ادبیات باید کار خودش را انجام بدهد: خلق مدام زیبایی و در پی آن، زیباشناسی




عنوان مجموعه اشعار : سپیدنامه
شاعر : پژمان بدری


عنوان شعر اول : سعدی
چنان نازک دل شده ام
از مرثیه ی چند جیرجیرک
برای عزلت شب
گریه ام می گیرد و
غوطه ور در اشک
لبِ ساحلی بیدار می شوم
که فیلم(Cast Away) را
اکران کرده
تا از حافظه ی نهنگیون
خودکشی پاک شود
طبیعت امّا
گوشه ای کِز نشسته بود
شماره ی باران را گرفت:
کی می رسی؟
میان دود و سرفه ی هوا
گیر افتاده ام
که فسیل ها
به نشانه ی اعتراض
قرارِ راه پیمایی گذاشته اند
سکانس بعد
خبر از آسمان رسید
ویزای مهاجرت مرغان دریایی
بر فرازِ چشمانَت آماده است
گفتم تو
پرده عوض شد
خانه
میزانسن را چید
کمد اعتراف کرد
دریا خیاط ست
که موج موج ماهی
درون پیراهنت
شنا می کنند
دیالوگِ آخر
کتابخانه گفت:
سعدی از بوستان
بیرون آمده و
دیوانِ نگاهت را
به گذشته برده
تا دلیلِ سرودنش باشی!!

عنوان شعر دوم : کوچ

ساعت از زایمانِ زمان
به خود می پیچید
پوتین ها بدون پا برگشتند
یونیفرمِ آزاده زنگ خانه را زد
چه لحظه ی بغض آلودیست
دیدار انتظار با....
اصلا قرار نبود
شعر این گونه آغاز شود
خواستم از تو بنویسم
که اجاقِ کور
-از گازهای گلخانه ای گفت:
-روی بُرد هر آدم
-تهویه نصب می کنم
سفره جواب داد:
=دوباره شعارِ لایک جمع کن
=بیخیال بابا
=جای نان بُز آوردیم
="شپش توو جیبِ یخچال
چارقاب میزنه"
خواستم از تو بنویسم
تلویزیونِ هراسان
لکنت گرفت
رادیو با خِزخِز گلو
مسئول خبر شد:
+زندگی روی دستِ وطن
باد کرده است
در مردمکِ پنجره امّا
کوه خورشید را
به دوش می کشید
تا به لبخندِ گرم گذشته ات
کوچ کند!!

