با زبانِ بی‌زبانی در عسرتِ آرایه




شاعر : محمود انصاری


بسیار در دنیا اگر گشتم زمین خوردم
هر بار در یک قسمت از راهم به مین خوردم
شک کرده بودم دوستت دارم ولی هر بار
با شک به سد المعبر دیوار چین خوردم
گفتند بی دینم که در عشقت تنم لرزید
مومن شدم برچسب ها با نام دین خوردم
آن روزها که عاشقت بودم ندانستی
من سالها خونابه ای با زخم کین خوردم
مثل تمام روزهایی که سیاسی وار
حکم ابد از قاضی بند اوین خوردم
دشمن که جای زخم هایش خوب میگردد
من زخم ها از دوستان نازنین خوردم
انگار یادت نیست آن روزی که افتادی!
تو سرد افتادی و من با سر زمین خوردم

#محمود_انصاری
نقد این شعر از : محمّدجواد آسمان
شعرهای «آقای محمود انصاری» نشان می‌دهد که ایشان از نخستین دروازه‌ی فنّی شعر با سربلندی عبور کرده‌اند و حالا وقت آن است که دیگر مراحل بهبود کار شاعری را در خود تقویت کنند؛ آنچه که از آن با عنوان نخستین دروازه یاد کردم، سلامت وزن است و قلق‌های حدّاقلّی خلق مضمون. امّا مراحل بایسته‌ی بعدی چیستند؟ صیقل دادن هرچه بیش‌تر زبان، و تلاش در آشنایی با دیگر آرایه‌های لفظی و معنوی شعر کلاسیک و تمرین آن‌ها؛ آرایه‌هایی که می‌توانند شاعر را یک گام از «انتقال سالم و درست معنا» فراتر ببرند و کاری کنند که مخاطب با خواندن هر بیتی از شعر ایشان، علاوه بر فهمیدن معنایی که شاعر در پی انتقال آن بوده، (یعنی «چه» گفتن)، از «چگونه گفتنِ» آن حرف هم لذّت بیش‌تری ببرد. در این باره، چیزی که ذهن و زبان شاعر را روز به روز ورزیده‌تر خواهد کرد، مطالعه‌ی محقّقانه‌ی اشعار دیگر شاعران ـ به‌خصوص بزرگان شعر ـ است. تداوم چنین مطالعه‌ای اگر با تدقیق در فنون لفظی و معنوی همراه باشد، می‌تواند فنونی که از آن یاد کردم را در ناخودآگاه شاعر نهادینه کند. راه دیگر، مطالعه‌ی کتب «صنایع و آرایه‌های شعر» است و سعی در خلق نمونه‌های شخصی و غیرتکراری واجد آن فنون.
امّا در مورد زبان ـ که گفتم هنوز در شعر این شاعر نیاز به پرورش و روان‌تر شدن دارد ـ، بگذارید به نمونه‌هایی از کاستی‌های زبانی در سه شعر آقای انصاری اشاره کنم؛ تا حرفم از شواهد عینی تهی نباشد؛
در شعر «بسیار در دنیا اگر گشتم زمین خوردم» با تعبیر «سدالمعبر» روبه‌روییم؛ کاربردی که به روشنی برای وفاداری به وزن، این‌گونه به کار رفته است. درست است که شاعر در انعطاف بخشیدن به زبان از هفت‌دولت آزاد است، امّا باید توجّه داشت که زبان اصلی‌ترین واسطه‌ی ارتباط شاعر و مخاطب است و بهتر آن است که شاعر در شعرش آن دسته از کاربردهای زبانی را به خدمت بگیرد که شفاهاً یا کتباً در بیان عمومی اهالی یک زبان مورد استفاده قرار می‌گیرند و رواج دارند. بعید می‌دانم کسی در کوچه و خیابان، «سدّ معبر» را به صورت «سدّالمعبر» به کار ببرد. همین‌طور عبارت فعلی «حکم خوردن» در زبان عمومی ما فارسی‌زبانان کاربرد ندارد و تغییر این‌گونه کاربردها در شعر، فقط در جایی مجاز است و به بهتر شدن شعر کمکی می‌کند که در خدمت هدفی از اهداف شعر قرار بگیرد و شاعر با آن تصرّف و تغییر، نکته‌ای را به شعرش بیفزاید. در شعر دیگر این شاعر، یعنی «این عید بدون غم و تشویش مبارک» هم با آن که طنز بودن شعر، دست شاعر را برای انعطاف زبان بازتر کرده و می‌توان خیلی از کاربردهای زبانی این شعر را در خدمتِ طنّازیِ زبان تفسیر کرد، امّا باز می‌بینیم که شاعر به جای «نصّاب»، گفته «نصب‌کُن». او همچنین «اوج‌ترین» را به کار برده که کاربردش چندان عمومیت ندارد. استفاده‌ی هم‌زمان از زبان رسمی و محاوره هم در شعر چندان خوشایند نیست؛ شاعر در زبان رسمی، و در حالی که در جاهایی از شعر، زبانش خیلی کتابی‌ست ـ مثل: «آن که مرا برده ز یادش» ـ از واژه‌هایی محاوره مانند «شیش و آتیش» استفاده کرده و باید به مخاطب حق بدهد اگر در دلش شاعر را به «عقب‌نشینی از زبان یکدست به نفع قافیه» متّهم کند! در شعر «باید که چو رستم اثری داشته باشد» هم باید از شاعر پرسید که چرا به جای «از چنگ» از «در چنگ» استفاده کرده؟ شاید باور نکنید ولی همین ریزه‌کاری‌های زبانی، می‌تواند شعر یک شاعر را چندین و چند پلّه رشد ببخشد و ارتقا دهد.
با وجود نکاتی که عرض شد، باید انصاف داد که آقای انصاری اگر قدر شعرش را بداند و به بهبود آن اهتمام کند، می‌توانیم منتظر ابیات درخشان دیگری مانند این بیت‌ها از او باشیم:
«گویند به معشوق رسد؛ گرچه به سختی / چشمی که شب خیس‌تری داشته باشد»
«گفتند بی‌دینم که در عشقت تنم لرزید / مؤمن شدم؛ برچسبها با نامِ دین خوردم»

