ترقی دور نیست




عنوان مجموعه اشعار : -
شاعر : سید حسین طباطبائی نژاد


عنوان شعر اول : تناسخ
برای آنچه که نیست، به جستجو برویم
به جای واقعیت به آرزو برویم
بیا شبیه سکوت، به گوش ها نرسیم
نگفتنی بشویم و در گلو برویم
سراب یا مرداب ،کدام زنده ترند؟
برای تشنه شدن کدام سو برویم
از این کویر خراب به سمت قطره ی آب
به قصد حل جواب، بی آبرو برویم
به چاه، دل بندیم، به دل طناب امید
امیدمان که رسید به تار مو برویم
گذشته از سرمان، چه یک وجب چه هزار
در این عذاب عمیق، بیا فرو برویم
بیا فرو برویم درون چاه نمور
و با خدای غرور، به گفتگو برویم
به بردگی برویم، مگر عزیز شدیم
به پیشگاه سقوط، پناه جو برویم
نه یوسفم به جلال نه یوسفم به عفاف
به نزد حاکم مصر، دروغ گو برویم
بیا نشانه شویم از آب و آزادی
پری به هم بزنیم و مثل قو برویم
به اعتقاد جهان که بر تناسخ بود
هزار مرحله در هزار تو برویم
اگر گلاب شدیم، خدا شناس شویم
میان مجلس ختم، به سوی او برویم
اگر شراب شدیم، به سمت تشنه لبان
برای عرض ادب، سبو سبو برویم
.
تیمم است و کویر، تمام دارایی
کسی نمی بیند چو بی وضو برویم
اگر کمی مُردیم، نپرس و باز بیا
نگو کجا برویم، فقط بگو برویم

