سفر پیدایش



عنوان مجموعه اشعار : افکار خیال
عنوان شعر اول : لحظه ی بیداری
خوشا صبحی که آغازش تو باشی
خوشا شعری که آوازش تو باشی
تمام قصه ها از وصف رویت
خوشا مدحی که طنازش تو باشی
به زیباییت شیطان در سجود است
خوشا پیکی که اعجازش تو باشی
تو معنی رهایی بین زندان
خوشا فکری که پروازش تو باشی
و لبخندت چو مُهری بر لبانت
خوشا انکس که همرازش تو باشی

عنوان شعر دوم : اخرین لکه ی امید
رنگی ترک الودم بر روی خم دیوار
در اخر یک کوچه بر روی غم اوار
در پیچ و خم دنیا کس نیست مرا اگه
ای کاش گلی بودم بر گوشه ی یک درگه
گه گاه کسی اید کز من خبری گیرد
تا گرم شوم از او سیگار به لب گیرد
ای کاش کسی را بود مهتاب به بالین داشت
بر چهره ی پر دودم کوته نظری انگاشت
ای کاش که طراحم از نام خودش میگفت
او نیز مرا پس زد از چهره ی من اشفت
اغوش هوا ابری است گو موسم باران است
گر گریه کند گنبد پایان مرا جان است
طرحی کم کمرنگم پر دوده ترک انکار
باران که زند امشب گم گردم از این دیوار

