آیا شمار کلمات شعر می‌تواند از این هم کمتر باشد؟




عنوان مجموعه اشعار : با لحظه ها
شاعر : غلامرضا زربان


عنوان شعر اول : بی نام یک
بر خرابه های شهر
سرگردان
پروانه ای رنگارنگ


عنوان شعر دوم : بی نام دو
تکیه داده است
بر سر ِ دیوار
کاج!

عنوان شعر سوم : بی نام سه
خراش ِ گونه های دشت.
لابد سال ها پیش
رودی از اینجا گذشته است
نقد این شعر از : مرتضی کاردر
بر خرابه‌های شهر/ سرگردان/ پروانه‌ای رنگارنگ
یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های هایکو کوتاهی و استفاده از حداقل کلمات است. زمانی که تعداد کلمات به حداقل می‌رسد هر کدام از کلمه‌ها ارزش و اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و باید با دقت بیشتری انتخاب شود.
شما در این شعرها برای بیان مقصود خود از حداقل کلمات بهره برده‌اید. شعرهایتان نشان می‌دهد که با منطق هایکو آشنایید و ویژگی‌های اصلی هایکو مثل تصویرگرایی و ایجاز را به درستی دریافته‌اید. اما آیا شمار کلمات شعر می‌تواند از این هم کمتر باشد؟ من اگر بودم رنگارنگ را از انتهای شعر برمی‌داشتم.
بر خرابه‌های شهر/ سرگردان/ پروانه‌ای
کدام واژه‌ها برای شعر مناسب‌تر است؟ کدام واژه می‌تواند مقصود شاعر را بهتر برساند؟ کدام واژه بار شاعرانه بیشتری دارد؟ گاهی می‌توان با اندکی تأمل واژه‌های بهتری را جایگزین کرد. شاید «ویرانه‌ها» بهتر از «خرابه‌ها» باشد.
بر ویرانه‌های شهر/ سرگردان/ پروانه‌ای
با این حال، شعر شما باز هم جا برای تغییرات بیشتر دارد و با ویرایش‌های مختصری بهتر می‌شود. مثلا اگر سرگردان را به ابتدای شعر بیاورید به نظرم فرم بهتری پیدا می‌کند.
سرگردان/ بر ویرانه‌های شهر/ پروانه‌ای


تکیه داده است/ بر سر دیوار/ کاج!
شعر دوم شاید بهترین شعر شما از نظر فرم باشد آنچه یکی از اصلی‌ترین چیزهایی که یک شعر را از شعرهای دیگر متمایز می‌کند تازگی تصویرهایی است که به دست می‌دهد. این نکته در هایکو و شعرهای کوتاه تصویرگرا اهمیت دوچندان می‌یابد. حال از خود بپرسید که تصویری که به دست داده‌اید چقدر تازه است؟ آیا پیش از این شاعرانی دیگر این تصویر را به همین شکل یا به شکل‌های دیگر بیان نکرده‌اند؟

خراش گونه‌های دشت
لابد سال‌ها پیش
رودی از اینجا گذشته است
رابطه میان اشیا در شعر رابطه‌ای علی و معلولی نیست. برای همین بیان شعری نیز نباید به گونه‌ای باشد که منطقی به نظر برسد. به نظرم حضور «لابد» در ابتدای سطر دوم و «است» در انتهای سطر سوم شعر را به سطری از یک جمله معمولی شبیه می‌کند. علاوه بر این، گاهی تغییر ارکان جمله، برای رسیدن به نحوی که شاعرانه‌تر به نظر برسد، ضروری است.
من پیشنهاد می‌کنم که «است» را حذف کنید و قید «لابد» را به انتهای شعر منتقل کنید
خراش گونه‌های دشت/ سال‌ها پیش/ رودی از اینجا گذشته لابد
علاوه بر این، به دلایلی که پیش‌تر گذشت، من کلمه شاید را به لابد ترجیح می‌دهم
خراش گونه‌های دشت/ سال‌ها پیش/ رودی از اینجا گذشته شاید

منتقد : مرتضی کاردر

مرتضی کاردر روزنامه‌نگار، شاعر، منتقد ادبیات دبیر سرویس همشهری زندگی روزنامه همشهری مدیر آموزش مدرسه اسلامی هنر 1384 دبیر سرویس ادبی ماهنامه رشد معلم 1385 مدیر کارگروه هنر شورای عالی اطلاع‌رسانی 1386 مدیر و سردبیر مجله فرهنگی هنری الکترونیک ...



دیدگاه ها - ۱
غلامرضا زربان » 13 روز پیش
سلام و درود، جناب مرتضی کاردر. عرض ادب و احترام. تشکر می کنم بابت وقتی که برای نوشتن این نقد مفید و منصفانه اختصاص دادید. نکات مورد اشاره در کل بجا و خواندنی بود. در خصوص پیشنهادها نیز، با اکثریت قریب به اتفاق آنها موافقم. قدردان و سپاسگزار قلم شما هستم. پاینده باشید به مهر؛ غلامرضا زربان

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.