عدم توجه به درونه شعر




عنوان مجموعه اشعار : فوتبال
شاعر : عبدالحمید انصاری


و مستطیل سبز
و یک هنر!
دوازده دروغ و پا ی چپ !
و دست کج !
و حنجره به سوی کوه،
و فحش آشنا !
و یک خبر،
و چند توپ پر،
و یک نود،
و چند سایه پشت یک خبر،
که رو به روی هم،
و پاس آشنا،
بساط دردسر، پر از سکون قلب و پول و یک پرنده در شمال شهر !
وفوتُ بال...!
96


عنوان شعر دوم : شکوه خیابان!
هر که در نقطه ای از شهر به دنبال نگاهی است که گوید او هم
تکه ای گم شده از پازل خوشبختی رود است...
همه بیش از دل خود قلوه بخواهند!
صدا همهمه ای از سر ترس است عقب افتادم!
ولی عاشق نگران است که در آخر امروز نماند و هراسان طلب مغفرت از رود کند
همه در هول و هراسند خیابان اینجا،
زیر پای نگران شکوه کند نور نیامد بدنم سست شده است!
96

عنوان شعر سوم : کاخ سفید

کاخی از مکر سیاه، کاخ سفید
پشت دیوار سپید آرزومندی وآز
با ستونی تشنه از خون نجیب آدمی
کوه نفرت پشت هر سایه در آن جمع فریب
سازمانی مخفی
پخش بیماری چشم در آدمای بی خبر
از فضای آسمان
حاصل این خرمن، راه خاکستری و کوررنگی
95
نقد این شعر از : مجید سعدآبادی
پیش از هرچیز باید از شاعر پرسید کدام قالب را برای بیان مفهوم شاعرانه اش بیان کرده است؟ آیا وی به دنبال خلق شعر در لباس نیمایی است یا نه هنوز شناخت کاملی نسبت به قوالب شعری ندارد؟ در آثار ارسالی به راحتی می توان دریافت که شاعر هنوز نیمایی را خوب نمی شناسد.(اثر دوم) و برای آشنایی و صحبت پیرامون آن نیاز به فرصتی متفاوت و زمانی دیگر است. اما در مورد معنا و تصویر سازی آثار ارسالی کمی می توان در این یادداشت سخن گفت .
اثر اول را اگر از منظر شعریت در محور افقی در نظر بگیریم بیشتر از آنکه با شعریت و خیال مواجه شویم سطرها به توصیف وقایع موجود پرداخته اند. مثلا ترکیب " مستطیل سبز " چیزیست که ساخته شاعر نیست و پیش از او خلق شده است و او تنها یک مصرف کننده از این ترکیب محسوب می شود تا تولید کننده ترکیب! ارتباط های توصیفی ادامه یافته اند تا سطرهایی پایانی که شاعر روایت پرنده را در شمال شهر می آورد و اتفاق در محور عمودی رقم می خورد . در سطر پایانی بازی زبانی "فوت" و "بال" تمایل دارد کمی خود را از جریان توصیفی رها کند و شعریت را در زبان ایجاد کند.

شعر دوم نیز نتوانسته است به شعر بدل شود و در نقاطی با طنز ادغام یافته است. در این متن نیز جریان به سمت سانتی مانتالبیسم حرکت می کند و احساسات از اثر فراتر گام برداشته است که می بایست کنترل می شد.
در اثر سوم اما پیش از هر چیز شعار گونه گی جلوه یافته است. و مستقیم گویی و توصیف عمق و نگاه هرمنوتیکی را از اثر گرفته است و مخاطب تنها در لایه های سطحی با اثر مواجه می شود. این امر نشان می دهد شاعر بیش از هر چیز در نوشتار خود به موسیقی تمرکز کرده است، موسیقی که وزن را تمام و کمال دربر نمی گیرد . موسیقی در ذهن شاعر اجازه نمی دهد تا دخل و تصرف شاعر در شعریت مشهود شود و به خلق شاعرانه برسد.

منتقد : مجید سعدآبادی

سعدآبادی متولد تهران است. سال 1378 توانست بطور حرفه ای شعر را دنبال کند و تمرکز وی بر حوزه شعر سپید است. در دهه هشتاد جوایز بسیاری از جمله دو دوره جایزه شعر فجر، کتاب سال دفاع مقدس، کتاب سال گام اول، کتاب سال شعر جوان و ...را به خود اختصاص داد. همچنین ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.