اول شعر بعد پسوند



عنوان مجموعه اشعار : خشکسالی
عنوان شعر اول : خشکسالی
افتادی و زمان و زمین درد می کند
پهلوی کوچه ها پس ازین درد می کند
در ناله می کند، کمرش را گرفته است
او را لگد زدند چنین درد می کند

خون چکه چکه چکه قد کوچه را دوید
فریاد یا علیِ تو را بی هوا شنید
مردم چرا همه به تماشا نشسته اند
خون خاک خورد و ناله کنان جامه را درید

مسجد بگو چگونه نفس می کشد هنوز
مسجد چگونه روی دو پایش نشسته است
تو در کنار دامن او دلشکسته ای
قرآن به روی دامن او دست بسته است

این چیست کنج چشم تو اینقدر نیلی است
ای خاک بر سرم! نکند جای سیلی است؟
باران ببار و ننگ زمین را تمیز کن
آری ببار، روی زمین خشکسالی است

عنوان شعر دوم : _
_

عنوان شعر سوم : _
_
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به چهارپاره‌ای آیینی از سرکار خانم محدثه اکبرپور، شاعر عزیز در این چهارپاره که از قضا دارای سه قافیه در هر بند(یکی بیشتر از قاعده‌ی معمول) است اشاره‌ای به ماجرای شهادت حضرت‌ زهرا (س) داشته‌اید، سعی شما در برانگیختن احساس مخاطب هم محسوس و قابل ستایش است، اما نکته‌ای در این میان وجود دارد که باید به آن توجه شود، شما یک شعر آیینی نوشته‌اید، پس ابتدا باید خود را متعهد کنید که شعر بنویسید، شعر دارای شاخصه‌هایی‌ست که نباید فدای موضوع و موضع شود، شعر باید زاویه تازه داشته باشد، خلاقیت داشته باشد، و از حیث توجه به زبان و تکنیک هم شاخص باشد، حالا عده‌ای می‌گویند خب این شعر آیینی‌ست و نمی‌شود روایت را چندان تغییر داد یا بیش از اندازه از تخیل شاعرانه استفاده کرد، چون موضوع مقدسی‌ست و ...، می‌خواهم بگویم ابدا این طور نیست، در شعرهای بسیاری که اتفاقا به خطوط قرمز شعر آیینی نزدیک هم نشده‌اند ما با رفتارهای بسیار شاعرانه مواجه بوده‌ایم، پس این توجیه که چون موضوع و موضع ثابت است انتظار خلق اتفاقات شاعرانه ممکن نیست نمی‌تواند راه‌گشا باشد، در شعر آیینی شاعر نباید تنها به بیان روایت بپردازد، باید سعی کند زوایای تازه‌ای برای آن روایت ثابت داشته باشد، جز این باشد در بهترین حالت یک نظم بر اساس یک داستان آشنا خلق کرده که از معنای شعر دور است، حالا از این منظر به شعر شما نگاه می‌کنیم:
افتادی و زمان و زمین درد می کند
پهلوی کوچه ها پس ازین درد می کند
در ناله می کند، کمرش را گرفته است
او را لگد زدند چنین درد می کند
خطاب این شعر مستقیما به حضرت زهراست، پس افتادی اصلا کلمه شایسته‌ای برای شروع شعر نیست، زمان و زمین هم غریب است گویا شاعر به خاطر قافیه کردن زمین، زمین و زمان را به این شکل تغییر داده است، خود مصرع هم معنای کامل و زیبایی ندارد، پهلوی کوچه دقیقا کجای کوچه است؟ درک می‌کنم که می‌خواستید ماجرای پهلوی شکسته را به این داستان ارتباط دهید اما این رفتار وقتی جذاب است که مخاطب بتواند برای پهلوی کوچه هم مابه‌ازایی درست تصور کند. دو مصرع بعد هم مشابه ایرادات دو مصرع اول را دارند، "چنین" در مصرع آخر این بند هم باید "این چنین" بود.
خون چکه چکه چکه قد کوچه را دوید
فریاد یا علیِ تو را بی هوا شنید
مردم چرا همه به تماشا نشسته اند
خون خاک خورد و ناله کنان جامه را درید
در این بند با آمدن سه بار کلمه "چکه" خوانش کلمه "قد" مختل شده است، حالا سه بار چکه را چرا آورده‌اید، من داشتم در متن به دنبالش می‌گشتم و نیافتم، در حالی که صورت معمول یعنی"چکه چکه" کفایت می‌کرد، خون قد کوچه را دوید؟ این یعنی خون در کوچه جاری شد؟ خب چرا با بیان راحت‌تری این مفهوم را ننوشته‌اید؟ در سطر بعد گویا هنوز خون حکفرماست، یعنی خون فریاد بی‌هوای یاعلی حضرت زهرا شنید، این خون در این روایت چکاره‌است و می‌خواهد به کجا برسد.دو سطر بعد هم همینطور به بی‌دلیل نقص روایت را ادامه می‌دهد، خون جامه درید؟ فکر می‌کنم همین مفهوم را می‌توانستید سلیس‌تر بنویسید، آن وقت انتظار تقویت عاطفه هم بیشتر بود. فراموش نکنید مخاطب برای درک عاطفی صحیح باید ابتدا با متن رابطه درست برقرار کند.
مسجد بگو چگونه نفس می کشد هنوز
مسجد چگونه روی دو پایش نشسته است
تو در کنار دامن او دلشکسته ای
قرآن به روی دامن او دست بسته است
اگر علی(ع) را به مسجد تشبیه کرده‌اید باید وجه شبه شاعرانه‌تر و جذاب‌تری می‌آورید، تصویر نشستن مسجد روی دو زانو چندان زیبنده نیست، همچنین سطر آخر هم چندان رسا نیست.
این چیست کنج چشم تو اینقدر نیلی است
ای خاک بر سرم! نکند جای سیلی است؟
باران ببار و ننگ زمین را تمیز کن
آری ببار، روی زمین خشکسالی است
نیلی بودن یعنی اشاره به محل اصابت سیلی را بهتر بود به جای این چیست با "چرا" بیاورید، همچنین در این بند قافیه آخر هم اشتباه است، سیلی با خشکسالی قافیه نمی‌شود، شاید همین سه قافیه‌ای کردن بندها کمی دست‌ شما را برای قافیه پردازی درست‌تر بسته باشد.

در مجموع در این شعر عناصر و روایت شاعرانه کمتر مورد توجه شاعر بوده است و بیشتر پرداختن صریح به موضوع اتفاق افتاده است برای نوشتن شعر آیینی خوب بهتر است کمی مطالعه خود را در زمینه خواندن شعر و تئوری در این حوزه افزایش دهید، با آرزوی موفقیت شما.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
محدثه اکبرپور » یکشنبه 31 مرداد 1400
سلام خدمت استاد بزرگوار بله چشم بیشتر مطالعه خواهم کرد

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.