پر کردن خلاء های نوشتاری




عنوان مجموعه اشعار : دل شكسته
شاعر : فاطمه دلخواه


عنوان شعر اول : بوسه


تو را بارها بوسيده ام
امشب
مي خواهم
يك بار ديگر
ببوسمت
ماه شب چهاردهم.....

بالاي آسمان كه رسيدي
چشمهايت را ببند
من از ميان آب
تو را خواهم بوسيد
با تمام فلس هايم.....

ماهي
ماه را مي بوسد
ماه ، آب را
آب، نسيم را
نسيم، گلها را
گلها ، باران را

و باران
لبخند تو را
دور از چشمِ من.....

زنجيره هاي
عاشقي
دانه دانه جفت شدند
آخرش
رسيدند
به لبهاي تو

باران
بوسه به دست
درب خانه ات ايستاده است
باز كن
روزهاست منتظرم....

عنوان شعر دوم : دل شكسته
خواستم
از عشق بنويسم
كلمات زير باران ِاشك
تار شدند
جمله را گم كردند

خواستم
خيال را در آغوش كشم
ترسيد
ميان سايه ها، محو شد

خواستم
كنارِ خاطرات بنشينم
عقب عقب رفتند
پرت شدند درونِ سرداب

خواستم
به نگاهِ قاب عكس
خيره شوم
نگاهش را دزديد

خواستم
با خودم حرف بزنم
آينه چشمهايش را بست

آمدم
دلم را نوازش كنم
به خود لرزيد
تركهايش عميق تر شدند

مانده ام
دلِ شكسته
را كجا بند ميزنند....

عنوان شعر سوم : عاشقانه
دوستت دارم
اين را همه
ميدانند جز تو

خواستم
عاشقانه اي برايت بنويسم
دستِ دلم لرزيد
كلمات به رعشه افتادند
غش كردند
ميان سطرها

اشكها
سراسيمه
نشستند روي صورت كلمات
به هوش كه امدند
دراز كشيدند
زير نور شمع

خشك شدند
اما كج و ماوج
آنقدر كه ترسيدم
معني ديگري بدهند

بي خيالِ كلمات،
عشق را
آرام
زمزمه كردم
در گوش نسيم

امشب
دلم
دست در دست مهتاب
در ميان برگها
تا صبح
برايت
ترانه خواهد خواند
پنجره را باز كن
دل عاشق
با تو حرفها دارد.....
نقد این شعر از : مجید سعدآبادی
اثر ارسالی اول با عنوان "بوسه"شاعر علاوه بر مستقیم گویی و بیان بیش از اندازه احساسات نتوانسته است شعر را از آب و گِل در آورد. بطوری که بند اول این اثر به مرحله اجرا نرسیده است و شمایل بدست آمده بیش از آنکه شبیه شعر باشد به نثر نزدیک شده است و اگر آن را به صورتی جزئی تر در محور افقی بررسی کنیم، خبری از تصاویر شاعرانه، ساختار شکنی، برخورد نوستالوژی، خیال و ... نیست.
"تو را بارها بوسيده ام
امشب
مي خواهم
يك بار ديگر
ببوسمت
ماه شب چهاردهم..."
اما در بند دوم کمی رنگ و بوی خیال خودنمایی می کند و روایت در محور عمودی به کمک متن می آید . مخاطب به راحتی می تواند نتیجه بگیرد که شاعر همراه متن خودش در سرازیری سرودن افتاده و سطر به سطر به شعریت متن افزوده شده است.
"...بالاي آسمان كه رسيدي
چشمهايت را ببند
من از ميان آب
تو را خواهم بوسيد
با تمام فلس هايم..."
+
در اثر دوم با عنوان " دل شکسته " متن در میان دو هاله عینیت و ذهنیت گیر کرده است و هارمونی و تعادل خود را از دست داده! بند اول در اثر دوم بسیار احساسی آورده شده است و بند دوم بسیار ذهنی بکار گرفته شده است. همچنین کلماتی مانند "سرداب " از ساختار شعر بیرون مانده است. شاعر در شروع هفت بندِ اول خود پنج بار از کلمه " خواستن " استفاده کرده است و گویی تنها کارکرد آن برخورد موسیقیایی با متن است. همین امر باعث شده تا لولاهای شاعرانه میان بند ها و تصاویر آنگونه که شایسته متن است خلق نشود.
(خواستم از عشق بنويسم/خواستم خيال را در آغوش كشم/خواستم كنارِ خاطرات بنشينم/خواستم به نگاهِ قاب عكس/خواستم با خودم حرف بزنم)
+
سومین اثر نیز در بندها همان احساسات پیش تر بیان شده و کنترل نشده است. و ترکیب های شعارگونه ای که شاعر نتوانسته آنها را جز در محور عمودی به شعر بدل کند.
به شاعر پیشنهاد می شود کمی قدم به عمق معنایی سطرها بگذارد و از بیان مستقیم احساساتی که می توان آنها را در هاله های تصویر و فلسفی بیان کرد پرهیز کند. پس از بررسی سه اثر ارسالی به راحتی می توان فهمید که وی تنها بخشی از تعریف شعر را شناخته است و به آن عمل کرده است و گویی همگام با جریان شعر امروز نیست. بهتر است برای پر کردن برخی از خلا های نوشتاری خودش بطور مختصر ادبیات شعر نوی دهه هفتاد را بررسی کند و برای مدت کوتاهی آن ها را در تمرین های نوشتاری خود جای دهد.

منتقد : مجید سعدآبادی

سعدآبادی متولد تهران است. سال 1378 توانست بطور حرفه ای شعر را دنبال کند و تمرکز وی بر حوزه شعر سپید است. در دهه هشتاد جوایز بسیاری از جمله دو دوره جایزه شعر فجر، کتاب سال دفاع مقدس، کتاب سال گام اول، کتاب سال شعر جوان و ...را به خود اختصاص داد. همچنین ...



دیدگاه ها - ۱
فاطمه دلخواه » شنبه 16 دی 1396
سلام ممنون از نقد و راهنمايي تون

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.