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
در این یادداشت نگاهی نقادانه خواهیم داشت به غزل قصیده‌ای از دوست شاعر جوان جناب سیدحسین طباطبایی‌نژاد، ابتدا ورود شما را به پایگاه نقدشعر خوشامد می‌گویم و امیدوارم در این پایگاه از آموخته‌های یکدیگر استفاده کنیم، حسین عزیز، من تمام شعرهایی که تا امروز برای پایگاه ارسال کرده‌اید را مطالعه کردم، به باور من شما شاعری خلاق و هوشمند هستید، شعرتان دیدگاه شخصی خودتان است و تا حدود زیادی بر ابزار شاعری مسلط هستید، همه‌ی این خصیصه‌های مثبت نشان دهنده این است که در این کمتر از سه سالی که نوشتن را آغاز کرده‌اید راه را درست آمده‌اید، حالا باید برای به ادامه راه اندیشید، از اینجا به بعد ماجرا جزییات تعیین‌کننده هستند، ویرایش‌ها و پرداخت‌ها، باید سعی کنید شعر سالم‌تر، موجزتر و در عین حال موثرتری بنویسید، تعصب را کنار بگذارید و ابیات کم‌تر موثر را با گشاده‌‌دستی حذف کنید. من شعر شما را شعری نئوکلاسیک می‌بینم، شاخه‌ای پر بسامد در جریان شعر کلاسیک امروز، دارای نگاه مدرن در عین توجه به سنت‌های تثبیت شده شعر متقدمین، اتفاقا پسند خود من هم در شعر کلاسیک همین است، پس حق بدهید که کمی سختگیرانه به شعر شما نگاه کنم، و امیدوارم از سختگیری‌های من ناراحت نشوید، محاسن را که گفتیم حالا می‌رسیم به نکات قابل اصلاح، بیت اول این شعر بیتی زیباست که عنصر غافلگیری را هم به خوبی می‌شود در آن پیدا کرد، شاعر می‌گوید برای آن‌چه که نیست به جستجو برویم، جمع بودن فعل و نوع بیان طوری به نظر می‌آید که ما با شعری تعلیمی مواجهیم، این اولین آسیب شعر شماست، یعنی شما خود در جایگاهی بالاتر از مخاطب به نظر می‌رساند، در حالی که در شعر امروز شاعر کنار مخاطب ایستاده است، برویم فی نفسه ایرادی ندارد اما همینکه صورت بی دلیل گسترش یافته رویم است شاید کمی برای انتخاب شدن به عنوان ردیف کم سلیقگی شما را نشان بدهد هر چند ما غزل‌های موفق زیادی هم با همین شکل فعل‌ها داریم برویم و بشوی و... مضافا بر اینکه وقتی در جایی دیگر در همین شعر می‌گویید به چاه، دل بندیم باید ببندیم طبیعتا باشد تا یکدستی زبان به هم نخورد، حالا در مصرع دوم بیت اول گفته‌اید به جای واقعیت به آرزو برویم، برویم برای هر دوی اینها نامناسب است، به شهر آرزو برویم مثلا می‌تواند درست باشد، به واقعیت رفتن یا به آرزو رفتن چندان زیبا نیست، حتی اگر معنی را به درستی ادا کند، نکته‌ای که در بیت دوم وجود دارد /و/ در مصرع دوم است که در بیت /قو/ هم به همین شکل استفاده شده و از نظر موسیقایی چندان زیبا نیست که /و/ را دست کم در میانه شعر موزون
/وَ/ بخوانیم. جز این مورد نگفتنی بشیویم صورت تنزل یافته همان مصراع اول است، و از نظر معنایی حرف تازه‌ای محسوب نمی‌شود، بیت سوم بسیار زیباست، همین‌که از حکم و نصیحت به پرسش رسیده‌اید بسیار جذاب‌تر است. بیت چهارم بیشتر انرژی شما معطوف به تناسب آبرو و آب و کویر و ... شده است و معنی خود بیت چندان محکم نیست، /بی/ هم مشکلی کوچکی در وزن ایجاد می‌کند، حتی اگر ایراد وزنی محسوب نشود شاعر باید سعی کند از این پیشامد‌ها که برای موسیقی شعر خلل ایجاد می‌کنند دوری کند. بیت بعدی قافیه خوب جا نیفتاده است یعنی قافیه به تار مو رفتن باز هم مثل بیت اول اصلا مناسب نیست، شاعر باید نسبت به هماهنگی معنایی قافیه و ردیف بیش از نوشتن اندیشه کند، یعنی برای ردیف قافیه‌های مناسب را پیدا کند و بعد هماهنگی با مضمون را کامل کننده‌ بیت به حساب بیاورد. چند بیت بعد هم که از نظر معنایی در ارتباط جدی‌تری با هم هستند با مشکلاتی مثل کامل نبودن و نارسا بودن معنا و همچنین همان مشکل عدم تناسب دقیق قافیه و ردیف مواجهند، به گفتگو رفتن و پناهجو رفتن از همان جنس ایرادات را دارند، معنا هم کمی نارساست یعنی این عذاب عمیق و خدای غرور دقیقا اشاره به چه دارند، من می‌توانم برداشت خودم را بنویسم اما می‌خواهم بگویم شاعر باید برای متن نوعی نسبت بندی کلی ایجاد کند تا مضمون به درستی به مخاطب برسد، بیت یوسف به استثنای کلمه /عفاف/ که می‌تواند جایگزین بهتری داشته باشد بیت زیبایی‌ست و هم سالم بیان شده و هم از نظر معنایی برجسته است. باقی ابیات هم به خوبی نوشته شده‌اند، به باور من چند بیت آخر یعنی درست از بیت گلاب به بعد بهترین بیت‌های شعرند به سبب محکم بودن مضمون و تناسب خوب قافیه و ردیف باور من این است می‌شود از این شعر ابیاتی را گلچین کرد و با اندک ویرایشی خروجی بسیار موفق‌تری عرضه کرد، شما شاعر خوبی هستید و بدون تردید به زودی از شما شعرهای بهتری خواهیم خواند.

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۱
سید حسین طباطبائی نژاد » جمعه 15 مرداد 1400
بسیار ممنونم از آقای سلیمانی عزیز برای نقد سازنده و محبتی که به من داشتند.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.