منتقد : محمّدجواد آسمان

محمّدجواد آسمان ـ شاعر ـ در 8 تیر 1361 در چادگان (در غرب استان اصفهان) زاده شد و در دبیرستان استعدادهای درخشانِ «فرهنگ» اصفهان (ویژه‌ی علوم انسانی) تحصیل کرد و برای تحصیل در مقطع کارشناسی در رشته‌ی فلسفه وارد دانشگاه اصفهان شد. او سپس تحصیلات خود را در ...



دیدگاه ها - ۴
محمود انصاری » یکشنبه 14 خرداد 1396
سلام، ممنون و سپاسگزارم، حتما راهنمایی ها و نکات فنی یادآوری شده را بکار خواهم برد.سپاس
محمّدجواد آسمان » جمعه 27 مرداد 1396
منتقد شعر
درود بر شما آقای انصاری
وحید شکری » شنبه 13 خرداد 1396
سلام، " نخستین دروازه . . . سلامت وزن است و قلق‌های حدّاقلّی خلق مضمون" "مراحل بایسته‌ی بعدی . . .صیقل دادن هرچه بیش‌تر زبان، و تلاش در آشنایی با دیگر آرایه‌های لفظی و معنوی شعر کلاسیک و تمرین آن‌ها" " علاوه بر فهمیدن معنایی که شاعر در پی انتقال آن بوده، (یعنی «چه» گفتن)، از «چگونه گفتنِ» آن حرف هم لذّت بیش‌تری ببرد." " زبان اصلی‌ترین واسطه‌ی ارتباط شاعر و مخاطب است و بهتر آن است که شاعر در شعرش آن دسته از کاربردهای زبانی را به خدمت بگیرد که شفاهاً یا کتباً در بیان عمومی اهالی یک زبان مورد استفاده قرار می‌گیرند و رواج دارند" " در زبان عمومی ما فارسی‌زبانان . . . تغییر این‌گونه کاربردها در شعر، فقط در جایی مجاز است و به بهتر شدن شعر کمکی می‌کند که در خدمت هدفی از اهداف شعر قرار بگیرد و شاعر با آن تصرّف و تغییر، نکته‌ای را به شعرش بیفزاید" "استفاده‌ی هم‌زمان از زبان رسمی و محاوره هم در شعر چندان خوشایند نیست" ممنونم . . .
محمّدجواد آسمان » چهارشنبه 01 آذر 1396
منتقد شعر
درود بر شما

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.