باطن اندیشی




عنوان مجموعه اشعار : سری پنجم
شاعر : پریسا رئوفی


عنوان شعر اول : رفیق
از آن عشقی که می ورزم پشیمان میشوم گاهی
مسلمانم ولی کافر ،به ایمان میشوم گاهی

رها کردند ما را و بغل کردند دشمن را
از این آدم فروشی ها ،پریشان میشوم گاهی

شکایت میکند شعرم، اگرچه من نمیخواهم
منم با شعر خود دست به،گریبان میشوم گاهی

من آرامم چو سیگاری که بی فریاد میسوزد
ولی آنقدر غمگینم که قلیان میشوم گاهی

جواب خوبی من را به حرفی تلخ پس دادی
منم قربانی حرفِ رفیقان میشوم گاهی



عنوان شعر دوم : رفت...
لنگ آمد ،راه رفتن را ز من آموخت، رفت
سرد آمد ،جان بی بال و پرم را سوخت ،رفت

راه و رسم مهربانی یاد او دادم ولی
نا جوانمردی و بی رحمی به من آموخت، رفت

جان و دل را از حراجی های عشقم میخرید
بوسه ای را بر من آشفته دل نفروخت رفت

جان خود را تعارفی کردم به جسمش...خسته بود!!
جان من را وصله دید و بر تن خود دوخت،رفت...



عنوان شعر سوم : تکرار
قلم در دست میگیرم دوباره شعر طوطیوار
همان غم های تکراری دوباره میشود تکرار

