چندلایه بودن ؛ راز ماندگاری شعر




عنوان مجموعه اشعار : بی نام
شاعر : لیلا علیزاده


عنوان شعر اول : خواب و رویا
نفهمیدم کجا اما تو را  گم کرده ام جایی
گمانم جای دیگر، در کنار بهتر از مایی...

ندارم از تو ردی و  نشانی ...آنچنان رفتی..
که باور میکنم گاهی خیال و خواب و رویایی

به قدری گشته ام دنبال تو اینجا و آنجا را...
شبیهم من به یک دیوانه افتاده از پایی....


 تو رفتی ،خاطراتت را نبردی با خودت اما...
نمیدانی که با آنها ، گذشتم از چه شبهایی...

نمیدیدم به خوابم پر کنم روزی نبودت را...
ولی پر کرده جایت را کنارم دیو تنهایی..........

شدم خیاط و میدوزم به در چشمان خیسم را
که دل هر شب فریبم میدهد آخر تو می آیی



عنوان شعر دوم : بغض
باید قفس را بشکنم تا پر بگیرم
پرواز را یکبار دیگر سر بگیرم

در سینه ام بغضی نشسته قدر یک کوه
میخواهم از دریا دو چشم تر بگیرم

از بس دلم را مردم دنیا شکستند
 باید برای خود دلی دیگر بگیرم...

دنبال خود میگردم اما نیست انگار
میخواستم از او من بهتر بگیرم

چون قایقی هستم شکسته ، کاش میشد
یک گوشه از این زندگی لنگر بگیرم ...

مادر برایم بازکن آغوش، بگذار
در دامن پیراهنت سنگر بگیرم ...

عنوان شعر سوم : بدون تو
تو در کنارمن ؟ اگر چه قصه ای محال بود...
 دل همیشه ساده ام ولی چه خوش خیال بود

حرام شد به پای یک نگاه تو،تمام من....
مگر نه اینکه گفته اند یک نظر، حلال بود؟


گناه من چه بود غیر از آن که عاشقت شدم
سکوت، پاسخ همیشه ام از این سوال بود


چه داشت عاشقی به جز همین که در کنار تو
کویر شد دلی که مثل برکه ای زلال بود...


برای آنکه حس کنی چه میکشم بدون تو
بیا به خواب های  من،اگر شبی مجال بود


شکایتی ندارم از کسی به جز دل خودم
چرا که عشق از ازل همیشه احتمال بود
نقد این شعر از : کبری موسوی قهفرخی
گاهی خواندن شعرهای یک شاعر تازه کار ، فارغ از مته به خشخاش گذاشتن های مرسوم در حوزه نقد ، لذتی خاص به همراه دارد .دریغم آمد از لذتی که از سه شعری که خواندم سخنی نگویم و یک راست بروم سراغ نقد .
اما چاره ای از نقد نیست .
چنان که شاعر توضیح داده این سه شعر را به ترتیب سرودن فرستاده است .
در شعر نخست با مطلع " نفهمیدم کجا اما تو را گم کرده ام جایی "

شاعر بدون افتادن در دام تصاویر دور از ذهن ، راحت حرف خود را بیان کرده و حس خود را به خوبی انتقال داده اما آیا این تمام وظیفه ی شاعر است ؟!

شعر خوب ، باید در هر خوانش ، پرده از ابعاد نا مکشوف خود بر دارد و خواننده را به لذتی جدید برساند در غیر این صورت شعر پس از یکی دوبار خواندن ، چیزی برای عرضه نخواهد داشت.