عنوان شعر سوم : فعلا همین دو با عرض تشکر
..
نقد این شعر از : یزدان سلحشور
آقای پژمان بدری سلام.
این نخستین مرسوله شعری شما به مقصد پایگاه نقد شعر است و خیرمقدم عرض می‌کنم اما بعد... هر دو شعر، خوشبختانه موید سابقه شعری بیش از 5 سال شماست که تناسب دارد با 33 سن شما؛ گرچه انتظار من به عنوان مخاطب خاص [نه عام]، بیش از این‌ها بود اما به هر حال...
طبیعتاً می‌شود کل قصه را با «خوب است» و «آینده دارید» و از این قبیل، به سامانی رساند با این همه گمان نکنم شما هم راضی باشید از این پایان قصه؛ چرا؟ چون لااقل در فضای مجازی، پیش از این هر دو شعر را منتشر کرده‌اید و نقدهایی را هم که خواندم نقدهای بدی نیستند و احتمالاً خواهان چیزی فراتر از آن نقد و نظرها بوده‌اید، که هر دو کار را اینجا ارسال کرده‌اید هر دو کاری را که ظاهراً شعرهای قدیمی هم نیستند و مال امسال‌اند و دومی، ظاهراً تازه‌تر است. از این موارد که بگذریم باید به این نکته برسم که به رغم حضور پر و پیمان «اجرا» در شعر شما، که بر پی و بنیانِ زنجیره‌ی تداعی‌ها شکل گرفته، همچنان شعر شما، «شعر حرفی» باقی مانده است یعنی شاهد «تجسم» در شعر شما نیستیم، فقط قرار است به «معانی»ای برسیم که احتمالاً در روزگار شعرهای بدون معانی، امتیازی جامع است اما به همان اندازه، در بحثِ «تجسم‌گرایی» و رسیدن به «شعر سه بعدی»، برابرِ نقدها مانع نیست. اینکه من می‌گویم این شعرها، «حرفی»ست و دو بعدی و تخت، احتمالاً پاسخ‌های آنی هم خواهد داشت مثل این که: «این همه تصویر در این شعر است، مگر نمی‌بینید؟» خُب، خیر من نمی‌بینم چون این تصاویر، واقعاً ساخته نشده‌اند تا مخاطب، در صحنه گردش کند و خودش زاویه دید و منظر را انتخاب کند، شاعر با ارجاعاتی به «فرامتن»، خواسته معانی خود را به ما برساند:
چنان نازک‌دل شده‌ام
از مرثیه‌ی چند جیرجیرک
برای عزلت شب
گریه‌ام می‌گیرد و
غوطه‌ور در اشک
لبِ ساحلی بیدار می‌شوم
که فیلم Cast Away را
اکران کرده
تا از حافظه‌ی نهنگیون
خودکشی پاک شود
طبیعت امّا
گوشه‌ای کِز نشسته بود...
ظاهر قصه این است که شاعر، دارد یک ساحل می‌سازد اما نمی‌سازد! ما ساحلی نمی‌بینیم اگر ساحل، ساخته می‌شد، برای رسیدن به معنی نازک‌دل شدن شاعر، نیازی به معنا نبود. اگر به جای ارجاع صرف به یک نام [دورافتاده (به انگلیسی: Cast Away) محصول سال ۲۰۰۰، فاکس قرن بیستم و دریم‌ورکس به کارگردانی رابرت زمکیس و با بازی تام هنکس و هلن هانت]، که مخاطب برود فیلم زمکیس ببیند، با دو سه سطر، فضای رابینسون کروزوئه‌ای مدرن فیلم در شعر، بازآفرینی می‌شد و از ارجاع صرف درمی‌آمد، مشکلی نداشتیم اما الان فقط یک شعر تک‌لایه‌‌ی خوش‌خوان داریم. در مورد «کز نشستن» هم که می‌دانیم «کز کردن» است اما شاعر خواسته با اتکاء به معنی مجرد «کز» [کز/ فرهنگ فارسی معین/ (کِ) (اِ.) 1 - تنگی چیزی . 2 - (عا.) انسان یا جانوری که به کنجی خزیده و در خود فرو رفته باشد]، فعل تازه‌ای بسازد برای آشنایی‌زدایی که معمولاً در این موارد [ترکیب کردن]، ترکیب جدید از قبل، بازی را به ترکیب قدیم واگذار کرده است. بحثِ زبان، بحثِ حافظه‌ی جمعی هم هست. شاعری که از حافظه جمعی و فرهنگ پاپ کمک می‌گیرد تا شعرش را بر آن استوار کند، هم‌آوردی این‌چنینی‌اش با زبان، جنگی از پیش باخته است. در وجه دیگری از این هم‌آوردی، شما به کلمه نهنگیون رسیده‌اید که مهرداد مانا در بخش نظرهای سایت «شعر ناب»، نوشته است: «مورد دیگر که میخواستم بحث کنم کاربرد عجیب کلمه " نهنگیون " در این شعر است . همانطور که دوستان مستحضرند کلمات فارسی را نمی‌توان با علامت جمع عربی جمع بست و صورت صحیح جمع نهنگ ، نهنگها میباشد . و نهنگیون از نظر دستوری اشتباه است . اما باید اندکی صبر نمود... البته شعر به خصوص در زمانی که قصد آشنازدایی دارد می تواند از برخی معذورات نحوی عبور کند و شاید همین دلیل و اندکی نیت طنازی از طرف سراینده ، کاربرد " نهنگیون " را موجه کند ولی مانا معتقد است ، نقد و کنایه‌ای فلسفی پشت این کلمه پنهان است...» و می‌رسد به یک همانندسازی با شکاکیون و رواقیون و...؛ یعنی باز ارجاع مطلق به «فرامتن»؛ این کار در صورتی، موفق می‌شد که شاعر از «کُنشی دوتایی» در «متن» استفاده می‌برد [شگردی بسیار آسان، که متأسفانه در ایران، چه در شعر و چه در داستان، بی‌خیال‌اش می‌شوند] یعنی اگر یکی از «...یون»ها، قبل از نهنگیون، در سطری «اجرا» می‌شد نیازی به این همه تفسیر، برای رسیدن به معنای یک کلمه نبود. سوال: آیا این همان روند مکاشفه در شعر نیست؟ جواب: خیر نیست! این همان روند حلِ چیستان و جدول کلمات متقاطع است و ارتباطی هم با شهود شعری یا هنری یا هر چه ندارد چون مقصدش، معنا در روگفتار است و «زبان»، این کار را خیلی بهتر انجام می‌دهد تا ادبیات. ادبیات، باید کار خودش را انجام بدهد: خلق مدام زیبایی و در پی آن، زیباشناسی.
با آنکه «کوچ» ظاهراً شعر تازه‌تری‌ست، «سعدی» را بیشتر پسندیدم؛ و یک نکته: به نظر می‌رسد که جای یک «را» در پایان این شعر، خالی‌ست اگر در هر دو سایت، این غیاب، یک‌سان نبود، می‌گفتم افتادگی کلمه است:
دیالوگِ آخر [را]
کتابخانه گفت:
سعدی از بوستان
بیرون آمده و
دیوانِ نگاهت را
به گذشته برده
تا دلیلِ سرودنش باشی
شگردی را هم که در «کوچ» استفاده کرده‌اید، محتاج تمرین بیشتری‌ست برای «کُنش بیانی» و رسیدن به «ریتم». منتظر آثار تازه‌تان هستیم. پیروز باشید.

منتقد : یزدان سلحشور

یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت. شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.