قدم نو رسیده مبارک




عنوان مجموعه اشعار : ماه درد
شاعر : عطیه کیانی


عنوان شعر اول : ماه درد ۱
آمدی غصّــه ی اَیّــام بریزی در خیال و بروی؟
کــوزه ی دل ، بی محابا ، تَر کنی و بروی؟
دال ِدل را زده ام
آنچه که مانده ، یک لــام
لــام ِبی دال به چه کار آید و
من بی تو که چه ؟
کوزه گر نــابلد و
خون ِدل هم جاریســــــت...

عنوان شعر دوم : ماه درد ۲
گاری تحمّلم پُر شده است
من دلم باز دلم شرّ شده است
صحـــرا به رُخــم شن پاشید
ساعتم.ساعت ِشنی می خواهی؟
خشت هایم ملــات ِمانا دارند
تو بگو بنّای بی حواس ِمن!
بی پِی و ریشه مگر یک بنا جان دارد؟
اصلاً بیا دوباره بازی بکنیم
مثلاً این چطــور است:
سنگ
کاغذ
برگــــرد!

عنوان شعر سوم : ماه درد۳
آمدم درد را درمان شوم
خو بگیرم با خرابات ِجهـان
آدم شــــوم.
کالی ِسیب ِلبــانم ، یک کذاســـت
آدمان سنگم زدند سنگ شدم
ماهی ِقرمز بُدم می گشتـــتم
راهی ِتُنگم بکردند ز نفس تَنگ شدم
گُنگی گوی ِسرم موقّتی ست
ایّـــــها النّـــاس!
فاقد ِ
عضوی
به نام ِ
"دل"
شدم.
نقد این شعر از : جواد نوری
سلام
سه نوشته شمادر قالب شعر نو هستند. شعر نو تعهد رسمی مثل شعر کلاسیک و سنتی ما به قواعدی مثل وزن ندارد. هرچند همان وزن و قافیه را به کار می گیرد. اما نکته اساسی اینست که کلا در تمام مراحل تکوین شعر نو اختیار با شاعر است که هرجا حرف و سخن تمام شد همانجا بیت را تمام کند و تکلفی برای اتمام آن نداشته باشد. پس به همان اندازه هم سرایش شعر نو بدون شناخت قوانین و قواعد آن دشوار است.
نکته دوم اینکه شما وقتی می توانید وزنی را بشکنید یا کوتاه و‌بلندش کنید که اساسا وزن را بشناسید و‌بلد باشید. این واقعه یکی از زیربنایی آرین مسایل ادبیات معاصر ماست و میل شاعران جوان و علاقمند به شعر سرایی به شعر نو بدون تمهیدات قبلی همیشه یک مسئله زحمت آوری برای فضای ادبیات بوده است. چون وظیفه من نقدنوشته های شما و راهنمایی شماست ازین مقدمات ناگزیرم.

شعر اول شما:
خط اول مصرع بجز اشکالات جزیی وزنی کامل است آمدی غصه ایام بریزی به خیال و بروی
اگر به صورت کامل ادامه دار می شد تبدیل به شعر وزن دار می شد اما مصرع های بعدی شکسته و کوتاه ترند
کوزه دل بی محابا تر کنی و بروی

میل درونی شما برای رعایت وزن باعث شده تا اضافه گویی کنید وگرنه مصرع دوم بدون ردیف بروی کامل تر است. کوزه دل بی محابا تر کنی؟
بخش بعدی شعر دال دل را زده ام و ل بدون تو معنی ندارد بازی خوبی برای ایجاد تصویر شاعرانه است لام بی دال و ازین تصویر دوری از معشوق نتیجه گرفته می شود. لام بی دال به چکار آید و من بی تو که چه. خب قابل قبول است اما نه شعر شعر نو است نه شما می خواستید غزل بگویید. بین این دو اسیرید. نکته اول برای شما نجات ازین برزخ است یا به سمت شعر وزن دار حرکت کنید که اولویت همین است یا اگر شعر نو را دوست دارید شیوه های دیگری برای شناخت کلیت و ماهیت آن بایدپیدا کنید.

شعر دوم
دو قسمت است بخش اول شعر با کلماتی مثل گاری صحرا شن و ساعت شنیون فضای خاصی دارد ولی روال مشخصی طی نمیکند یعنی شاعر مسلط به آنچه می گوید نیست.شاهد این ادعا اینکه بخش پایانی شعر شما کاملا متفاوت از شن و صحرا و گاری ست. باز ی سنگ کاغذ قیچی با یک پایان غیرمنتظره. این کوشش های شما در تولید و رقم زدن اتفاقهای شاعرانه خیلی خوب و ستودنی ست

شعر سوم شما هم باز تفاوت های آشکاری با دو نوشته قبلی شما دارد. اینجا فضا کاملا سنتی و قدیمی ست. صحبت از می و خرابات و سیب و سنگ‌و دل است. تعابیر که در ادبیات عرفانی ما سابقه طولانی دارد و پشت هر واژه ازین دست فرهنگی عمیق نهفته است و در شعر شما بکارگیری اینها نشان گر یک تفکر تعریف شده و‌واضحی نیست. زیرا خیلی پراکنده و دچار تشتت اند.‌ و تنها بخش پایانی ست که اندکی خواننده را برمی انگیزاند فاقد عضوی به نام دل شدم. بقیه شعر نه مقدمه مشخصی دارد نه فضای شاعرانه ای نه ترکیبی. و علت اصلی فقط عدم شناخت شما از شعر نو است. عدم شناخت باعث می شود گاه در دام وزن کامل بیفکنید گاه متن ادبی بنویسید و گاه مصاریع شما ناقص و دارای اشکال وزنی شود و گاه مثل یک داستان باشد. سفارش و توصیه می کنم زیاد شعر بخوانید یعنی آنچه را دوست دارید آن را زیاد بخوانید و در مراحل اولیه شاعری شما این اصلی ترین توصیه از جانب دیگران خواهد بود. برای شما آرزوی موفقیت دارم

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.