از آفت و عافیت




عنوان مجموعه اشعار : کهنه چوب
شاعر : احمد نارویی


عنوان شعر اول : کهنه چوب
از شعر هایش میوه ای شیرین نمی آید به دست
این کهنه چوب خشک را اندوه بی برگی شکست

این کشتی از آغاز حرکت میل بر امواج داشت
از دوستی با موج ها و سرکشی بر گل نشست

از خواب خوش بیدار شد، کابوس دنیا را شناخت
خواب خوشش صد ثانیه،کابوس او صد ساله است


دنیا مجال سرخوشی را بر دل خوبان نداد
پیمان خوشبختی بی حد با دل بد کاره بست

از زندگی در این جهان افسوس تنها سهم ماست
افسوس بر هر آن چه رفت افسوس بر هر آنچه هست

عنوان شعر دوم : ..
..


عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : رحمت اله رسولی مقدم
یکی از مزیت‌های بسیار مهم پایگاه نقد شعر از سال‌ها قبل برای من و خیلی و از دوستانم و حالا برای دوستان تازه‌ی ما، پوشش مخاطبین و علاقه‌مندان شعر در گستره‌ی جغرافیایی وسیعی از کشور است. اینکه در مناطق دوردست و بدون دسترسی به جلسات شعر و امکانات پایتخت، باز هم این امکان برای هنرجویان و شعردوستان وجود دارد که به نقد و بررسی شعرهایشان، به طور جدی شاعری را تمرین کنند.
اینکه در این نوبت، با دوست تازه‌ای مواجهیم که چراغ شعر را در سیستان و بلوچستان روشن نگه‌داشته است، جای بسی خوشحالی‌ست.
دوست ما احمد نارویی نام دارد و با ۲۲ سال سن و سابقه‌ی شعری کمتر از ۳ سال، کار درستی برای محک زدن استعداد خویش کرده است. او در چند اثر قبلی و اثر ذی‌بحث، نشان می‌دهد که ذوق و طبع شاعری را دارد. داشتن توان انجام هر کاری اما زمانی منجر به انجام کار می‌شود که روش‌ها و رویکردها، صحیح باشند. ما برای پی ‌بردن به صحت شیوه و روشی که قرار است برای موفقیتمان انجام دهیم، به شناخت کافی پیرامون خود نیاز داریم. پیرامون در شعر، گستردگی معنایی و شمول تعریفی بالایی دارد. مثلا به لحاظ محیطی، جامعه‌‌‌ای که ما در آن زیسته‌ایم، ما را متاثر خواهد کرد. به لحاظ زمانی، تاریخ ادبیات اهمیت بالایی دارد. این نکته‌ی مهمی‌ست که شاعر ادبیات را از گذشته تا دقیقا همین امروز، بشناسد. کسی که بخواند و بداند که چه بر ما گذشته است، می تواند بفهمد که حالا کجای ماجرا ایستاده است و از این به بعد باید چه‌کار کند. کسی که این موقعیت را بشناسد، راحت‌تر می‌تواند به ضروریات پرداختی و محتوایی شعر امروز پی ‌ببرد. اینجا همان جایی‌ست که صحت روش‌ها و رویکردهای ما از این بعد، سنجیده می‌شود.
با این وصف، دوست نازنین ما اینجا قالب غزل را انتخاب می‌کند. لابد می‌داند که سیر تحولی غزل چیست که از کجا شروع شده است و امروز در چه نقطه‌ای دارد به حرکت خود ادامه می‌دهد؟!
یک اصل دیگر هم در تعریف شعر و هنر وجود دارد و آن خلاقیت است. خلاقیت در شعر، یعنی اینکه ما چیزی خلق کنیم، که کسی آن‌ را خلق نکرده باشد. تصویری بسازیم که کسی آن‌ را نساخته باشد. حرفی بزنیم که کسی آن را نگفته باشد.
با این تعابیر، اگر ما برگردیم و بگوییم حرفی را که دیگران به شکل‌های مختلف و به زبان شعر آن را گفته‌اند، یک حرکت رو به عقب داشته‌ایم؛ این می‌شود رویکرد غلط. این روی، رو به جلو نهادن نیست. اگر ما هم یک حرفی بزنیم که شعریت بالایی نداشته باشد، باز یک هدررفت انرژی و انگیزه و ذوق خواهیم داشت.
ولی اینکه ما چطور متوجه شویم که هم باید خودمان باشیم و خودمان را بنویسیم، و هم چگونگی شیوه‌ی گقتن و حرف زدنمان، به خوب خواندن و خوب نوشتن برمی‌گردد. تا احمد نارویی کاغذهای زیادی را از شعرهای باطله پر نکند، به دفتری که شعرهای خوب و قابل قبول داشته باشد نخواهد رسید. این چیزی‌ست که من به طور مکرر به دوستان تازه‌وارد پایگاه نقد شعر می‌گویم و می‌دانم که راه یافتن زبان خویش و صحت و سقم رویکرد خویش، از این دو مقوله‌ی مطالعه و تمرین زیاد می‌گذرد.

عارضم به حضور احمد نارویی عزیز که با این تفاصیل، زبان شعرش را با زیست امروزمان مطابقت دهد. دیگر اینکه چه حرفی زدن و چگونه گفتنش هر دو توامان حائز اهمیت هستند. اگر ما در بیت اول به گفتن یک حرف و تصویر ساده مثل میوه به‌دست نیامدن از شاخه‌ای خشک، اقناع می‌شویم، لااقل باید تلاش کنیم که در گفتن آن شعریت بیشتری به خرج دهیم. شعریتی محکم‌تر از پیوند این تصویر توسط دست و شکست در قافیه. سست‌‌عنصری و پرداخت سست، برای این شاخه آفت مهم‌تری از بی‌برگی قلمداد می‌شود.
در بیت بعد به گل نشستن کشتی را می‌بینیم بدون تصویری عمیق و لایه‌مند. احتمالا می‌دانم اشکال کار از کجاست و یک توصیه‌ی ضمنی به احمد می‌کنم: توصیه می‌کنم که اگر در اویل مشق شاعری، چپ‌نویسی می‌کنیم و اول قافیه را در نظر می‌گیریم و بعد بقیه‌ی مصرع‌ها را تکمیل می‌کنیم، حواسمان باشد که دم‌ دست‌ترین تصویر و اولین تصویری که به ذهنمان می‌رسد را انتخاب نکنیم. این‌طوری خودمان را وادار می‌کنیم به ساخت‌های ژرف‌تر، دورتر، کم‌یاب‌تر و شگفت‌انگیزتر. این‌طوری دستمان برای مخاطب هم رو نمی‌شود.
پس به این شعر به چشم یک مشق می‌نگریم و می‌دانیم که این شعر از مقدمات کار احمد است و همین‌طور که پیش می‌رود، ذهنش ورزیده‌تر خواهد شد و مضامین را بهتر پرورش می‌دهد و منجر به خلق آثار گرانمایه‌ای خواهد شد. این شکست‌ها در شعر همه‌ی ما وجود داشته و با همین شکست‌هاست که فهمیده‌ایم زین‌پس چه باید بکنیم که خودمان را ترمیم کنیم و ضعف‌ها را پوشش دهیم.
پس به انتظار خواندن آثار بعدی احمد نارویی می‌نشینیم تا ببینیم که گفتگویمان در نقدها، چه تاثیر مثبتی بر عملکرد او می‌گذارد.

منتقد : رحمت اله رسولی مقدم

متولد ۵ خرداد ۶۹ یاسوج؛ شاعر و ویراستار؛ تحصیلات کارشناسی ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.