چیستی، چرای و چگونگی؟




عنوان مجموعه اشعار : خیال شب
شاعر : حسین احمدی


عنوان شعر اول : خیال شب
باز امشب دل من مرد چه میفهمی تو
خنده ها بر لبم افسرد چه میفهمی تو

چتر شب وا شد و دَر باز سکوتش برجاست
شب به موی تو گره خورد چه میفهمی تو

عشق تو در دل من غنچه زد و باز شکفت
غنچه پرپر شد و پژمرد چه میفهمی تو

گفته‌اند عشق برد هوش دل عاشق را
عشق تو هوش مرا برد چه میفهمی تو

بازی قلب من و مرگ تماشایی بود
آخر از بازی بی برد چه میفهمی تو

عنوان شعر دوم : .
.

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : رحمت اله رسولی مقدم
یک غزل از آقای حسین احمدی برای نقد و بررسی، پیش روی ما قرار دارد. دوست خوش‌ذوقی که بیست و دو سالگی‌اش هنوز مقطع انعطاف‌پذیری‌‌اش است در مقابل بایدها و نبایدهای شعر. تجربه‌ی کم او به میزان یک‌سال در سرودن و شش‌بار ارسال اثر برای پایگاه نقد، هنوز شیوه‌های برندگی در آوردگاه شعر را به او نیاموخته است. شعر دقیقا یک آوردگاه است برای شاعر. در این میدان، باید دستو زبان و ذهن شاعر، خیلی ورزیده باشند. آن‌چنان‌که همیشه برای هنرجویان نوخاسته لازم به گفتن می‌دانم، برای دوست خوش‌ذوقمان هم می‌گویم که مهم‌ترین راهکارهای ورزیدگی ذهن و دست و زبان، همانا مطالعه‌ی بسیار و تمرین بسیار است. خب ما چه چیزی را باید مطالعه کنیم؟ شعر و رمان و سایر کتاب‌هایی که نمونه‌های موفق آثار ادبی محسوب می‌شوند. شعر قدما برای دانستن تاریخ ادبیات، و شعر معاصر برای دانستن آن‌چه که در عصر حاضر سر شعر آمده است و برای دانستن اینکه هر شاعر، باید به زبان روز، سخن بگوید. به‌عبارتی، زبان شعر باید با عصر زیست شاعر، معاصرت داشته باشد. در کنار مطالعه‌، حسین احمدی باید همواره بنویسد و از نوشتن، هراس به دل راه ندهد. نوشتن مدام، مثل تمرین ورزشی مدام می‌ماند. ما فقط با نوشتن همواره، می‌توانیم مهارت پیاده‌کردن ذهنیات‌مان را در قالب شعر، به‌دست آوریم. قطعا در مراحل ابتدایی، با شکست مواجه می‌شویم، اما همان شکست‌ها به ما خواهند گفت که دفعه‌ی بعد، وقتی با فلان چاه و چاله و سختی مواجه شدیم، چگونه از ان رد شویم و به جلو برویم. پس مطالعه و تمرین زیاد، دو پر پرواز هر هنرجو و هنرمندی هستند.
در این اثناء، سراینده با سوال‌هایی در ذهن خودش مواجه خواهد شد که خودش باید به تنهایی با زبان ذهن و روحسات خودش به آن‌ها پاسخ دهد. سه سوال مهم، سر راه هر هنرجویی قرار می‌گیرد: چرایی و چیستی و چگونگی. اینکه چرا باید شعر بنویسد؟ اینکه چه چیزی می‌خواهد بگوید و حرفش چیست؟ و درنهایت چگونه گفتن آن حرف، سوالی‌ست که برای سراینده، حین همان مطالعه و تمرین، پیش می‌آید. در نهایت پس از آشنایی با شعر و تفاوتش با غیر شعر، ورزیدگی ذهنی و زبانی مد نظر، در اینکه چه‌چیزی را چگونه بگوییم، حاصل می‌شود.
یک تعریف ماهیتی ما از هنر، خلاقانه بودن آن حرفی‌ست که در اثرمان تعبیه می‌کنیم. یعنی حرفی که می‌زنیم، حرف تازه و نگاه تازه‌ای داشته باشد و مثل حرف‌هایی که دیگر شاعران گفته‌اند، نباشد. یا لااقل از زاویه‌ی دیگری به آن نگریسته باشیم. این نکته، خیلی برای پرسش 《چیستی》به درد می‌خورد. ما به‌عنوان یک سراینده‌ی نوپا و تازه‌کار، قطعا نمی‌توانیم یک‌هو از آسمان یک حرف تازه‌ای بیاوریم. یا آن حرفی که در ماست را بیان کنیم. پس بدیهی‌ست که زمان می‌برد تا کم‌کم یاد بگیریم که چطور در مسیر شعرمان، وقتی با پدیده‌های آنی و ناگهانی مواجه می‌شویم، چطور به ابرازشان بپردازیم. این چگونگی، همان یافتن زبان خاص شاعر است. کسی که بتواند زبان خاص خودش را بشناسد و به آن برای گفتن حرف‌هایش مسلط شود، برگ برنده‌ای دارد که هزاران شاعر دیگر، در آن سرگردانند.
