غوغای معانی ناقص



عنوان مجموعه اشعار : سایه
عنوان شعر اول : سایه سار
روح شکسته ام را در سایه سار غم ها
در کوره ی حوادث در التهاب دم ها

در انتظار رویش من جا نهادم اما
اسب چموش عشق و سودای سرد رم ها

در دامگاه هستی هر لحظه ایست وحشی
کم کم دلم به کیف و فارغ ز کیف و کم ها

شد خانه ی امیدم ویرانه ای به یمنش
افسانه ی خرابی افزون ز ارگ بم ها

جام جم دل من اکنون به ظلمتی محض
در زمزم نگاهش دیدم یمی ز نم ها

سودای روی او را هرکس کجا خریدار
مشتاق وصل آن شه اسکندرست و جم ها

مهرش عجیب باشد ممزوج قهر و نفرت
با شهد لعل لبها تلخی عین سم ها

باری رها رها کن افسانه ی سخن را
فهم حقیقت عشق آری ورای فم ها
17 بهمن 99

عنوان شعر دوم : تکه برف
درون سینه می سوزد خدایا تکه برفی کو
درین وادی خاموشی سخن گفتن چه حرفی کو

درین دریای بی ساحل فتادم روی ساحلها
به ژرفای بحارست او مرا ای دوست ژرفی کو

شگفتی های هستی را نباشد هیچ پایانی
تمام جلوه ها جاری تجلی شگرفی کو

شکسته جمله ظرف من منی کز نازکی چون گل
درین غوغای بی ظرفی در اندیشه که ظرفی کو

نمودم قهر یکدم من درین دنیای وانفساه
ولی جز کوی و روی او بگو آخر که طرفی کو

رها در ساحل هستی سخن ها گفت آشفته
بدین نحوی که من هستم خدا را نحو و صرفی کو
25 ژانویه 2021 بهمن 99

عنوان شعر سوم : عدم
آدمی در انگلستان ظاهر و باطن عدم
استخوان پوک هستی رافع سدها علم

در دل قبری عدم ها مزدوج با خمس و یک
بر مزارش بوته هایی از کدو در گل کلم

همچو موری کو به زیر دست و پای پیل ها
دست و پا هردم زنان در رقص با ساز الم

وه ز وحشت بوق ها دیوانه واری چون بزی
در کویر شیرها دنبال شیری در بلم

گفتگوهایی که در کف طعم پررنگی مشام
جان رنجوری که نالان از نوای کلکلم

یک حبابی بی نفس تن ها به شوق پوکه ای
پوک مغزی در نوازش از غنای بصلم

عرشه ی کشتی کافر در زمستان کویر
پیرمردی لب به نی بر خاک بی نا در قلم

چاله قافی قعر عنقا بیژنی را نام کنز
صد قدم هایی قلم از شست خراط قلم

فرش عرشی باژگون در لجه ی طمطام می
پینه ی پیشانی حق پیشگاه آن صنم

خواب آشفته پس از ایقاظ ارقاص شراب
واژه هایی نیست معنا چون نفس ها دمبدم

روح بی رنگی که در زندان وسعت آسمان
ذورها از تابش هاوکینگ وار ضوعدم
تیر 1400
نقد این شعر از : جواد نوری
با سلام خدمت دوست عزیز

در سه شعر ارسالی شما نکات مثبت و منفی وجود دارد که دراین نوشته به آنها اشاره می کنم. و حتما بااین سابقه حضور شما نیازی به مقدمه چینی ها معمول نیست،
در غزل اول، بیت ها به لحاظ معنی کامل نیستند و وقت شاعر مبذول حفظ وزن بوده و جمله و ارکان ناقص اند. منظورم اینست که یک بیت همانطور که معنای مشخصی دارد باید ارکان جمله نیز کامل باشد. نمی شود جمله نیمه کاره رها شود و بگوییم اجتمالا خواننده متوجه می شود که منظور سراینده چه بوده است. گاهی در شعر فارسی ابیاتی از شعر بصوزت موقوف به کار گرفته می شوند یعنی بیت اول ممکن است کامل نباشد و با آمدن بیت یا ابیات بعدی کامل شود. این اتفاق البته مستلزم توانمندی خیلی زیاد است. و البته شگرد حیلی خاصی هم نیست و بسیار کم کاربرد است بااین حال بیت اول شما به صورت موقوف المعنی ست اما مشکل اینجاست که بیت بعدی هم ناقص است و معنای منسجمی ندارد.
روح شکسته ام را در سایه سار غم ها
در کوره ی حوادث در التهاب دم ها
در انتظار رویش من جا نهادم اما:

