانم دکتر کردبچه دام ظلها با تشکر از توجه حضرتعالی ان شاء الله در آثار بعدی خویش لااقل بتوانم یک اثر شایسته ارائه کنم گر چه روز به روز متوجه میشوم چقدر شاعری وادی دشواریست و چقدر عرضه آثار محضر ادیبان ممحض در شعر چون جنابعالی دشوار است و جسارت میخواهد باری گریزی از ارسال آثار ضعیف نداریم تا مگر از نفس گرم اساتید به وسع اندک خویش ارتقایی ولو ناچیز شاهد باشیم با آرزوی بهترينها برای شما فیروزآباد.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.