يك شعر معترض




عنوان مجموعه اشعار : به آنان که نباید
شاعر : امیر مهدی اشرف نیا


پیر شدن آب
پشت میله های سد

تشنه ماندن ماهی در نقاشی یک رود
که جنگل نمی داند چیست

اعتصاب پرنده
در قبال خاک خوردن بجای ارزن

و فردایی که امروز را
صدا خواهد کرد
نزدیک است

باغبانی برج می کارد
چوپانی از گله بره می دزد
استادی الفبا را می فروشد به اعدادش
و بقالی می خرد از مردم
آب و نان را

هر بار که می گویند
سحر نزدیک است
یک ستاره در فقر می میرد
و سکوت
همچنان گلویش خشک است
به دیوارهای نازک خانه
حرف های پردرد همسایه...
به نوشیدن فریاد
فریاد
فریاد
می اندیشد...
نقد این شعر از : حمیدرضا شکارسری
وقتي باغبان به جاي درخت و گل و گياه ، برج مي كارد ، وقتي چوپان خود دزد گله است ، وقتي استادي دانش را مي فروشد و وقتي بقال از مردم نان و آب مي خورد ، نبايد اوضاع خيلي طبيعي باشد !
پس اعتراض راهي ست كه راوي براي خروج از بن بست پيشنهاد مي دهد : سكوت / گلويش خشك است .... به نوشيدن فرياد
«مهدي اشرف نيا» در اين شعر براي افزايش غلظت نامساعد بودن اوضاع روزگار از دگرگون سازي عوامل طبيعت هم روگردان نبوده است . در واقع بوي بهبود از طبيعت هم به مشام نمي رسد : پير شده آبها پشت سد ميله هاي سد ، تشنگي ماهي ها ، خاك خوري پرنده به جاي دانه و ...
در شاعرانه بودن اين مفاهيم و مضامين كه ترديدي نيست اما اين همه چگونه لباس زبان پوشيده اند و به اصطلاح چگونه ظاهر شده اند ؟
من اگر به جاي «اشرف زاده» باشم روي به كار گيري زبان در شعرم يك بازنگري جدي انجام مي دهم .
مثلا در تصوير اول شعر ، بايد دقت شود كه آب منطقا پشت ميله ها نمي ماند و به همين دليل شايد تركيب ديوارهاي سد مناسب تر از ميله هاي سد باشد . ديوارها هم همانند ميله ها تداعي گر زندان هستند .
در تصوير بعد ، ماهي و رود چه كار به جنگل دارند ؟! نه رود و نه ماهي در اين مضمون گره خوردگي درستي با جنگل نيافته اند .
در سطر فروش الفبا كلمات «به اعدادش» حشو به نظر مي رسد .
و در پايان بندي شعر اساسا طولاني شدن عبارات شاعر را از سلامت آنها غافل ساخته است . در اين ارتباط بايد پرسيد : خشك بودن گلوي سكوت به ديوارهاي نازك همسايه يعني چه ؟ خشك بودن گلوي سكوت به حرف هاي پردرد همسايه چه معنايي دارد ؟ و بالاخره خشك بودن گلوي سكوت به نوشيدن فرياد به چه مفهومي ست ؟
ملاحظه مي شود كه مخاطب مي تواند معاني را صرفا حدس بزند اما از زبان به شكل صحيح و درست و شفافي استفاده نشده است .

منتقد : حمیدرضا شکارسری

حمیدرضا شکارسری شاعر و منتقد ادبی متولد 1345 تهران  لیسانس زمین شناسی - شاعر برگزیده و برنده اولین جایزه ادبی قدس - شاعر برگزیده جشنواره شعر فجر در بخش شعر امروز انقلاب سال 1387 - داوری دهها جشنواره و کنگره شعری سراسری و استانی کشور - ارایه دهها ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.