اسب چموش عشق و سودای سرد رم ها. منظور شما را متوجه ام، احتمالا می خواستید بگویید روح شکسته و خسته ام در سایه سار غم دوری و زیر گرمای حوادث به انتظار اوم بودم ولی اسب جموش عشق در سر خیال رم کردن دارد. ولی خب همانطور که گفتم جمله ناقص است.
یا مثلا سودای روی او را هرکس کجا خریدار.... یعنی هرکس کجا خریدار است یا می تواند خریدار باشد. و باید نسیت به کامل بودن معنی ابیات توجه بیشتری مبذول داشت.
دربیت پنجم هم گمان می کنم چیزی جا افتاده است. و اگر نه اشکال وزنی دارد. اگر اینطور است با تغییر یک کلمه این مشکل مرتفع می شود و خیلی هم سخت و نفس گیر نیست.
و قافیه آخدین بیت که کلمه فهم به صورت فن درآمده است. درست است که کلمه فهم در محاورات روزمره به فم تبدیل می شود ولی این جوازی برای به کارگیری این گونه درشعر نیست. و صورت مناسبی هم ندارد.


در غزل بعدی آنچه در نگاه اول خودنمایی می کند وجود قافیه تقریبا کم تکرار است و از روال شعر پیداست خیلی سعی شده قافیه ای نو و خاص تر به کار گرفته شود و همین کار باعث شده از دیگز جنبه های شعر غفلت شده. و وجود همین قافیه درشعر سنگین است و خودنمایی می کند و دیگر هنرورزی های شاعر مثلا در خلق تصاویر تازه ، صور خیال و... را تحت الشعاع خود قرار داده است. یک بحث دیگری نیز هست که طبیعتا در حوزه نقد نویسی سرایندگان کم تجربه به آن اشاده می شود همین ازپیش اندیشی قافیه است. یعنی شاعر تقریبا قافیه های مورد نیاز خود را پیدا کرده و حاضر می نماید آنگاه شروع به جفت و جورکردن دیگر لوازم شعر می پردازد. این اتفاق باعث می شود شعر رنگ تصنع و تکلف به خود بگیرد و خیلی هم دلنشین و زیبا از آب درنیاید.

اما در شعر سوم ویژگی خاصی وجود دارد که گمان می کنم خودت هم متوجه شده ای. طوفانی از ازدحام واژه ها و ترکیب ها. کم تکرار خاص و بعضی موقع عجیب غریب. بطوری که باید برای فهمیدن معنی آنها یک پاورقی نوشته شود تا خواننده به معنای آن واژه های خاص و غریب رهنمون شود. خب این قبل از هرچیز یک اتفاق خوب و مثبت است و نشان گر خزانه پربار اطلاعات عمومی و واژه گانی خیلی خوب شماست. و ذهن شما آکنده ازین واژه گان و به تبع آن از اطلاعات عمومی خیلی خوب است و حقیقتا جای تبریک دارد. به این دلیل که این خزانه پربار در تمام دوران شعرسرایی تو سرمایه اولیه است و هیچ گاه کهنه نمی شود. و حتی برای یک شاعر فضیلت به شمار می رود. و دیگر آنکه همین الفاظ و واژگان و عبارات حتا اگر در این شعر خوب به کار نرفته باشند و هنرنمایی شما اتفاق نیفتادا باش حتما و بدون شک ور اشعار و سروده های بعدی تان به کارتان خواهد آمد و بالاخره در یک شعری و نوشته ای وارد خواهند شد و مایه ی غنا و زیبایی آن شعر خواهند شد.
ترکیب ها و تعابیری چون:
استخوان پوک هستی. مزدوج با خمس و یک. چاله قافی قعر عنقا. لجه طمطام می. ایقاظ ارقاص شراب و... وینها حاصل ذهن ناآدام شماست و درپی شورانگیزی و ایجاد غوغاست و همه را می خواهد محو و متوجه خود کند اما نکته منفی این شعر آنست که خیلی خیلی پریشان و از هم گسیخته است. یا معنای شکل گرفته در ذهن شاعر بااین ابیات قابل تشخیص نیست و مشخص نیست دنبال گفتن چه حرفی بوده ای. این مشکل البته به مرور حل و مرتفع می شود. و دیگر وزن و موسیقی خیلی خوب این شعر است. که در شعر کلاسیک و سنتی ما محمل تولید قصیده های خیلی خوب و فاخری بوده است. چاره ای ندارم جر آنکه پیشنهاد دهم برای روانتر شدن و مسلط شدن به تولید شعر و حفظ شیرازه ی اصلی شعر کمی از آن قصیده های زیبا و محکم و استوار پهنه ادب فارسی را مطالعه کنی.

تا خواندن شعری دیگر از شما شاد و پایدار باشی. بااحترام جواد نوری

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.