شادی و پشیمانی




عنوان مجموعه اشعار : تحریر حیا
شاعر : رحمت علیزاده


عنوان شعر اول : 1
من حساب چله اشعار خود را داده ام
دم به دم خاکستر سیگار خود را داده ام

مثل ققنوسم که با رقصیدنم بر دور خویش
حق عین و شین و قاف نار خود را داده ام

عشق برای من نقاب خودپرستی را شکست
تا جواب عقل بی مقدار خود را داده ام

باورش سخت است ولی حتی برای مردنم
عکس قبر و کوچه و دیوار خود را داده ام

من که یک عمری برای عاشقی جنگیده ام
من که حکم قتل بی پیکار خود را داده ام

عنوان شعر دوم : ..
...

عنوان شعر سوم : ...
....
نقد این شعر از : جواد نوری
باسلام
آفرین و بسیار عالی. سروده ی پرشور و خوب شما را خواندم و بعنوان یک خواننده مطالبی به نظر شما می رسانم امیدوارم که مقبول واقع شود
اصلی ترین عامل جذابیت این سروده وزن ریتمیک و ضرباهنگ خاص آن است. و هماهنگی وزن و موضوع شعری شما. بحر شعر شما رمل مثمن محذوف است. تحرک و نشاط از آن هویداست. و تناسب کلماتی چون ققنوس و رقصو عین و‌شین و قاف و... این تناسب ها ظاهر شعر شمارا خواستنی و دلنشین کرده است. دوبیتی اول شما خیلی طوفانی و سریع ظاهر می شوند و خواننده را به همراه خود می کشند. اما در بیت سوم اشکال وزنی وجود دارد. اشکالی که یا از چشم تان پنهان مانده یا حاصل غلط املایی ست. هرچه باشد برای شما نابخشودنی ست. به راحتی قابل تغییر و اصلاح است. کلمه ای و چیزی پیشنهاد نمی کنم تا خود به آن واقف شوید و آن را به کار برید. بیت چهارم دوباره اوج گرفته و یکی از بهترین سروده های شماست. به نوعی نقطه ثقل این شعر است و شاه بیت این غزل کوتاه البته به لحاظ مضمون. ولی به لحاظ وزنی دچار اشکال است.
باور اش سخت است ولی حتی برای مردنم.وجود قید حتی شما را در بین گمراه کرده و تن به اشکال داده آید. خواننده مجبور است با شتاب بخواند تا اشکال وزنی رفع شود حال آنکه اگر شما از خیر وجود حتی بگذریدو ولی را تبدیل به اما کنید بیت کاملا سالم است و محل معنای شما نیز نیست.
باورش سخت است اما من برای کردنم ...
اینطوری همه عناصر درست به کار گرفته شده و صورت بیت درست می شود.
پس ازین بیت آخر و اتمام سروده شماست. تازه درست در زمانی که خواننده منتظر اتفاقات شاعرانه است. شعر کاملا نصفه نیمه رها می شود. در فرهنگ عامه به این اتفاق شادی و‌ پشیمانی می گویند یعنی اینهمه شور و اشتیاق ناگهان فروکش می کند. دلیلش را به این راحتی ها نمی شود پیدا کرد و اشاره کرد. بهرحال سروده شما از دو منظر با موضوعات ‌و‌مضامین کهن شعر فارسی ارتباط دارد. یکی رویارویی عقل و عشق و دیگری مرگ اندیشی.
عقل و ‌عشق و رویارویی همیشگی این دو در بستر شعر عرفانی ایران درخششی فوق العاده دارد. اساسا یکبار مکانیزم های حرکت چرخ ادبیات ایران همین بوده منتها بحث اینجاست که آن صف آرایی در حوزه الهیات و مباحث عرفانی اتفاق می افتاد. نه در بستر زندگی معمولی. در موضوعات عرفانی همیشه پای عقل لنگ است و عشق پیروز است. زیرا شناخت معشوق لاینتاهی جز ازطریق شهود قلبی امکان ندارد پس عقل هیچ گاه توان رسیدن و‌درک اورا ندارد. این البته در سطحی کلان اتفاق می افتاد. بحث معرفتی ست. نه فقط شعر. رویکرد دیگر همین مرگ اندیشی ست. گویا روح زندگی فراموش شده و شادی درمان معدوم شده. نوعی فضیلت است اگر از مرگ‌و‌مردن حرف بزنیم.بدون آنکه پشتوانه فکری قابل توجهی داشته باشیم موضوعات مهم و‌‌کلان انتخاب می کنیم. اینست که شعر شما باید در حوزه تجارب زیستی شما باشد آنچه را دیده آید و تجربه کرده آید بنگارید. برای رسیدن به آن مضامین کلان هیچ گاه دیر نیست. خود را دریابید و‌عواطف شخصی و شاعرانه تان را.
ارادتمند. جواد نوری

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.