ویرایش و فراموشی دو بند




عنوان مجموعه اشعار : من می میرم، زندگی زنده می ماند
شاعر : علی معتمدی


عنوان شعر اول : امروز
من این را می دانستم، باور کن

من این را از سال ها پیش توی تقویم جیبی کوچکم یادداشت کرده بودم
من ساعت شماطه دار اتاقم را کوک کرده بودم تا با سر زدن سپیده بیدارم کند
پنجره ها را باز گذاشته بودم تا پیچک بی تاب تاک، به خانه بیاید
و به مرغکان عشق سپرده بودم تا به وقت دیدار، بی قرارم کنند

من روی بال باد، در خلوص خاک و بر نبض زمین نوشته بودم
نوشته بودم که امروز، سیزده آبان هزار و سیصد و نود و شش
بی هیچ معنا و مناسبت، بهترین روز زندگی ست










عنوان شعر دوم : زندگی زنده می ماند
من می میرم
تو زاده می شوی
زندگی زنده می ماند

من تمام می شوم
تو می مانی
زندگی آغاز می شود

من خاک می شوم
تو خواب می شوی
و زندگی رویای شیرینت را تعبیر می کند

هنوز
زندگی فاتحانه راه می رود
دست می زند
پای می کوبد

و بر تل این خرابه ها
من خراب می شوم
تو می سازی
زندگی آباد می شود

من می میرم
زندگی زنده می ماند

عنوان شعر سوم : رد پای دست تو
دستم را ببین
هنوز رد پای دست تو پیداست

قلبم را بشنو
هنوز قلمه های قامتت بر جامه اش می روید
و خونآبه ای به سرخی لبانت بر دل، دلمه بسته است

روی می گردانی از من
غروب غمبرک می زند
دور می شوی
جاده راهش را کج می کند

بتاب دوباره
تا آفتاب، آفتابی،

نگاهی انداز
تا آسمان آبی،

و به لب خنده ای
شب ستاره باران کنی
نقد این شعر از : مجید سعدآبادی
در بررسی آثار ارسالی اولین نکته ای که توجه را به متن جلب می کند (خصوصا در اثر اول با عنوان "امروز") تفاوت "شعر نثر" و "نثر شاعرانه" است و اینکه دقیقا مرز نثر و شعر کجا مشخص می شود؟! اساتید فن هرکدام تعریفی متمایز از یکدیگر ارائه می دهند و در نقاطی به اشتراکاتی هم می رسند اما از میان همه مسائل مهترینشان غلبه شعریت و خیال در " شعر نثر " است. در این میان خیال محرکه توانمندی محسوب می شود تا شناخت و تحلیل کمی آسان تر شود. در اثر ارسالی اول متن بیش از آنکه از این مرز به سوی شعر عبور کرده باشد؛ به سوی نقطه مقابل و نثر میل داشته. تصاویر ارائه شده نیز اکثرا در لباس شعر پیشتر خلق شده اند و در این متن به جهت خودکار شدن و تکرار ، قدرت شعری خود را از دست داده اند. همچنین حشو های متعدد در زبان اثر دیده می شود (مثلا: "من"، "باورکن"و...) . گویی شاعر در خلق اثر و حتی پس از آن به هیچ عنوان به محدودیت کلمات فکر نمی کند و بیش از آنکه بخواهد معنا را ارائه دهد، کلمه ارائه داده است!
در اثر ارسالی دوم نیز حشو های متعددی دیده می شود. مثلا با حذف کلمات "من" و "تو" جریان نوشتاری و موسیقی زبان ، می تواند شکل ویژه تری به خود گیرد. از نکات قابل توجه و مثبت اثر دوم با عنوان "زندگی زنده می ماند"، خوشبینی و امید بخشی متن است که اگر کمی گزیده تر بیان می شد زیبایی نمایان تری را جلوه می کرد.
در سومین اثر با عنوان "رد پای دست توست" ما با فرم نسبتا شناخته شده ای مواجه هستیم اما در مورد ساختار نمی توان این را مساله را بیان کرد و گفت که ساختار محکمی بر شعر غلبه دارد! اگر دو بند اثر سوم را نادیده بگیرید می بینید که شعر کمی ساختمند تر می شود و ناتمامی و عدم اجرای شاعرانه دو بند اول و دوم کاملا به رخ می آید.
به شاعر پیشنهاد می شود حتمن متن های خود را بعد از خلق ویرایش کند و یا از تجربه شعر شناس دیگری در ویرایش آثارش بهره ببرد.

منتقد : مجید سعدآبادی

سعدآبادی متولد تهران است. سال 1378 توانست بطور حرفه ای شعر را دنبال کند و تمرکز وی بر حوزه شعر سپید است. در دهه هشتاد جوایز بسیاری از جمله دو دوره جایزه شعر فجر، کتاب سال دفاع مقدس، کتاب سال گام اول، کتاب سال شعر جوان و ...را به خود اختصاص داد. همچنین ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.