همان حرف و همان بیت و همان مصراع تکراری
ک از بس زیر لب خواندم گلایه میکند دیوار

سرودم غصه هایم را به لب اوازشان کردم
به آن حدی که همسایه شده از خانه اش بیزار

صدایش را شنیدم من که میگفت از من و شعرم
به مسئول روانخانه از این همسایه ی بیمار

مرا بردندو بستند و به من گفتند دیوانه
چرا که عشق تو در من صدایی بود ناهنجار

و حالا چند روزی من در این دیوانه بازارم
به لطف مردم شهری که دادم دائما آزار

همانند غریبی و همانند یتیمی که
به دست نا رفیقانش شده بازیچه بسیار

شده شعرم سکوتی با همون مضمون تکراری
همان مضمون دلتنگی ولی دلتنگ خود این بار
نقد این شعر از : امیرعلی سلیمانی
ابتدا به شما تبریک می‌گویم که شعرهای خود را برای نقد ارسال می‌کنید، با توجه به اینکه در ابتدای مسیر قرار دارید بدون تردید داشتن روحیه نقدپذیری به پیشرفت شما کمک شایانی خواهد کرد.
تبریک دوم به خاطر اینکه در طول یکسال شاعری توانسته‌اید به چنین سطحی برسید، نباید مغرور شوید اما خودشناسی کمک بزرگی به شما خواهد کرد، خیلی از علاقه مندان به شاعر بودن بعد از ده سال شاعری هم به چنین سطحی نمی‌رسند، شما در این سه شعر نشان داده‌اید ظرفیت‌های غزل را می‌شناسید و بر قواعد اولیه هم تسلط دارید، همه‌ی این‌ها نقاط امیدوارکننده‌ای‌ست که آینده‌ای درخشان را برای شما رقم می‌زند، ولی یک شرط بزرگ هم این وسط وجود دارد، قانع نشدن! بله شما نباید به همین سطح قانع شوید، این سطح شما را به عنوان یک شاعر خوب معرفی نمی‌کند، باید با تمرین و مطالعه بیشتر تسلط‌تان را بیشتر کنید، مشق کنید، سعی کنید حتی اگر هیچ جوششی هم در کار نبود شعر بنویسید و تمرین کنید، کمترین فایده مشق کردن تسلط بر مسیر است. همانطور که گفتم در هر سه شعر تا حدود زیادی تسلط شما بر قواعد اولیه مشخص است اما وقتی از قواعد اولیه عبور می‌کنیم نقاط ضعف شعر شما مشخص می‌شود، طرز مضمون‌پردازی، کلیشه نویسی و مشکلات زبانی و دستوری عمده‌ترین ایرادات این سه غزل هستند، برای خلاصه شدن بحث به صورت مفصل می‌پردازیم به غزل اول.
از آن عشقی که می ورزم پشیمان میشوم گاهی
مسلمانم ولی کافر ،به ایمان میشوم گاهی
استفاده از ضمایر/آن/ نابجا مفهوم را گنگ و نارسا می‌کند، آن عشق یعنی کدام عشق؟ اگر این عشق بود چه اتفاقی می‌افتاد، به باور من اگر تنها "عشق" بود معنی کامل‌تر و درست بود. نوع جمله بندی سطر اول هم چندان سلیس نیست، من بگویم از این راهی که می‌روم پشیمانم، جمله درست‌تر این است که از راهی که‌ می‌روم پشیمانم، فراموش نکنید نقطه اوج شاعر پیدا کردن توانایی موزون اندیشیدن است، وقتی تسلط شما بر موزون نوشتن بالا برود خود به خود ساخت دستوری و زبانی جمله‌ها اصلاح می‌شود، سطر دوم یک علامت "،" وجود دارد که به نظر در جای درست استفاده نشده، چون اگر درست باشد، به ایمان می‌شوم گاهی به صورت مستقل باید خوانده شود که درست نیست. اما در کل سطر بدی نیست.
رها کردند ما را و بغل کردند دشمن را
از این آدم فروشی ها ،پریشان میشوم گاهی
یکی از ایرادات این بیت استفاده توامان از جمع و مفرد است، این رفتار نسبتا ناشیانه مخاطب را از همزاد پنداری عاطفی با متن دور می‌کند، شما در مصرع اول از ما و در مصرع دوم از من /ضمیر متصل در می‌شوم/ استفاده کرده‌اید، ضمنا پریشان در این بیت چندان قافیه مناسبی از لحاظ معنایی نیست، شما را رها کرده‌اند و به دشمن روی آورده‌اند و شما از این اتفاق فقط گاهی پریشان می‌شوید؟
شکایت میکند شعرم، اگرچه من نمیخواهم
منم با شعر خود دست به،گریبان میشوم گاهی
تعداد نشانه‌های متصل و منفصل اول شخص در این بیت بسیار زیاد است دو بار ضمیر متصل /م/ و دوبار /من/ حشو محسوب می‌شود در سطر اول اگر /من/ حذف شود با توجه به ضمیر متصل موجود نه تنها اتفاق بدی نمی‌افتد بلکه سطر سلیس‌تر هم می‌شود. باز هم علامت /،/ در جای درست استفاده نشده که به نظر ایراد تایپی می‌رسد، سطر دوم دارای یک ایراد وزنی کوچک هم هست، باید /ت/ در دست را نخواند تا وزن کامل شود یا /به/ را به شدت غیر طبیعی تند خواند، این یعنی یک هجای کوتاه اضافه وجود دارد. نکته بعدی اینکه /منم/ در مصرع دوم به جای /من هم/ استفاده شده است، باید بدانید /منم/ در این شکل استفاده محاوره است و جایی در شعر معیار ندارد.
من آرامم چو سیگاری که بی فریاد میسوزد
ولی آنقدر غمگینم که قلیان میشوم گاهی
با اینکه پرداخت مضمون این بیت چندان خوب نیست اما من این بیت را دوست داشتم، می‌شد بیت زیباتری هم با همین مضمون نوشت.
جواب خوبی من را به حرفی تلخ پس دادی
منم قربانی حرفِ رفیقان میشوم گاهی
مشکل /منم/ که در بیت سوم وجود داشت همچنان وجود دارد، /من را/ هم حتی اگر اشتباه نباشد زیبا نیست با کمی تغییر کلمات در این سطر می‌توان /مرا/ را که صورت سلیس‌تری‌ست را استفاده کرد.
در دو غزل بعد هم ایرادات زبانی و مشکلات مشابه غزل اول وجود دارد، مثل حذف /را/ مفعولی در مصرع اول بیت دوم غزل دوم/رفت/ اما غزل دوم به نسبت دو شعر دیگر شعر سلیس‌تر و کامل‌تری‌ست و بیشتر نشان دهنده استعداد شماست.
شما تا همین جای کار هم یک شاعر خوب هستید اما برای عالی شدن نیاز به تمرین دارید، فراموش نکنید شاعران خوب بسیار و شاعران عالی انگشت شمارند.

با آرزوی توفیق

منتقد : امیرعلی سلیمانی

شاعر، منتقد و ترانه‌سرا/ متولد 14 آذر 1370/ دانشجوی دکتری زبان شناسی/ متولد صحنه/ مدیر مسئول نشر نزدیک‌تر



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.