پس می توان با دقت بیشتر در انتخاب کلمات و ایجاد تصاویر شاعرانه تر ، هم لطافت شعر را حفظ کرد هم به لایه های شعر افزود.
رعایت نکات دستوری از دیگر مسایل مهمی ست که انتظار می رود شاعران به عنوان پاسداران زبان و ادبیات ، همواره توجه ویژه ای به آن داشته باشند .
مثلا در این بیت :
به قدری گشته ام دنبال تو اینجا و آنجا را
شبیهم من به یک دیوانه ی افتاده از پایی

هر فارسی زبانی وقتی بخواهد این بیت را به صورت نثر بیان کند ناگزیر از به کار بردن " که " است . در حالی که در این بیت صرفا به دلیل غلبه وزن بر ذهن شاعر ، "که " محذوف است .
از سوی دیگر دو نشانه نکره ، همزمان استفاده نمی شوند : " یک دیوانه ی افتاده از پایی " که " یک " و " ی " در پایی دو نشانه نکره اند برای دیوانه .
شاعر باید تدبیری بیاندیشد و " یک " را حذف کند .

در بیت " نمی دیدم به خوابم پر کنم روزی نبودت را "
منظور شاعر این بوده که " به خواب هم نمی دیدم که .... "
این ایراد را در شعرهای شاعران دیگر نیز دیده ام که " هم " را تبدیل به " م " می کنند و به کلمه ای متصل می نمایند .در حالی که این قاعده زبان محاوره ، قابل تعمیم به زبان رسمی نیست و شاعر باید " هم " را به صورت کامل بیان کند.

نکته دیگر ، هم قافیه شدن " تنهایی " با کلماتی است که یای الحاقی آنها بیشتر یای نکره و خطابی است اما آنچه باعث برجسته شدن " تنهایی " شده ، موسیقی متفاوت آن در مقام قافیه است که با موسیقی سایر قافیه ها تفاوت دارد.


در غزل دوم با مطلع : باید قفس را بشکنم تا پر بگیرم

شاعر در همان بیت اول دچار سهل انگاری زبانی شده و به دلیل محدودیت وزنی " از سر گرفتن " را به صورت " سر گرفتن " آورده که پذیرفته نیست .

در بیت دوم مبالغه ی زیبایی نهفته است که با توجه به سابقه دوساله شاعر در سرودن شعر ، زیبایی آن وقتی بیشتر نمایان می شود که بین کوه و دریا و بغض و اشک رابطه ای زیبا برقرار کرده .
در بیت بعد نیز " باید برای خود دلی دیگر بگیرم "
در "گرفتن" نوعی ایهام زیبا نهفته ؛ هم به معنای خریدن است هم تداعی دل گرفتگی می کند.

در بیت چهارم " می خواستم از او من بهتر بگیرم " ضعف تالیف وجود دارد ، از کسی من بهتر گرفتن ، مفهوم مشخصی ندارد یا دست کم شاعر نتوانسته ذهنیات خود را به خوبی برای مخاطب بیان کند.

در غزل سوم نیز شاعر با لحنی صمیمی و روایی ، به درددل پرداخته است .
ایراداتی که در دو شعر قبل بود در این شعر محسوس نیست هرچند با کمی دقت و وسواس می توان از ضعف های کمرنگ شعر کاست .
مثلا در بیت دوم که اتفاقا بیت زیبایی نیز هست باید تطابق زمانی افعال رعایت شود .البته شاعر قطعا به این نکته اشراف داشته منتها ردیف ، دست او را بسته و به جای "حلال است " ، " حلال بود " آورده است.

و نکته آخر این که هیچ لزومی ندارد که پایان هر مصراع ، نقطه چین بیاوریم . از جاهایی که آوردن نقطه چین، توجیه دارد زمانی ست که شاعر به جای این که حرف بزند سکوت می کند .

منتقد : کبری موسوی قهفرخی

کبری موسوی قهفرخی متولد 1359 در فرخشهر ( چهارمحال و بختیاری ) .کارشناس علوم سیاسی از دانشگاه تهران و دانشجوی ارشد ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی ..



دیدگاه ها - ۱
ابراهیم ایزدی دستگردی » شنبه 06 مرداد 1397
سپاس از سراینده ی گرامی ونقد دقیق خانم موسوی لذت بردم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.