گشت و گذار در باغي خيالي انگيز



عنوان مجموعه اشعار : -
عنوان شعر اول : -
هر گوشه ای نشسته گل بوته ای نهالی
با آفرینِ دستی بر بوستان قالی
یا از وصال، رمزی یا از فراق، رازی
در پیچ هر گره، یا ناخوانده وصف حالی
از پای کوهِ رنجِ فرهاد نقش می زد
خطی چو اشک شیرین از چشمۀ زلالی
دستی که چنگ می زد بر تار و پود، انگار
می خواست جان ببخشد بر قصه ای خیالی
این قصۀ مکرر: روزی کنار چشمه
افتاد چشم شیری بر دیدۀ غزالی
یک سینه از غزل را در لحظه ای ربود از
لیلای چشم هایش مجنونِ لاابالی
خونواژه ها روان شد بر موج های چشمه
شعر ترنج و یوسف پر شد در آن حوالی
بر شعر فال می زد هر نوعروس شاید
در طالعش ببیند مرد خجسته فالی
صد فال ناگشوده بر روی پرده باقی
نقاش قصه اما بگذشته دیرسالی
یک گوشه دار قالی، سجاده ای کناری
اینک چراغ خاموش اینک اتاق خالی

عنوان شعر دوم : -
-

عنوان شعر سوم : -
-
نقد این شعر از : انسیه موسویان
غزل ارسالي امير خوش نظر در وزن دوري مستفعلن فعولن، مستفعلن فعولن سروده شده است.شاعر موضوع جالبي براي شعرش انتخاب كرده است. موضوعي كه از همان بيت اول، بي مقدمه و ناگهاني مخاطب را به گشت و گذار و سفري زيبا و به يادماندني مي برد. سفر به بوستان يك قالي يا فرش. در اين سفر شاعر دست مخاطب را مي گيرد و با خود از تارو پود و نقش و نگارهاي قالي عبور مي دهد. در توصيف شاعرانه ي او، هر يك از نقش هاي قالي جان دارند و قصه اي شنيدني در پس هر نقش نهفته است. او مي كوشد در قالب تصاوير شاعرانه، اين زيبايي ها را براي خواننده ي شعرش توصيف كند. تصاويري كه شاعرانه و خيال انگيزند.
آقاي خوش نظر از عهده ي رعايت وزن دوري تا حدود زيادي برآمده است. اما ذكر يك نكته در زمينه ي موسيقي و وزن شعر، خالي از لطف نيست و آن اين كه بهتر است مصراع با حرف اضافه يا كسره ي اضافه تمام نشود. چنان كه در بيت ششم اين غزل مي خوانيم:
یک سینه از غزل را در لحظه ای ربود از
لیلای چشم هایش مجنونِ لاابالی
مي بينيد كه مصراع اول به ضرورت وزن با حرف "از" تمام شده و اين امر از روان بودن، صميميت و طبيعيت زبان شعر كاسته است.
از اين نكته كه بگذريم، مي دانيم يكي از نقش ها و وظايف مهم قافيه و رديف ايجاد موسيقي در شعر است. ( موسيقي كناري) به ويژه در شعرهايي مثل اين غزل كه رديف هم ندارند، نقش قافيه در غناي موسيقي شعر، پر رنگ تر است. بر اين اساس، بهتر است حرف "ي" در انتهاي كلمات قافيه، به لحاظ دستوري از يك جنس باشد.از ميان كلمات قافيه در اين غزل، حرف "ي" در كلمات: «نهالي، حالي، زلالي، غزالي، فالي و سالي» از نوع "ياي نكره" و در كلمات « خيالي، قالي، لاابالي، حوالي و خالي» از نوع ديگر و يا جزء اصلي كلمه است. اين تفاوت ها در هنگام خوانش، نيز تفاوت ايجاد مي كند و از قوت و غناي موسيقي قافيه مي كاهد.
به عنوان نكته ي پاياني خوب است شاعر را به دقت و وسواس بيشتر در گزينش واژه ها دعوت كنيم. وقتي در اين غزل كه زباني امروزي و صميمي دارد ناگهان با كلمه ي «بگذشته» در بيت ماقبل آخر مواجه مي شويم، افسوس مي خوريم كه اي كاش شاعر وسواس بيشتري در انتخاب واژه ها داشت.كاربرد «بگذشته» به جاي «گذشته» كه تازه آن هم به نظر مي رسد منظور شاعر «درگذشته» به معناي مرده و فوت كرده بوده است! سبب افت زبان شعر شده است.
منتظر شعرهاي تازه تر آقاي خوش نظر هستيم.

منتقد : انسیه موسویان

متولد اول مرداد 1355 در مشهد كارشناس زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه فردوسي مشهد كارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه علامه طباطبائي شاغل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با سمت کارشناس مسئول ادبیات کودکان و نوجوانان از سال 1374 تا کنون



دیدگاه ها - ۳
امیر خوش نظر » سه شنبه 21 آذر 1396
خوبی سایت نقد شعر این است که آدممفت ومجانی کلی نکتۀ تازه، دقیق و ظریف یاد می گیرد. خدا خیر بدهد باعث و بانیش را.
سید مهدی منتظری » دوشنبه 20 آذر 1396
جناب آقاى خوش نظر، سلام و عرض ارادت: سروده ى بسيار زيبايى را از شما خواندم و لذت وافر بردم. چنانچه اجازه دهيد، آن را با نام خودتان در يك كانال تلگرامى خصوصى ويژه ى شعر قرار دهم تا ساير دوستان نيز از آن بهره ببرند. پيشاپيش تشكر ميكنم.
امیر خوش نظر » سه شنبه 21 آذر 1396
با سلام . شما لطف دارید و بنده قابل نیستم. با این حال اشکالی که خانم موسویان محترم گرفته اند برطرف بفرمایید به این قرار: در لحظه ای ربود از لیلای چشم هایش یک سینه از غزل را مجنون لاابالی. باقی ایرادهای بجای منتقد بزرگوار را هم به بزرگواری خودتان ببخشید. راستی اگر این کانال اقالیم شعر آقای مهدوی باشد. قبلا خدمتشان ارائه کرده بود. باز هم از لطف شما ممنونم

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.