فکر می‌کنم که گفتن این حرف‌ها برای حسین احمدی خیلی ضروری بود؛ پیش از آنکه به بررسی عینی شعرش بپردازیم.
در این غزل، سراینده ردیفی را انتخاب کرده است که حالت پرسشی دارد. او می‌خواهد با کسی که حرف می‌زند در حالت طرح یک سوال، حرف بزند. سوالی که استفهام انکار‌ی‌ست. یعنی وقتی می‌پرسد که 《چه می‌فهمی تو》؟ دقیقا می‌خواهد بگوید که تو نمی‌فهمی. خب حالا او چه چیزهایی را برای نفهمیدن موجود گفتگویش مطرح کرده است؟ مردن دل من، افسردن خنده‌ها بر لب من، گره خوردن شب به موی تو، پژمرده شدن غنچه، مدهوشی من، و بی‌برد بودن بازی. اگر در این موارد ریز می‌شویم، می‌بینیم که حرف‌های تازه‌ای نیستند. یعنی هزاران شاعر، از این‌ها حرف‌ زده‌اند. مشکل دیگرشان، کلی بودن آن‌هاست. شاعر امروز، باید بعد از مطرح کردن هر کلی، جزئیاتی نیز برای آن‌ها درنظر بگیرد. شاید اشاره کردن به همین جزئیات، برای موضوعی مثل عشق که پرتکرارترین محتوای شعر فارسی است، باعث پیدایش یک حرف خاص و تازه در متن شود.
در بیت اول، یک کلی‌گویی صورت می‌گیرد و ما منتظر می‌مانیم که سراینده، از چگونگی مردن دلش و افسردن خنده‌هایش برایمان بگوید. اگر در بیت اول این اتفاق نیفتاده، خب می‌رویم سراغ بیت دوم. می‌بینیم که در بیت دوم نیز در مورد آن‌چه که در بیت اول عنوان شده است، چیزی به ما ارائه نمی‌کند و می‌رود سراغ یک حرف دیگر.
در بیت دوم، دلیل حسین احمدی برای تشبیه کردن شب به چتر را مخاطبان از شعر می‌پرسند. بعد می‌پرسند که آن در، چطور وارد متن شده است و کاربردش چیست؟ و سکوتی که منتسب به در است، چه نقشی در متن ایفا می‌کند؟ بعد می‌پرسند که شب چگونه به موی تو گره خورده است؟ اصلا چرایی گره خوردنش را آیا توضیح داده است؟ و اصلا تو بفهمی که شب به موی تو گره خورده است یا نفهمی، چه فرقی می‌کند؟ آیا شاعر می‌خواسته بگوید که روزگار من تاریک شده است و این، دلیلش، سیاهی موی تو است؟ اگر می‌خواسته این را بگوید، چرا از عهده‌ی گفتنش بر نیامده است؟
در واقع، این‌ها سوالاتی‌ست که سراینده باید هنگام نوشتن شعر، خودش را جای مخاطب بگذارد و از خودش بپرسد. آنگاه اگر دید که جواب قانع‌کننده‌ای برای پاسخگویی ندارد، شعر را بکوبد و از نو بنا کند.
یا مثلا حسین احمدی عزیزمان در بیت سوم، اگر می‌خواهد در نهایت به قافیه‌ی 《پژمرد》ن برسد، دم دست‌ترین تعبیر را برای پژمردن انتخاب می‌کند و خب یک غنچه را برای این پژمردن برمی‌گزیند. همین غنچه را در دم‌ دست‌ترین نقطه یعنی دل می‌رویاند و برای پژمردن آماده‌اش می‌کند. این رفتار، در شعر غلط است. در شعر باید به دوردست‌ترین نقاط ذهن سفر کرد و عناصر دور از دست و دور از ذهن را برای مخاطب انتخاب کند و با پرورش هنرمندانه‌ی آن، آن را به محصول نهایی تبدیل کند. یعنی نباید از ساده‌ترین فرمول، برای رسیدن به فرآورده‌ی مدنظر، استفاده کند. این‌طوری مضمون‌پروری و لایه‌بندی در شعر اتفاق می‌افتد.
دو بیت آخر نیز همین اشکالات را دارند.
اما در نهایت این موارد نباید باعث دلسردی حسین احمدی شوند. او مستعد است و گفتن این‌ها باید به او کمک کنند تا با تلاش بسیار، به کارش شعریت ببخشد و خودش را روی کاغذ، پیاده کند. بی هیچ تردیدی راه موفقیت، از وادی کوشش می‌گذرد. من به انتظار می‌نشینم که بارهای بعد، حسین احمدی را بخوانم و ببینم که این گفتگو برای او موثر بوده است. قطعا نمی‌خواهم که یک‌شبه بی‌اشکال بنویسد و شاهکار خلق کند، ولی فکر می‌کنم که آن اشتیاق در او ایجاد شده باشد برای تکان خوردن و کمی بهتر نوشتن. به تدریج همه‌چیز درست می‌شود.
با آرزوی موفقیت برای دوست عزیزمان حسین احمدی!

منتقد : رحمت اله رسولی مقدم

متولد ۵ خرداد ۶۹ یاسوج؛ شاعر و ویراستار؛ تحصیلات کارشناسی ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.