راه تورا می خواند



عنوان مجموعه اشعار : ای کاش....
عنوان شعر اول : غزل
وقتی که دو چشم من تو را دید
یک دفعه دلم تو را پسندید

زیبا و نمای کوه و دریا
الله تو را رسیده بر چید

ای چهره ی پرفروغ و پرنور
ای اهل و تبارِ دین و خورشید

در راه تو می سپاره ام جان
صدبار بدون هیچ تردید

ای روشنی ی تمام شب ها
ای صبح سپید خویش مهشید......

عنوان شعر دوم : سپید
ای کاش میشد
از این همه پستی، بلندی
گریخت.....

عنوان شعر سوم : سپید
بریده ام بس که گفته اید
هیچ جز بدبختی
پس میدانم
دنیا به گردش کیست ها؟
نقد این شعر از : جواد نوری
سلام دوست عزیزم، اینهمه اشتیاق و علاقه در شما ستودنی ست و قابل تشویق است. آفرین، یک هیچ به نفع تو. ولی خب این نتیجه ممکن است زود تغییر کند اگر برنامه منسجم و تعریف شده ای برای ادامه راه نداشته باشی. درست مثل یک تیم فوتبال که در اثر شور و اشتیاق وافر در اوائل بازی یک گل بزندو شادی بسیار داشته باشد ولی از ادامه بازی و کوشش ها برای حفظ نتیجه غافل باشد.یعنی مشخص شود که اصلا گلی که زده اند شانسی بوده و آنها فوتبالیست خوبی نبوده اند. خیلی سعی کردم ابتدایی و صمیمانه باتو حرف بزنم و احتمالا بااین سابقه حضور تو و ارسال شعرهای زیاد به پایگاه نقد شعر حتما بزرگواران و استادان عزیز دیگر چیزهایی که برایت مهم بوده گفته اند و من نمیخواهم دوباره آنها را تکرار کنم. ولی تاآنجا که مربوط به فعالیت شاعری تو می شود این تکرارها ملال آور و خسته کننده نیست و نباید باشد. اینها دقیقا درحکم تشویق و ترغیب و بالابردن انگیزه توست در ادامه راهی که پیش رو داری. حالا برویم سر شعر اولت غزل.این سروده وزن روان و کوتاه و ریتم خیلی خوبی دارد و بخاطر ضرباهنگ دلنشین و تقریبا تندی که دارد تورا در دست یابی و مسلط شدن بر قواعد شعر سنتی که وزن و قافیه باشد خیلی خوب یاری می کند. ازین به بعد هم بااین وزن شعر بگو ولی چندین شعر بااین وزن را خوب بخوان و درصورت امکان حفظ کن تا ملکه ذهنت شود. مرحله بعدی توجه به تناسب و ارتباط بین کلمات حاضر درشعر بعدمصرع ها و بعد بیت هاست. مثلا بین واژه هایی چون زیبا و نمای کوه و دریا ارتباطی نیست. یا بین اهل و تبار دین و خورشید. بین این کلمات اصلا رابطه ی شاعرانه دیده نمی شود. چیزی که می تواند یک بیت را به شعر نزدیک کند در گام نخستین یکی از این موارد است که برایت می گویم: یا خیلی خیال انگیر است یا فکر شاعرانه ای دارد یا ارتباط شاعرانه خوبی بین کلمات با یکدیگر برقرار است. برای دریافت بهتر این موضوع توصیه می کنم ترجیع بند خیلی معروف سعدی را چند بار بخوانی. و در بیت بیت آن دقت کنی. شعر یا ترجیع بندی سعدی بااین بیت آغاز می شود:
ای سرو بلند قامت دوست
وه وه که شمایلت چه نیکوست

هم وزن همین شعری ست که توگفته ای.

در بیت بعدی در راه تو می سپاره ام جان هم صحیح نیست و پیداست به شتاب از کنار آن گذشته ای و همه حواست جمع برای حفظ وزن بوده و از خود ترکیب که درست نیست غافل شده ای. به این می گویند ضعف تالیف یعنی عبارت مورد نظر بحز آنکه شاعرانه نیستبه لحاظ دستوری هم درست نیست. سروده ابتدایی تو تنها بیت آخر است که تقریبا همه چیز درست است اشکال خاصی متوجه آن نیست. و مهشید که احتمالا اسم یک نفر باشد را خوب درشعر بکارگرفته ای. مجموعا پرداختن به حس و حال فردی خودت و به شعردرآوردن حالات مختلف درشعر نکته مثبتی ست و باعث می شود تجربه های خودت را به زبان شعر بیان کنی. همین راه را با پشتکار ادامه بده. پس قرار من و شما اینکه اول همان شعر سعدی را حتما بخوانی و پس از چندین با خواندن شعرت را بازنویسی کنی. درمورد دوتا شعر کوتاه آزاد و بدون وزنی که فرستادی هم گفتنی زیاد است ولی گمان می کنم مرحله به مرحله جلوتر برویم بهتر و نتیجه بخش تر باشد. منتظر شعرهای آینده ات هستیم و مشتاقانه نوشته های تورا پیگیری می کنیم. برایت آرزوی سلامتی موفقیت داریم.

دوست تو جواد نوری

منتقد : جواد نوری

جواد نوری. متولد 1356 شهرستان بهار. متاهل. دارای دوفرزند. کارشناس ارشد ادبیات کارشناس واحد شعر و ادبیات حوزه هنری همدان به مدت ده سال. رئیس انجمن ادبی بهار به مدت هفت سال. رییس انجمن حافظ شناسی مدت دوسال. عضو هیئت مدیره خانه شعروادب استان همدان. سردبیر ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.