عنوان شعر سوم : زندان بان
حال من حالت زندانبانی است میله هایش خالی
اینچنین بیهوده
حال تو قصه ی قمری پریده ز قفس
مرگ من میبیند
همچنان اسوده
من عاشق که گمان میکردم
تا ابد میمانی
ورنه از سرخوشیم بود گشودم در را؟
در زندانت را
شایدم غرق سیاهی شده ام
چشمانت
خنده ی مستانت
عقل را در خود کشت
منطقم را سر دار
بی وفا
مهر دلت را بردار
خوره ی جان من است
لااقل ثانیه ای پیشم آی
تکه ی قلب مرا برگردان
اه،ای همدردان
عشق یک زندانی تزویر است
میرسد روزی که
ببرد جان شمارا با خود
حال عمری که غلط بوده و احساس خطا
میروم
میمیرم
نقد این شعر از : رحمت اله رسولی مقدم
سلام به دوست تازه‌وارد پایگاه نقد شعر، ایشان در مرتبه‌ی اول سه شعر برای ما فرستاده‌اند؛ یک شعر در قالب غزل، یکی در قالب مثنوی و دیگری در قالب نیمایی. طبیعی‌ست که دوست نوجوان خوش‌‌ذوق ما در آغاز راه، در قوالب و شرایط مختلف، طبع‌آزمایی کند تا بالاخره متوجه شود که از کجای سرگردانی نوزاد شعردوستش، شروع به قدم برداشتن کند و کم‌کم متوجه شود که کجای کار است و چه باید کند و قریحه و علایقش به چه سمت و سویی‌ست؟!
شاعر عزیز برایمان نوشته‌اند که 《به‌عنوان یک دانش‌آموز تجربی، تخصصی در وزن اشعار ندارم》و تقاضاس آموزش را هم داشته‌اند. در این مورد به‌اختصار بگویم که خیلی از شاعران توانمند و موفق ما، رشته‌ی تخصصی و تحصیلات‌شان ادبیات نبوده است. خود من به‌عنوان شاگرد هنوز و همیشه‌ی ادبیات، رشته‌ی تحصیلی دبیرستانم تجربی بوده و تحصیلات دانشگاهی‌ام نیز غیر از ادبیات بوده است. پس آکادمیک بودن، شاعر بودن را تضمین نمی‌کند، چنان‌که غیرآکادمیک بودن، مانعی برای شاعر شدن نخواهد بود. شرط موفقیت، علاقه و انگیزه و پشت‌کار و پی‌گیری‌ست در قالب تمرین و مطالعه‌ی زیاد. با توجه به اینکه زبان شعری شاعر متاثر از شعر قدماست، مطالعه‌ی شعر شاعران معاصر خیلی ضروری می‌نماید که ایشان ببینند و بخوانند که انسان باید به زبان روز، شعر بنویسد. یعنی مایی که در سال ۱۴۰۰ شمسی زندگی می‌کنیم، اگر به زبان سعدی و حافظ دیگر قدما بخواهیم شعر بنویسیم، فرزند زمانه‌ی خویش نیستیم. توجه ما باید به این باشد که مخاطب ما انسان بعد از سال ۱۴۰۰ است. انسانی که زندگی و مناسبات مدرن‌تری دارد و کمیت و کیفیت زندگی‌اش با انسان اعصار گذشته متفاوت است و طبیعتا دغدغه‌های عاطفی و اجتماعی متفاوتی هم خواهد داشت.
این مطالعه با توجه به اینکه دوست تازه‌ی ما با وزن هم که از مقدمات شعر است، آن‌چنان که گفته‌اند، آشنایی بالایی ندارند، در حوزه‌‌های مقدماتی شعر هم ضروری‌ست. از آن‌جا که ما در پایگاه نقد شعر، روی شعری که برای ما ارسال شده است باید نقد بنویسیم، مسائل مقدماتی شعر مثل آموزش وزن و قافیه در این نقد نمی‌گنجد. دوست ما می‌تواند یک جزوه‌ی آموزش وزن بسیار ساده از سیدمهدی موسوی به نام 《جزوه‌ی آموزش وزن به زبان ساده》را دانلود کند و پی‌دی‌اف آن‌را بخواند و کلی از مسائل وزن را یاد بگیرد. نیز در فضای مجازی مثل اینستاگرام می‌تواند راهنمایی‌های بیشتری از من و سایر کارشناسان پایگاه بگیرد.
شعر اول برگرفته از غزل جناب عراقی‌ست با مطلع 《خوشا دردی که درمانش تو باشی/ خوشا راهی که پایانش تو باشی》. همینجا به دوست خوش‌ذوقمان یک نکته را بگویم که در ابتدای راه و برای مشق کردن، خوب است که با تضمینی یا برداشتی از شعر دیگران، شروع به نوشتن و تمرین مهارت‌ها کنیم. در واقع برای هر هنرجوی نوآموزی این شکل کار پیش می‌آید و برای تجربه‌ورزی کار خوبی هم هست. اما از یک‌جایی به بعد که مهارت‌هایمان بالا می‌رود و با چم و خم کار آشنا می‌شویم، دیگر برداشت از شعر دیگران یا نباید باشد و یا با ذکر منبع باید صورت بگیرد.
سعی می‌کنم که در این جلسه چند نکته‌ی دیکر اضافه کنم و موارد بسیار زیادی که دوستمان باید به آن‌ها توجه کنند را برای جلسات بعد بگذارم که به تدریج با هم در موردشان حرف بزنیم.
در بیت دوم شعر اول، وقتی می‌گویید که 《 تمام قصه‌ها از وصف رویت/ خوشا مدحی که طنازش تو باشی》باید توجه داشته باشید که جمله‌بندی تمام و کمال باشد و چیزی از جملات جا نماند جز به قرینه‌‌ی لفظی یا معنوی. اینجا در مصرع اول، جمله‌ی صحیح این است :《تمام قصه‌ها از وصف رویت (است)》، که 《است》بدون قرینه‌ی لفظی و معنایی و به اجبار وزن، از مصرع حذف شده است. همین خطا در بیت ماقبل آخر نیز صورت گرفته است، وقتی که می‌گویید: 《 تو معنایی رهایی بین زندان》. اینجا نیز جمله‌ی صحیح این است: 《تو معنای رهایی از زندان ( هستی )》؛ که 《هستی》به اشتباه و به خاطر اینکه در وزن نمی‌گنجیده است، از جمله حذف شده است. در بیت آخر نیز وقتی می‌گویید: 《و لبخندت چو مهری بر لبانت》 باز جمله ناقص تمام می‌شود و رک 《است》 از آخر جمله حذف شده است. پس ما می‌آموزیم که ما جای ارکان جمله را در شعر می‌توانیم عوض کنیم، اما نمی‌توانیم از ارکان اصلی جمله، چیزی را حذف کنیم جز به قرینه‌ی لفظی و معنایی و یا اینکه در مصرع دیگری جاسازی شده باشد.
یک نکته‌ی دیگر در همین بیت ماقبل آخر وجود دارد،آن‌جا که می‌گویید: 《تو معنی رهایی بین زندان》، اینجا شکل صحیح جمله این است که بگوییم:《 تو معنی رهایی (از) زندان هستی》 و به‌کار بردن 《بین》برای زندان، فقط به‌خاطر این است که وزن به ما تحمیل کرده است این انتخاب را. اگر کلمات را در نقش‌های درست‌شان به‌کار نبریم، شکل نحوی جمله را به‌هم ریخته‌ایم و مخاطب آن‌را برای ما ضعف تالیف تلقی می‌کند.
در شعر دوم، سراینده از آن فضای کهن شعر اول فاصلا گرفته است و کمی سعی کرده است امروزی‌تر حرف بزند و بافت تازه‌تری طراحی کند. همین‌طور در شعر سوم که این‌کار با تغییر قالب به قالب نیمایی سعی شده است که انجام شود. اگرچه این موارد در حد سعی باقیمانده و ناموفق بوده است، اما همین سعی در ابتدای کار و اولین تجربیات زیست شاعرانه‌ی خانم بهشتیان، ما را بسیار مطمئن می‌کند که ایشان قریحه و استعداد و ذوق را به قدری که برای شاعر شدن نیاز است، دارند. پس ما این امیدواری و نوید را به خودمان و دوست نوجوانمان می‌دهیم که موفقیتش دور از ذهن و دور از دست نیست، به شرطی که با تمرین و مطالعه‌ی کتاب‌های شعر فراوان به‌خصوص شاعران معاصر، به ذهن و زبانش شکل دهد و آگاهی ببخشد و به مسیر درست، هدایتشان کند. تنها در این صورت است که اشکالاتی که چند موردش را اشاره کردیم و تعداد بیشتری از آن‌ها برای جلسات بعد باقی ماند، برطرف می‌شوند و نشانه‌های بلوغ ادبی، در مشق‌های ایشان رخ می‌نمایند.
امیدوارم که انگیزه‌ی کافی‌ای برای ورود به سرزمین ناشناخته‌ی شعر و دانستن آن و لذت بردن از شگفتی‌ها و عجایب و حتی رنج‌های آن، داشته باشید‌. منتظر خواندن‌ شما در همراهی‌های بعدی شما هستیم دوست نوجوان و نوجوی پایگاه شعر؛ دیرزی!

منتقد : رحمت اله رسولی مقدم

متولد ۵ خرداد ۶۹ یاسوج؛ شاعر و ویراستار؛ تحصیلات کارشناسی ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.