عصيان فرزند آدم




عنوان مجموعه اشعار : ۱
شاعر : مهران عزیزی


عنوان شعر اول : ۱-۱
وقتی خودت معامله با سیب می‌کنی
با چشم بسته یکسره تکذیب می‌کنی

وقتی بهشت را به خدا می‌سپاری و
پل را نمی‌گذاری و تخریب می‌کنی

وقتی خودت برادر ابلیس می‌شوی
جن‌زاده را به وسوسه ترغیب می‌کنی

دستی که توی دست برادر گذاشتی
با تیغ تیز حادثه در جیب می‌کنی

از من، پدر، نخواه که آدم شوم، نخواه
کاری خلاف و خارق ترتیب می‌کنی

عنوان شعر دوم : ۱-۲
تو بیشتری از آن‌که من می‌دانم
نزدیکتری به جان من از جان‌م

وقتی که تو می‌رسی نمی‌آیم، بعد
ناآمده می‌روی و من می‌مانم

می‌بینی‌ام و تو را نمی‌بیند من
می‌بینی و می‌خندی و می‌خندانم

آن‌قدر گرفته‌ای جهان‌م را تو
آن‌قدر که آشکاری و پنهان‌م

آن‌قدر پر از تو‌ام ولی دور از تو
آن‌قدر که هر چه را بخواهی آن‌م

وقتی که تو را نمی‌شناسم، هر چند
دانای جهان من‌م ولی نادان‌م

ما آدم‌مان همان یکی بود که مرد
مختال و فخور و عاصی و انسان‌م

عنوان شعر سوم : ۱-۳
آنان که سایه را به تو تفسیر کرده‌اند
جایی میان بود و عدم گیر کرده‌اند

آنان که بعد رفتن تو سررسیده‌اند
اندازه‌ی تمام زمان دیر کرده‌اند

قومی تو را ندیده و از دیده گفته‌اند
خوابی ندیده‌اند که تعبیر کرده‌اند

مشتی فریب‌خورده‌ی رنگین‌کمان شطح
چشم گرسنه را به خطا سیر کرده‌اند

آنان که گفته‌اند چنین و چنان تو را
خود را به کُند سفسطه زنجیر کرده‌اند

من خود به چشم خویش ندیدم تو را ولی
دیدم که دیده‌اندت و تکفیر کرده‌اند
نقد این شعر از : انسیه موسویان
سه غزل از آقاي مهران عزيزي پيش روي ماست. شاعري كه نگاهي به كارنامه اش نشان مي دهد شاعري پركار و نقد پذير است.
در غزل اول شاعر به سراغ اسطوره ي كهن بهشت و آدم و سيب رفته است. البته اسطوره هايي اينچنيني آنقدر ظرفيت و قابليت براي مضمون پردازي دارند كه هنوز هم مي توان پيرامونشان سخن گفت و به قول حافظ از هر زبان كه مي شنوي نامكرر است. اما از سوي ديگر پرداختن به داستان هاي مشهور و آشنايي از اين دست، كار شاعر امروز را دشوار مي كند چرا كه درباره ي اين موضوعات در شعر كهن و امروز، بسيار گفته اند و شنيده ايم. بنابراين مخاطب به دنبال حرف تازه و نگاه متفاوتي از سوي شاعر امروز است.
در اين غزل نيز شاعر تلاش كرده نگاه تازه اي به اين ماجراي كهن بيندازد. او از همان ابتدا، بدون اين كه مخاطب در بيت هاي نخست متوجه شود، حضرت آدم (پدر) را مخاطب قرار مي دهد و عصيانگرانه از او و عملكردش انتقاد مي كند. اما در بيت پاياني كه همه ي حرف نهايي شاعر و ضربه ي اصلي شعر را در خود دارد، استفاده ي نا به جا از يك كلمه به خاطر تنگناي وزن و قافيه، شعر را دچار ضعف مي كند. اشاره ام به تركيب «خارق ترتيب» است كه گويا به جاي و در مفهوم «خارق عادت» به كار رفته است. اين تركيب نه زيبايي دارد و نه رساننده ي مفوم مورد نظر است.
شعر دوم و سوم اين شاعر، از آن دست اشعاري است كه انديشه محور است و شاعر به جاي هنرنمايي هاي معمول غزل و ايجاد تصاوير شاعرانه و ... بيشتر حرف زده است. آن هم حرف هايي از نوع مفاهيم فلسفي، عرفاني و هستي شناسي و ... اين كه همه ي هستي تويي و من جز تو نمي بينم و توان شناخت و ديدن تو را ندارم و .... نكته اي كه در خصوص اين گونه اشعار بايد بدان اشاره كرد، اين است كه دريافت ها و تأملاتي از اين گونه را پيش از اين شاعران و عارفان برجسته ي ما همچون حافظ و مولانا و .... به زيبايي هرچه تمام تر بيان كرده اند. امروزه براي اين كه ما بتوانيم سخني فراتر يا حتي در همان حد را در شعرمان بيان كنيم، نياز به پشتوانه اي عميق از تفكر و انديشه داريم وگرنه شعر ما در بهترين حالت، چيزي خواهد بود در حد همان ها كه تا كنون خوانده و شنيده ايم.
در غزل سوم بازهم سهل انگاري و كم دقتي شاعر در انتخاب واژه ها، برخي بيت ها را دچار ضعف كرده است. به عنوان مثال دو مفهوم «وجود/ عدم» هميشه به اين شكل در كنار هم به كار مي روند. اما شاعر ما به ضرورت وزن، ناگزير «بود/ عدم» را به كار برده كه قدري نامأنوس و نامتعارف است. در همين غزل در بيتي مي خوانيم:
مشتی فریب‌خورده‌ی رنگین‌کمان شطح
چشم گرسنه را به خطا سیر کرده‌اند
من ارتباط و شباهت ميان "رنگين كمان" و "شطح" را متوجه نشدم و نمي دانم چه چيزي در ذهن شاعر سبب ساخت اين تصوير شده است، به علاوه ارتباط ميان دو مصراع اين بيت نيز گنگ و مبهم است و يا لااقل ارتباط محكمي نيست.
با پشتكار و پركاري كه در آقاي مهران عزيزي سراغ داريم، قطعا در آينده شعرهاي بسيار بسيار زيباتري از ايشان خواهيم خواند.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۲
مهران عزیزی » 28 روز پیش
بعد از سلام دوباره می‌خواستم عرض کنم که درباره‌ی شعرها و نوشته‌ها، بعد از نقد، تقریباً هیچ‌وقت هیچ توضیحی نمی‌دهم چون اعتقاد دارم اگر خود نوشته نتواند خودش را توضیح بدهد قطعاً ناقص و نارس است و کاری از دست آن که نوشته‌اش هم بر نمی‌آید. باز هم ممنونم.
مهران عزیزی » 28 روز پیش
سلام و احترام. ممنون از لطف و محبت شما عزیز بزرگوار. جای دیگری هم گفته‌ام که امیدوارم منظورتان از پرکاری، هرزکاری نباشد. سعی می‌کنم آنچه را که شما بزرگواران می‌فرمایید در ذهنم مدوّن و مرتب کنم تا سرآخر بتوانم لااقل یک شعرِ قابل ارائه و تمام و کمال بنویسم. تا شاعر شدن راه زیادی مانده‌است و من خسته نمی‌شوم و می‌روم. بسیار و به تکرار سپاسگزارم از شما.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.